کد خبر: ۲۲۳۲۱۱
۲۳ شهريور ۱۴۰۴ - ۱۷:۰۰
نبض بازار گزارش می‌دهد:

مشتری عجیب باشگاه پرسپولیس/ خرید پرسپولیس توسط بابک زنجانی؛ خوب یا بد؟

شایعه واگذاری باشگاه پرسپولیس به بابک زنجانی، چهره جنجالی اقتصاد کشورمان، موجی از واکنش‌های سیاسی، اقتصادی و هواداری را برانگیخته است. این گزارش، ساختار درآمد-هزینه باشگاه و پیامدهای چنین واگذاری را بررسی می‌کند.
مشتری عجیب باشگاه پرسپولیس/ خرید پرسپولیس توسط بابک زنجانی؛ خوب یا بد؟

به گزارش نبض بازار، باشگاه پرسپولیس، از پرهوادارترین و پرنفوذترین نهاد‌های ورزشی ایران، نه تنها یک برند ورزشی که یک سرمایه اجتماعی عظیم است. در سال‌های اخیر، روند خصوصی‌سازی باشگاه‌های دولتی به یکی از محور‌های سیاست‌گذاری وزارت ورزش و سازمان خصوصی‌سازی تبدیل شده است. با این حال، تجربه خصوصی‌سازی در ایران نشان داده واگذاری دارایی‌های عمومی به بخش خصوصی، در غیاب شفافیت و نظارت مؤثر، به بازتولید رانت و تمرکز قدرت اقتصادی در دست گروه‌های خاص منجر می‌شود. در این میان، انتشار خبر استقبال وزیر ورزش از احتمال فروش پرسپولیس به بابک زنجانی، که به دلیل پرونده‌های سنگین فساد مالی و بدهی‌های کلان بانکی در صدر اخبار اقتصادی کشور قرار داشته، ابعاد تازه‌ای به بحث خصوصی‌سازی در فوتبال‌مان بخشیده است. هرچند وزارت ورزش این خبر را تکذیب کرده، طرح چنین احتمالی، پرسش‌های جدی درباره ساختار مالی باشگاه، منافع ملی و نقش سرمایه‌گذاران پرحاشیه در ورزش کشور ایجاد کرده است.

درآمد‌های باشگاه پرسپولیس؛ از حق پخش تا اسپانسرینگ

ساختار درآمدی باشگاه پرسپولیس، مشابه بسیاری باشگاه‌های بزرگ آسیا، بر سه محور اصلی استوار است: حق پخش تلویزیونی، قرارداد‌های اسپانسری و فروش بلیت و محصولات هواداری. با این حال، برخلاف باشگاه‌های اروپایی که حق پخش سهم عمده‌ای از درآمدشان را تشکیل می‌دهد، در ایران این منبع عملا به دلیل ساختار انحصاری صداوسیما و فقدان نظام پرداخت منظم، سهم ناچیزی دارد. بر اساس گزارش‌های مالی منتشرشده، پرسپولیس در فصل ۱۴۰۱-۱۴۰۲ حدود ۵۵۰ میلیارد تومان از محل اسپانسرینگ و تبلیغات محیطی درآمد داشته، در حالی که درآمد بلیت‌فروشی به دلیل محدودیت‌های پساکرونایی و سپس مشکلات زیرساختی ورزشگاه آزادی، کمتر از ۵۰ میلیارد تومان بوده است.

این عدم توازن باعث شده باشگاه به شدت به قرارداد‌های اسپانسری وابسته باشد؛ قرارداد‌هایی که اغلب با شرکت‌های شبه‌دولتی یا وابسته به نهاد‌های بانکی منعقد می‌شود. نمونه بارز آن، همکاری با بانک شهر به عنوان سهامدار عمده و حامی مالی باشگاه است. این وابستگی، باشگاه را در معرض فشار‌های سیاسی و اقتصادی قرار می‌دهد، به‌ویژه زمانی که بحث تغییر مالکیت یا ورود سرمایه‌گذار جدید مطرح می‌شود. در چنین شرایطی، ورود فردی مانند بابک زنجانی، که سابقه ارتباط با شبکه‌های پیچیده مالی و سیاسی دارد، می‌تواند معادلات قدرت و منابع درآمدی باشگاه را به‌طور کامل دگرگون کند.

