کد خبر: ۲۳۳۷۷۶
۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۰

سرمایه‌های بزرگ در اقیانوس سرخ نمایش خانگی + اینفوگرافی

بازار نمایش خانگی ایران وارد مرحله تازه‌ای از رقابت شده؛ جایی که سرمایه‌های بزرگ در کنار تولید محتوا، به دنبال ساختن جایگاهی پایدار در بازار سرگرمی هستند.
نمایش خانگی

به گزارش نبض بازار ، بازار نمایش ویدئویی درخواستی در ایران طی نیمه نخست دهه ۱۴۰۰ با دگرگونی عمیقی مواجه شده است. بازاری که روزگاری عمدتاً در اختیار استارتاپ‌های چابک و سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر بود، اکنون به میدان رقابت هلدینگ‌های بزرگ مالی و نهاد‌های سرمایه‌گذاری تبدیل شده است.

افزایش شدید هزینه‌های تولید محتوا، تغییرات مستمر در سیاست‌های تنظیم‌گری ساترا و کاهش قدرت خرید خانوارها، قواعد این بازار را به‌طور محسوسی تغییر داده است. در چنین شرایطی، ورود پلتفرم «شیدا» به‌عنوان بازوی رسانه‌ای و سرگرمی گروه مالی گردشگری، یکی از مهم‌ترین تحولات سال‌های اخیر بازار نمایش خانگی به شمار می‌رود.

این ورود را نمی‌توان صرفاً یک توسعه ساده در صنعت سرگرمی دانست. «شیدا» در واقع نشانه‌ای از تلاش نظام بانکی و نهاد‌های مالی برای ورود به اقتصاد توجه و استفاده از ظرفیت سرگرمی برای تقویت ارتباط با مشتریان و توسعه باشگاه‌های مشتریان است.

با این حال، پرسش اصلی اینجاست که آیا برخورداری از پشتوانه مالی قدرتمند می‌تواند ضامن بقای یک پلتفرم در بازاری باشد که بازیگران قدیمی آن سال‌ها تجربه در تولید محتوا، شناخت مخاطب و مدیریت بازار دارند؟

معماری بازار نمایش خانگی در سال ۱۴۰۵؛ آرایش فشرده رقبا

برای درک جایگاه «شیدا»، ابتدا باید ساختار کنونی بازار نمایش ویدئویی درخواستی ایران را بررسی کرد. این بازار در سال ۱۴۰۵ بازاری به‌شدت متمرکز است که چند بازیگر اصلی بخش قابل توجهی از مخاطبان و درآمد آن را در اختیار دارند.

سرمایه‌های بزرگ در اقیانوس سرخ نمایش خانگی + اینفوگرافی

فیلیمو؛ رهبر بازار

فیلیمو، متعلق به گروه صباایده، همچنان یکی از بازیگران اصلی و رهبران بازار است. برآورد‌های مطرح‌شده درباره سهم این پلتفرم، آن را در محدوده بالای ۵۰ درصد قرار می‌دهد.

مزیت اصلی فیلیمو تنها در حجم مخاطبان خلاصه نمی‌شود. این پلتفرم از آرشیو گسترده محتوای ایرانی و دوبله‌شده، اثر شبکه‌ای قدرتمند و زنجیره تأمین نسبتاً پایدار برخوردار است و همین مسئله جایگاه آن را به‌عنوان یکی از مراجع اصلی بازار تثبیت کرده است.

جریان نقدینگی حاصل از فروش اشتراک نیز به فیلیمو امکان می‌دهد منابع مالی قابل توجهی را بار دیگر به تولید و خرید محتوای جدید اختصاص دهد؛ چرخه‌ای که حفظ جایگاه این پلتفرم را تقویت می‌کند.

نماوا؛ تکیه بر زیرساخت

نماوا، متعلق به گروه شاتل، دیگر بازیگر مهم این بازار است که از زیرساخت‌های ارتباطی قدرتمند شرکت مادر خود بهره می‌برد.

اگرچه این پلتفرم در سال‌های اخیر در زمینه تولید آثار اختصاصی با فراز و نشیب‌هایی مواجه بوده است، اما کیفیت زیرساخت پخش، شبکه توزیع محتوا و برخی قرارداد‌های انحصاری در حوزه محتوای خارجی، به حفظ بخشی از کاربران وفادار آن کمک کرده است.

