صنعت هوانوردی ایران در آستانه ورود بازیگران تازه + اینفوگرافی
به گزارش نبض بازار - گروه هتلهای بینالمللی رکسان، زیرمجموعه سمگا و گروه مالی گردشگری، با دریافت مجوز تأسیس شرکت هواپیمایی «رکسانایر» در ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، گام تازهای برای گسترش فعالیتهای خود برداشته است. این تصمیم، برند فعال در حوزه هتلداری را وارد صنعتی متفاوت میکند؛ بازاری که تجربه ایرلاینهایی مانند زاگرس و چابهار نشان میدهد در آن، دریافت مجوز تأسیس تنها آغاز مسیری طولانی تا شکلگیری عملیات پروازی است.
رکسان؛ از زنجیره هتلها تا تأسیس ایرلاین
گروه هتلهای بینالمللی رکسان پیش از ورود به حوزه هوانوردی، فعالیت خود را در قالب سه برند تخصصی دنبال میکرد: «رکسان» با تمرکز بر هتلهای پنجستاره، «رمیس» در بخش هتلهای چهارستاره و «کاروانیکا» در حوزه بوتیکهتلهای تاریخی.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مجموع ظرفیت این زنجیره با احتساب پروژههای در دست اجرا و آماده بهرهبرداری به ۲۵۸۷ اتاق میرسد. هتلهای فرودگاهی تهران، هتلهای کربلا و نجف، هتل قصرالضیافه مشهد، هتل سیرجان و بوتیکهتل کاروانیکا کرمان از جمله بخشهای این شبکه هستند.

دریافت مجوز تأسیس رکسانایر، دامنه فعالیت این گروه را از اقامت و خدمات گردشگری به حملونقل هوایی گسترش میدهد. با این حال، شکلگیری یک ایرلاین عملیاتی به اقداماتی فراتر از ثبت شرکت و دریافت مجوز اولیه نیاز دارد؛ از تأمین هواپیما و منابع مالی تا دریافت مجوزهای عملیاتی و ایجاد شبکه پروازی.
بازار ایرلاینهای کوچک؛ رقابت در ناوگان و عملیات
بر اساس آمارهای اقتصادی ارائهشده، حدود ۳۵ شرکت هواپیمایی با مجموعاً ۷۰ فروند هواپیمای فعال در بازار هوانوردی ایران فعالیت دارند. در چنین بازاری، بسیاری از ایرلاینها با ناوگان محدود کار میکنند و توان عملیاتی آنها به عواملی مانند دسترسی به هواپیما، تأمین قطعات، منابع مالی و امکان حفظ پروازهای منظم وابسته است.
امکان سرمایهگذاری یک مالک در چند شرکت هواپیمایی نیز زمینه ورود گروههای اقتصادی فعال در صنایع دیگر را فراهم میکند. از این منظر، ورود رکسان به هوانوردی را میتوان در چارچوب گسترش فعالیت گروههای اقتصادی به حوزههای مکمل گردشگری بررسی کرد؛ هرچند موفقیت چنین مدلی به توانایی ایجاد یک کسبوکار مستقل و پایدار در صنعت حملونقل هوایی بستگی دارد.
زاگرس؛ نمونهای از ایرلاین وابسته به گروه اقتصادی
هواپیمایی زاگرس یکی از نمونههای قابل مقایسه با مدل مالکیتی موردنظر رکسانایر است. این شرکت در سال ۱۳۸۴ در آبادان تأسیس شد و به گروه زاگرس تعلق دارد؛ ساختاری که در آن، فعالیت هواپیمایی در چارچوب یک گروه اقتصادی بزرگتر دنبال میشود.
بر اساس اطلاعات ارائهشده، زاگرس با ناوگانی شامل ۱۱ فروند هواپیما، ۲۳ مقصد را از پایگاههای فرودگاه امام خمینی، مهرآباد تهران و مشهد پوشش میدهد. این شرکت همچنین دو زیربرند با نامهای «زاگرس ریجنال» و «زاگرساسکوت» دارد.
