الزامات راهبردی در حوزههای تاب آوریِ امنیت غذایی؛ جنگ کریدورها و زیرساختها با رویکرد ژئوپلیتیک گرسنگی
تاریخ بشر، بهدور از عبرتها و الزامات جنگها و دگرگونیهای ناشی از کنش و واکنشهای غالب و مغلوب در فضای منازعه، عملاً فاقد جامعیت تحلیلی و آموزههای لازم برای آیندگان است. جنگها، علاوه بر ویرانیها، دردها و رنجهایی که بر پیکره جوامع و کشورها تحمیل میکنند، بهعنوان واقعیتی جاری در عرصه رقابت و تلاش کشورها و ملتها برای تحمیل اراده، بیانگر عبرتها و الزامات راهبردی در حوزههای مختلف حکمرانی نیز هستند.
یکی از مهمترین تبعات جنگها، کمبود غذا، قحطی، تحمیل گرسنگی و چگونگی تأمین و مدیریت نیازهای زیستی جامعه مورد هجوم دشمنان است. ازاینرو، امروزه با وجود تحولات فناوری و ظرفیتهای ایجادشده در تولید انبوه و ذخیرهسازی گسترده مواد غذایی، اهمیت غذا در جهانی با بیش از هشت میلیارد نفر جمعیت که همواره درگیر التهابات امنیتی، نظامی و مخاطرات مستمر محیطی است، بیش از هر زمان دیگری نمایان شده است. این شرایط، عنصر غذا را به اثرگذارترین ابزار در عرصه رقابت، تحمیل اراده و امکان اطاعتپذیری نیازمندان از قدرتمندان تبدیل کرده است.
بر همین اساس، راهبردپردازان و تصمیمسازان قدرتهای جهانی در حوزه رقابتهای بینالمللی و سیاستگذاریهای هژمونیک، توجه ویژهای به نیاز غذایی جوامع رقیب با رویکردهای ژئوپلیتیکی دارند. در روزگار کنونی نیز از منظر حاکمان آمریکا و ائتلاف صهیونیستی آن، غذا، فقر و طغیان گرسنگان، به مؤلفههایی تعیینکننده در عرصه رقابت و اعمال فشار بر کشورها و ملتهایی تبدیل شدهاند که در برابر رویکردهای هژمونیک آمریکا ایستادگی میکنند.
بر همین مبنا، آمریکای ترامپ، بدون توجه به موازین حقوقی و بینالمللی و در پی ناکامی در تحمیل اراده بر جمهوری اسلامی ایران، با هماهنگی جریان عربی ـ عبری، از طریق راهبرد «جنگ ـ مذاکره»، تلاش گستردهای را بر قطع ارتباطات آبی و زمینی ایران در کریدورهای تجاری و ارتباطی متمرکز کرده است؛ بهگونهای که افزایش قیمت کالاهای اساسی و طغیان گرسنگان را دنبال میکند. در همین راستا، اقدامات آفندی پراکنده آمریکا در خلیج فارس و محیط پیرامونی جنوب کشور نیز عملاً با هدف افزایش هزینههای ایران در مدیریت تنگه هرمز و گسترش تنگناهای عمومی در داخل کشور طراحی شده است.
در این میان، کریدورها و زیرساختهای انرژی، بهطور طبیعی، گلوگاههای تنظیمگری و فضاهای تنفسی برای تولید، تبادل و تأمین غذای جوامع و همچنین ابزارهای اعمال حکمرانی مؤثر در کشورداری بهینه محسوب میشوند. ایران با برخورداری از ۹ کریدور فعال تجاری که ۶ کریدور آن با جهتگیری شرق به غرب در مسیرهای زمینی، جادهای و ریلی نقشآفرین هستند، از ظرفیتهای کمنظیری در تجارت بینالمللی برخوردار است.
زیرساختهای انرژی شامل آب، برق، پالایشگاهها، مراکز ذخایر راهبردی و سایر تأسیسات حیاتی نیز حاصل دههها سیاستگذاری و برنامهریزی راهبردی در مدیریت داخلی و خارجی کشورها هستند. با توجه به اهمیت این زیرساختها در سرنوشت ملتها، حفاظت و پایداری آنها مشمول قواعد حقوق بشر، حمایتهای بینالمللی و مقررات حقوقی جهانی است. با این حال، جریان هژمونطلب آمریکایی و صهیونیستی، بدون توجه به این موازین، در دو جنگ تحمیلی اخیر، عامدانه بسیاری از مراکز حیاتی، ارتباطی و راهبردی ایران، بهویژه در جنوب کشور را هدف قرار دادهاند.