فیلم‌نت؛ قدرت تولید آثار جریان‌ساز

فیلم‌نت را می‌توان یکی از پدیده‌های سال‌های اخیر بازار دانست. این پلتفرم با تمرکز بر چابک‌سازی و سرمایه‌گذاری روی مجموعه‌های جریان‌ساز، به‌ویژه در ژانر‌های جنایی و معمایی، توانسته سهم خود را افزایش دهد.

تجربه فیلم‌نت نشان داده است که برخورداری از آرشیو بسیار گسترده، تنها مسیر موفقیت در این بازار نیست و چند اثر پرمخاطب و جریان‌ساز نیز می‌تواند جایگاه یک پلتفرم را به شکل محسوسی ارتقا دهد.

بازیگران کوچک‌تر و مدل رایگان

در کنار بازیگران اصلی، پلتفرم‌های کوچک‌تر نیز تلاش می‌کنند با مدل‌های متفاوت سهمی از بازار به دست آورند. «تماشاخونه» از جمله نمونه‌هایی است که با ارائه رایگان محتوا در ازای نمایش تبلیغات، مخاطبانی را هدف قرار داده است که تمایل کمتری به پرداخت حق اشتراک دارند.

در چنین بازاری، «شیدا» وارد زمینی شده است که رقابت در آن شدید است و هزینه جذب هر کاربر جدید به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است.

اقتصاد تولید محتوا؛ دیوار بلند هزینه‌ها

ورود یک مجموعه مالی بزرگ به بازار نمایش خانگی، در نگاه نخست ممکن است اقدامی پرریسک به نظر برسد؛ اما افزایش هزینه تولید محتوا بخشی از منطق اقتصادی این ورود را توضیح می‌دهد.

داده‌های غیررسمی بازار نشان می‌دهد هزینه تولید هر قسمت از یک مجموعه درام یا معمایی ویژه در شبکه نمایش خانگی می‌تواند از مرز ۸ تا ۱۲ میلیارد تومان عبور کند. دستمزد بازیگران شناخته‌شده، هزینه لوکیشن، تجهیزات سینمایی و هزینه‌های سنگین تبلیغات محیطی و دیجیتال، تولید مجموعه‌های بزرگ را برای بسیاری از تهیه‌کنندگان مستقل دشوار کرده است.

در چنین شرایطی، گروه مالی گردشگری با راه‌اندازی «شیدا» تلاش کرده است نقش سرمایه‌گذار و پلتفرم پخش را در یک ساختار واحد جمع کند.

«شیدا» نیز از همان ابتدای فعالیت با سرمایه‌گذاری روی تولید مجموعه‌های اختصاصی و پرهزینه، از جمله «آبان»، پیام روشنی به بازار ارسال کرده است؛ اینکه این پلتفرم قصد دارد حضوری بلندمدت داشته باشد و از پشتوانه مالی قابل توجهی برخوردار است.

با این حال، برخورداری از منابع مالی گسترده به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین یک مدل اقتصادی پایدار شود. هر پلتفرم نمایش خانگی در نهایت باید بتواند بخشی از هزینه‌های تولید و توسعه خود را از محل درآمد‌های ناشی از اشتراک، تبلیغات و سایر منابع درآمدی تأمین کند. در غیر این صورت، خطر تبدیل شدن پلتفرم به یک هزینه مستمر برای هلدینگ مادر افزایش خواهد یافت.

استراتژی شیدا؛ هم‌افزایی اکوسیستمی یا یارانه پنهان؟

مدل فعالیت «شیدا» نشان می‌دهد که هدف این پلتفرم در کوتاه‌مدت الزاماً کسب سود مستقیم از فروش فیلم و سریال نیست. «شیدا» می‌تواند به‌عنوان یکی از اجزای اکوسیستم بزرگ‌تر گروه مالی گردشگری تعریف شود.

این گروه، مالک «توبانک» و مجموعه‌ای از مجتمع‌های تجاری و هتل‌هاست و می‌تواند از ظرفیت شیدا برای افزایش وفاداری مشتریان و ایجاد ارتباط میان خدمات مالی و سرگرمی استفاده کند.

