چرا ایران هتل کم دارد، اما هتلساز زیاد نداریم؟
به گزارش نبض بازار-ایران با جاذبههای تاریخی، طبیعی و زیارتی منحصربهفرد، یکی از کشورهایی است که ظرفیت گردشگریاش با زیرساخت اقامتیاش فاصله چشمگیری دارد. آمار رسمی نشان میدهد کشور حدود ۱۴۷۰ هتل دارد که از این میان تنها حدود ۲۲۰ واحد چهار و پنجستاره هستند. اکثریت هتلها در مشهد و کیش متمرکزند و بسیاری از شهرهای گردشگریپذیر هنوز با کمبود جدی اتاق استاندارد مواجهاند. مجموع ظرفیت اقامتی کشور حدود ۴۵۵ هزار تخت برآورد میشود؛ در حالی که هدف برنامه هفتم توسعه رساندن این رقم به بیش از یک میلیون تخت است. یعنی در پنج سال باید حدود ۵۵۰ هزار تخت جدید اضافه شود و سالانه حدود ۱۰۰ هتل و مرکز اقامتی به بهرهبرداری برسد.
اشتغالزایی و ارزش اقتصادی هتل
هتل فقط یک ساختمان نیست؛ یک موتور اشتغال است. هر هتل متوسط تا بزرگ دهها تا صدها نفر را بهطور مستقیم (پذیرش، خانهداری، غذا و نوشیدنی، نگهداری) و غیرمستقیم (تأمینکنندگان، حملونقل، خدمات جانبی) مشغول میکند. صنعت هتلداری و رستورانداری بخشی از زنجیرهای است که در آمارهای اشتغال کشور سهم قابلتوجهی دارد. با این حال، ضریب اشغال پایین (اغلب زیر ۴۰ درصد در سالهای اخیر) باعث شده بسیاری از هتلها با ظرفیت خالی و فشار مالی کار کنند و حتی در برخی دورهها مجبور به تعدیل نیرو شوند. ارزش واقعی هتل زمانی آشکار میشود که جریان گردشگر پایدار باشد؛ در غیر این صورت سرمایهگذاری سنگین اولیه بازدهی نمیدهد.
مقایسه منطقهای؛ فاصله با ترکیه
رقیب اصلی منطقهای، ترکیه، تصویر متفاوتی دارد. این کشور بیش از ۲۱ هزار هتل، حدود ۸۸۲ هزار اتاق و نزدیک به ۱٫۸۳ میلیون تخت دارد. ظرفیت اقامتی ترکیه چندین برابر ایران است و همین زیرساخت به جذب دهها میلیون گردشگر خارجی در سال کمک کرده. امارات و عربستان نیز با سرمایهگذاریهای عظیم دولتی و خصوصی، بهسرعت ظرفیت لوکس خود را افزایش دادهاند. ایران از نظر جاذبه طبیعی و فرهنگی دست کمی ندارد، اما کمبود اتاق استاندارد (بهویژه چهار و پنجستاره) و پراکندگی نامتوازن باعث شده بخش قابلتوجهی از تقاضای بالقوه به مقصدهای دیگر برود.
چرا هتلساز کم است؟
ساخت هتل سرمایهبر، زمانبر و پرریسک است. هزینه زمین، ساخت، تجهیز و استانداردسازی بالاست و دوره بازگشت سرمایه معمولاً طولانیتر از بسیاری از پروژههای ساختمانی دیگر است. تسهیلات بانکی مناسب و بلندمدت کمیاب است، نوسانات ارزی و تورم هزینهها را غیرقابلپیشبینی میکند و ضریب اشغال پایین ریسک بازپرداخت را بالا میبرد. در نتیجه بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح میدهند به پروژههای کوتاهمدتتر یا کمریسکتر روی بیاورند. پروژههای نیمهتمام هتل نیز کم نیستند؛ بخشی بهدلیل کمبود منابع مالی متوقف شدهاند.
تجربه خارجی؛ بانکها چگونه وارد هتلسازی شدند؟
در بازارهای توسعهیافته، بانکها کمتر خودشان «هتلساز» میشوند و بیشتر نقش تأمینکننده مالی بلندمدت را بازی میکنند. بانکهایی مانند Aareal Bank آلمان پروژههای بزرگ هتلهای اروپایی را با وامهای چندصد میلیون یورویی تأمین مالی کردهاند. در ترکیه و منطقه خلیج فارس نیز بانکهای تجاری و اسلامی در کنار صندوقهای سرمایهگذاری و بانکهای توسعهای، خطوط اعتباری ویژهای برای هتلسازی تعریف کردهاند. برخی ساختمانهای تاریخی بانکها هم پس از تغییر کاربری به هتل لوکس تبدیل شدهاند (نمونههایی در ایتالیا، سوئد و ترکیه). در امارات و عربستان، سرمایهگذاریهای بزرگ اغلب از محل صندوقهای حاکمیتی و بانکهای وابسته انجام میشود و هتل به دارایی مولد بلندمدت تبدیل میگردد.
نمونههای ایرانی و نقش گروههای مالی
در ایران نیز تعداد محدودی از گروههای مالی و بانکی وارد این حوزه شدهاند. یکی از نمونههای فعال، گروه مالی گردشگری است. این گروه از طریق هلدینگ سمگا و زنجیره هتلهای بینالمللی رکسان (برند پنجستاره)، رمیس (چهارستاره) و کاروانیکا (بوتیکهتل) پروژههای متعددی را در شهرهای مختلف از جمله مشهد، فرودگاه امام خمینی، سیرجان و کرمان پیش برده است. این مجموعه با ترکیب سرمایهگذاری مستقیم، بهرهبرداری و توسعه برند، تلاش کرده بخشی از کمبود اتاق استاندارد را پوشش دهد و همزمان اشتغال ایجاد کند. چنین الگوهایی نشان میدهد بانکها و گروههای مالی میتوانند فراتر از وامدهی سنتی، بهعنوان شریک توسعه وارد شوند و ریسک پروژه را مدیریت کنند.
ایران هتل کم ندارد فقط بهخاطر کمبود سرمایه؛ بلکه بهخاطر ترکیب ریسک بالا، تأمین مالی دشوار، تمرکز جغرافیایی و نبود مدلهای پایدار درآمدی است. هتلسازی موفق نیازمند سه عنصر همزمان است: سرمایه بلندمدت (بانکی و خصوصی)، قراردادهای شفاف و جریان گردشگر قابل اتکا. تجربه جهانی و نمونههایی مانند گروه مالی گردشگری نشان میدهد وقتی نظام مالی کشور از «وامدهنده صرف» به «شریک توسعه گردشگری» تبدیل شود، هم کمبود هتل کاهش مییابد و هم اشتغال پایدار ایجاد میشود. تا آن زمان، فاصله بین ظرفیت بالقوه ایران و واقعیت اقامتیاش همچنان باقی خواهد ماند.