اهمیت منطقه جنوب و جنوبشرق ایران تنها به همجواری با خلیج فارس و سواحل اقیانوسی محدود نمیشود؛ این منطقه قلب تپنده اقتصاد دریایی و تولیدات کشاورزی کشور است. تنگه هرمز، شبکه بنادر، راههای مواصلاتی و زیرساختهای لجستیکی این منطقه، شریان اصلی ارتباط ایران با اقتصاد جهانی را تشکیل میدهند. ازاینرو، حملات اخیر برای تخریب کریدورها و زیرساختهای حملونقل و ارتباطی در جنوب و جنوبشرق کشور، تهدیدی راهبردی علیه استمرار تجارت و تأمین کالاهای مورد نیاز، بهویژه در حوزه امنیت غذایی، محسوب میشود.
بر اساس آمار سال ۱۴۰۴، تولیدات بخش کشاورزی ایران، با وجود همه محدودیتها و فشارهای تحمیلی، به حدود ۱۴۰ میلیون تن رسیده است. ازاینرو، در شرایط ناشی از تجربیات جنگهای تحمیلی و الزامات پدافندی برای افزایش تابآوری و حفاظت از امنیت غذایی، به نظر میرسد وزارت جهاد کشاورزی باید با بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای موجود و با هدف استفاده حداکثری از استعدادهای محیطی، تنوع جغرافیایی و فرصتهای مدیریتی، بستهای راهبردی مبتنی بر اولویتهای سیاستی و اجرایی متناسب با شرایط موجود تدوین کرده و با جلب مشارکت همه دستگاههای مسئول و مکمل، فرماندهی جامع امنیت غذایی کشور را عملیاتی کند.
بر این اساس و با توجه به گستردگی تنشهای نظامی و امنیتی علیه کشور، اکنون به نظر میرسد اجرای سیاستها و تدابیر زیر در اولویت قرار دارد:
۱. با توجه به اینکه ایران در سده اخیر، بهویژه به دلایل ژئوپلیتیکی، همواره در معرض تهدید بوده است، هرگونه سیاست مدیریتی برای مقابله با تهدیدات نیز باید بر پایه درک عمیق از رویکردهای ژئوپلیتیکی طراحی شود.
۲. بهرهگیری از ظرفیتهای گسترده جغرافیایی کشور از طریق توسعه کریدورهای ارتباطی و تجاری در گلوگاههای مرزی و ایجاد و گسترش بنادر خشک در سراسر کشور. شایان ذکر است که پیش از جنگ ۱۲ روزه و با شناخت کامل تهدیدات، موضوع سازماندهی این دو محور مهم با رویکرد پدافند غیرعامل، از سوی دفتر مدیریت بحران وزارت جهاد کشاورزی با استانهای هدف و دستگاههای مرتبط پیگیری شده بود و آثار مدیریتی آن در جریان جنگ بهخوبی نمایان شد.
۳. حفاظت، تقویت و توسعه تولید در تمامی بخشها، بهگونهای که میزان تولید همواره از مصرف پیشی بگیرد.
۴. ایجاد بسترهای لازم برای جذب سرمایه به بخش کشاورزی، بهویژه از طریق ارائه تضمینهای لازم در حوزه مدیریت ریسک.
۵. خارج کردن نظام تولید، تأمین و توزیع انرژی در بخش کشاورزی از ساختارهای شبکهای و تبدیل آنها به واحدهای مستقل و تفکیکشده.
۶. تدوین و اجرای طرحهای توسعه منطقهای متناسب با شاخصهای سازگاری اقلیمی.
۷. تدوین و اجرای بستههای حمایتی فوری و ویژه برای بهرهبرداران مناطق آسیبدیده از حملات دشمن، با هدف حفظ تولید و افزایش تابآوری.
۸. اتخاذ سیاستهای لازم برای اجرای الگوی کشت متناسب با شرایط مناطق مورد هجوم.
۹. تمرکز بر توسعه کریدورهای تجاری و ارتباطی در مرزهای شرقی و غربی کشور.
۱۰. بازنگری اساسی در زنجیرههای تولید، تأمین، نگهداری و توزیع نهادههای اساسی بخش کشاورزی.
۱۱. بررسی و بهینهسازی ذخایر راهبردی و نیازهای اساسی کشور متناسب با پراکنش جغرافیایی تهدیدات.
۱۲. توسعه مدیریت هوشمند و بهرهگیری از فناوریهای نوین در تولید، توزیع، مصرف، واردات و صادرات مواد غذایی با هدف استقرار نظام جامع مدیریت غذا و صیانت از زنجیره تأمین در برابر تهدیدات خارجی و فعالیتهای سوداگرانه داخلی.
نبیالله رشنو
دبیر کمیته شعار سال وزارت جهاد کشاورزی