برای نمونه، ارائه اشتراک‌های رایگان یا تخفیف‌دار شیدا به پذیرندگان پایانه‌های فروشگاهی توبانک یا گنجاندن هزینه اشتراک در بسته‌های تسهیلات خرد بانکی، ظرفیتی است که بسیاری از رقبای مستقیم شیدا از آن برخوردار نیستند.

این مدل می‌تواند یک مزیت رقابتی مهم ایجاد کند؛ زیرا هزینه جذب مشتری تنها بر دوش خود پلتفرم قرار نمی‌گیرد و سایر بخش‌های اکوسیستم نیز می‌توانند در ایجاد و حفظ ارتباط با کاربر نقش داشته باشند ، اما همین مزیت می‌تواند به نقطه ضعف تبدیل شود.

اگر شیدا برای مدت طولانی به منابع مالی و یارانه‌های درون‌گروهی متکی باشد، ممکن است فشار لازم برای افزایش بهره‌وری و رقابت مستقل کاهش پیدا کند. پلتفرمی که زیان آن در ساختار مالی یک هلدینگ بزرگ جذب می‌شود، ممکن است به اندازه یک شرکت مستقل نسبت به هزینه‌ها، کیفیت محتوا و تغییرات ذائقه مخاطب حساس نباشد.

پاشنه آشیل پلتفرم‌ها؛ بحران ماندگاری کاربر

یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی شیدا، حفظ کاربر پس از جذب اولیه است.

رفتار مخاطبان ایرانی در بازار نمایش ویدئویی درخواستی طی سال‌های اخیر بیش از گذشته بر اساس محتوای روز شکل گرفته است. بسیاری از کاربران دیگر الزاماً به یک پلتفرم وفادار نمی‌مانند، بلکه برای تماشای یک مجموعه مشخص اشتراک تهیه می‌کنند.

به این ترتیب، ممکن است کاربری تنها برای تماشای یک مجموعه پرمخاطب، اشتراک یک‌ماهه شیدا را خریداری کند و پس از پایان مجموعه، اشتراک خود را تمدید نکند و به پلتفرمی برود که اثر جذاب بعدی را در اختیار دارد.

این مسئله برای شیدا اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا این پلتفرم هنوز از آرشیو عمیق و گسترده‌ای مشابه برخی رقبای باسابقه برخوردار نیست.

در نتیجه، پس از پایان یک مجموعه پرچمدار، اگر محتوای جذاب دیگری برای حفظ کاربر وجود نداشته باشد، انگیزه مخاطب برای ماندن در پلتفرم کاهش پیدا می‌کند.

راه‌حل این مسئله، ایجاد یک جریان مستمر تولید و عرضه محتواست؛ به این معنا که مجموعه‌های جدید باید به‌صورت پیوسته و هم‌پوشان وارد چرخه پخش شوند.

شیدا برای کاهش ریزش کاربران، ناچار است در طول سال مجموعه‌های پرمخاطب، برنامه‌های گفت‌وگومحور و برنامه‌های واقع‌نما را در کنار یکدیگر عرضه کند تا مخاطب در فاصله میان انتشار آثار بزرگ، با خلأ محتوایی مواجه نشود.

تحقق چنین مدلی، به سرمایه‌گذاری مستمر و سنگینی نیاز دارد؛ سرمایه‌ای که حتی برای یک مجموعه مالی بزرگ نیز در بلندمدت تنها زمانی توجیه‌پذیر خواهد بود که پلتفرم بتواند به حجم قابل توجهی از کاربران و درآمد پایدار دست پیدا کند.

زیرساخت و هوش مصنوعی؛ نبردی فراتر از تولید محتوا

رقابت در بازار نمایش خانگی تنها به تولید سریال و جذب بازیگران شناخته‌شده محدود نمی‌شود. معماری نرم‌افزاری و تجربه کاربری نیز به یکی از میدان‌های اصلی رقابت تبدیل شده است.

پلتفرم‌های باسابقه طی سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری قابل توجهی روی سامانه‌های پیشنهاددهنده مبتنی بر هوش مصنوعی انجام داده‌اند. این سامانه‌ها با تحلیل رفتار مخاطب تلاش می‌کنند محتوای متناسب با علایق هر کاربر را پیشنهاد دهند و احتمال خروج او از پلتفرم را کاهش دهند.