هزینه‌ها و بحران بدهی؛ فشار مضاعف بر مدیریت

در سوی دیگر معادله، هزینه‌های باشگاه پرسپولیس عمدتا شامل قرارداد بازیکنان و کادر فنی، هزینه‌های سفر و اردو، نگهداری و اجاره ورزشگاه، و پرداخت بدهی‌های انباشته به بازیکنان و مربیان خارجی است. بر اساس داده‌های منتشرشده توسط فدراسیون فوتبال و رسانه‌های ورزشی، پرسپولیس در ۱۴۰۱ بیش از ۶۰۰ میلیارد تومان هزینه داشته که بخش عمده آن به پرداخت دستمزد بازیکنان و تسویه پرونده‌های بین‌المللی اختصاص یافته است.

پرونده‌های شکایت مربیان و بازیکنان خارجی در فیفا، مانند برانکو ایوانکوویچ و گابریل کالدرون، نه تنها هزینه‌های سنگینی بر باشگاه تحمیل کرده، خطر محرومیت‌های بین‌المللی را نیز به همراه داشته است. این فشار مالی، مدیریت باشگاه را به سمت جذب سرمایه‌گذاران جدید سوق می‌دهد، حتی اگر این سرمایه‌گذاران سابقه‌ای بحث‌برانگیز داشته باشند. در چنین فضایی، پیشنهاد یا حتی شایعه ورود بابک زنجانی به عنوان مالک بالقوه، می‌تواند به عنوان یک «راه‌حل فوری» برای بحران نقدینگی جلوه کند، هرچند که پیامد‌های بلندمدت آن برای اعتبار باشگاه و فوتبال ایران به مراتب پیچیده‌تر خواهد بود.

اقتصاد سیاسی واگذاری؛ از خصوصی‌سازی تا بازتولید قدرت

خصوصی‌سازی در ایران، به‌ویژه در حوزه ورزش، با شعار کاهش بار مالی دولت و افزایش کارایی مدیریت آغاز می‌شود، اما در عمل، به دلیل ضعف نظارت و شفافیت، به انتقال دارایی‌های عمومی به حلقه‌های محدود قدرت اقتصادی منجر شده است. تجربه واگذاری باشگاه‌های راه‌آهن، استیل‌آذین و حتی استقلال نشان داده ورود سرمایه‌گذاران فاقد شفافیت مالی، نه تنها مشکلات باشگاه را حل نکرده، بحران‌های جدیدی ایجاد کرده است.

در این چارچوب، ورود احتمالی بابک زنجانی به مالکیت پرسپولیس، صرف‌نظر از صحت یا سقم خبر، باید در بستر اقتصاد سیاسی کشور تحلیل شود. زنجانی که به دلیل بدهی‌های چند میلیارد دلاری به شبکه بانکی و پرونده‌های قضایی سنگین شناخته می‌شود، در صورت ورود به باشگاه، می‌تواند از سرمایه اجتماعی هواداران برای بازسازی تصویر عمومی خود استفاده کند. این به‌ویژه در شرایطی که فوتبال ایران با بحران اعتماد عمومی مواجه است، می‌تواند به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به چهره‌های پرحاشیه بدل شود.

واکنش‌ها و پیامد‌های اجتماعی

انتشار خبر استقبال وزیر ورزش از این واگذاری، هرچند با تکذیب رسمی وزارتخانه مواجه شد، موجی از واکنش‌ها را در میان هواداران و کارشناسان برانگیخت. برخی هواداران، با استناد به کارزار‌های اینترنتی، از ورود سرمایه‌گذارانی با توان مالی بالا استقبال کرده و آن را راهی برای رهایی از بحران مالی دانستند. در مقابل، گروهی دیگر هشدار دادند که چنین واگذاری‌هایی می‌تواند باشگاه را به ابزاری برای تطهیر چهره‌های متهم به فساد اقتصادی تبدیل کند.

از منظر اجتماعی، پرسپولیس نه تنها یک باشگاه فوتبال که بخشی از هویت جمعی میلیون‌ها هوادار است. هرگونه تغییر مالکیت، به‌ویژه به فردی با سابقه قضایی و اقتصادی سنگین، می‌تواند واکنش‌های احساسی و حتی اعتراضی گسترده‌ای ایجاد کند. این حساسیت اجتماعی، خود به عاملی سیاسی در تصمیم‌گیری‌های وزارت ورزش و سازمان خصوصی‌سازی بدل شده است.