تجربه زاگرس نشان میدهد که فعالیت یک ایرلاین در چارچوب گروه اقتصادی میتواند به توسعه ناوگان و شبکه پروازی منجر شود؛ اما مقایسه آن با رکسانایر در این مرحله، صرفاً از منظر مدل ورود به بازار امکانپذیر است. رکسانایر هنوز در ابتدای مسیر قرار دارد و برای ارزیابی عملکرد آن باید منتظر شکلگیری عملیات واقعی ماند.
چابهار؛ مجوز تأسیس پایان مسیر نیست
هواپیمایی چابهار نمونه دیگری از تفاوت میان تأسیس حقوقی یک شرکت و آغاز فعالیت عملیاتی آن است. این شرکت در سال ۱۳۷۸ تأسیس شد، اما پس از یک دوره توقف، در سال ۱۳۹۲ دوباره فعال شد و گواهی بهرهبرداری هوایی خود را در سال ۱۴۰۱ دریافت کرد.
طبق آمار ارائهشده، ناوگان این ایرلاین به سه فروند هواپیما محدود است و حدود ۹ تا ۱۰ مقصد داخلی را پوشش میدهد. فاصله زمانی میان تأسیس اولیه و دریافت گواهی بهرهبرداری، نشان میدهد که ورود به صنعت هوانوردی فرایندی چندمرحلهای است و مجوز تأسیس بهتنهایی تضمینکننده آغاز پروازهای تجاری نیست.
برای رکسانایر نیز تأمین ناوگان، تکمیل الزامات قانونی و عملیاتی و ایجاد برنامه پروازی، مراحل تعیینکننده بعدی خواهند بود.
سروش؛ نمونه دیگری از ورود بازیگران غیردریایی به هوانوردی
در سال ۱۴۰۵، هواپیمایی سروش نیز با پایگاه فرودگاه مهرآباد تأسیس شده است. این شرکت به نیروی انتظامی تعلق دارد و از این جهت، نمونه دیگری از ورود نهادی خارج از ساختار سنتی شرکتهای هواپیمایی به این صنعت محسوب میشود.
البته مدل مالکیتی سروش با رکسانایر تفاوت دارد؛ یکی به نهادی انتظامی وابسته است و دیگری از دل یک گروه اقتصادی فعال در گردشگری و هتلداری وارد بازار میشود. همین تفاوت، اهمیت بررسی ساختار سرمایهگذاری و اهداف عملیاتی هر ایرلاین را بیشتر میکند.
تحریمها؛ چالش مشترک صنعت هوانوردی ایران
شرایط فعالیت ایرلاینهای ایرانی تنها به رقابت داخلی محدود نیست. طبق اطلاعات ارائهشده در گزارش، در شهریور ۱۴۰۵ آمریکا شرکتهای هواپیمایی باقیمانده ایران را که پیشتر مشمول تحریم نشده بودند، به همراه ۳۶ نهاد مرتبط با پشتیبانی از بخش هوانوردی کشور تحریم کرد.
چنین محدودیتهایی، فضای فعالیت شرکتهای هواپیمایی را پیچیدهتر میکند و دسترسی به هواپیما، قطعات، خدمات فنی و مسیرهای تأمین مالی را به یکی از ملاحظات مهم این صنعت تبدیل میکند. رکسانایر نیز در صورت حرکت از مرحله تأسیس به عملیات پروازی، در همین بستر فعالیت خواهد کرد.
رکسانایر؛ آغاز یک مسیر تازه
ورود گروه هتلهای بینالمللی رکسان به حوزه هوانوردی، دامنه فعالیت این برند را از اقامت به یکی دیگر از بخشهای صنعت گردشگری گسترش میدهد. با این حال، تجربه زاگرس و چابهار نشان میدهد که مسیر ایرلاینها یکسان نیست و سابقه مالک، میزان سرمایهگذاری و زمان دریافت مجوز تأسیس، بهتنهایی جایگاه آینده آنها را مشخص نمیکند.
در شرایط فعلی، مهمترین پرسش درباره رکسانایر نه صرفاً دریافت مجوز، بلکه چگونگی تبدیل آن به یک شرکت هواپیمایی عملیاتی است. تأمین ناوگان، دریافت گواهی بهرهبرداری و آغاز پروازهای تجاری، شاخصهایی خواهند بود که امکان ارزیابی دقیقتر این ورود تازه به صنعت هوانوردی ایران را فراهم میکنند.