شیدا با وجود دسترسی به ظرفیت‌های فناوری گروه گردشگری و هلدینگ فناوری آن، همچنان برای رسیدن به سطح تجربه کاربری و هوشمندی سامانه‌های پیشنهاددهنده رقبای باسابقه خود مسیر قابل توجهی در پیش دارد.

مشکلاتی مانند تأخیر در پخش در ساعات اوج مصرف، ناسازگاری با برخی نسخه‌های تلویزیون‌های هوشمند و ضعف احتمالی در دسته‌بندی و شخصی‌سازی محتوا، می‌تواند تجربه مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد.

در بازاری که جذب هر کاربر هزینه قابل توجهی دارد، از دست دادن مخاطب به دلیل ضعف فنی می‌تواند به اندازه شکست یک مجموعه پرهزینه، برای پلتفرم زیان‌بار باشد.

چشم‌انداز؛ شیدا برای بقا به استقلال و تنوع نیاز دارد

«شیدا» در شهریور ۱۴۰۵ در نقطه‌ای سرنوشت‌ساز قرار گرفته است. این پلتفرم توانایی خود برای ورود قدرتمند به بازار و استفاده از ظرفیت مالی برای جذب تهیه‌کنندگان و کارگردانان مطرح را نشان داده است.

با این حال، تجربه صنعت رسانه نشان می‌دهد که سرمایه فراوان به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت نیست. پروژه‌های پرهزینه‌ای در بازار‌های مختلف وجود داشته‌اند که به دلیل شناخت ناکافی از رفتار مخاطب، ساختار هزینه‌ای نامتناسب یا اتکای بیش از اندازه به منابع مالی، نتوانسته‌اند به مدل اقتصادی پایدار برسند.

شیدا برای عبور از جایگاه یک خدمت ارزش افزوده بانکی و تبدیل شدن به یک رقیب مستقل و سودآور در صنعت سرگرمی، ناگزیر است چند مسیر را به‌صورت هم‌زمان دنبال کند.

نخست، کاهش وابستگی به یارانه‌های شرکتی و حرکت به سمت مدل ترکیبی اشتراک و تبلیغات هوشمند است. چنین مدلی می‌تواند منابع درآمدی پلتفرم را متنوع‌تر کند.

دوم، سرمایه‌گذاری روی قالب‌ها و گونه‌های محتوایی کم‌هزینه‌تر، اما پرمخاطب است. مستند‌های صنعتی، برنامه‌های ترکیبی و برنامه‌های واقع‌نما می‌توانند فاصله میان انتشار مجموعه‌های پرهزینه را پر کنند و به حفظ کاربر کمک کنند.

سوم، ایجاد استقلال بیشتر برای ساختار محتوایی پلتفرم است. شورای محتوایی و تصمیم‌گیری درباره تولید آثار باید بتواند با سرعت و چابکی بیشتری نسبت به تغییرات بازار و ذائقه مخاطب واکنش نشان دهد؛ موضوعی که ممکن است در ساختار‌های بزرگ و بروکراتیک مالی با دشواری بیشتری همراه باشد.

بازار نمایش ویدئویی درخواستی ایران، بازاری به‌شدت رقابتی است و ورود به آن با سرمایه قابل توجه، تنها بخشی از مسیر موفقیت محسوب می‌شود.

شیدا با پشتوانه مالی و لجستیکی قدرتمند وارد این میدان شده است؛ اما ادامه مسیر به عواملی فراتر از سرمایه وابسته خواهد بود. توانایی در شناخت دقیق مخاطب، تولید مستمر محتوای جذاب، ارائه تجربه کاربری مناسب و مهم‌تر از همه، ساختن یک مدل اقتصادی پایدار، عواملی هستند که مشخص می‌کنند شیدا در نهایت به یک بازیگر ماندگار در بازار سرگرمی ایران تبدیل خواهد شد یا صرفاً یکی دیگر از پروژه‌های پرهزینه هلدینگ‌های بزرگ باقی خواهد ماند.

برچسب ها: نمایش خانگی