ناترازی در فولاد کاوه؛ فرسایش سود در لایه عملیاتی+اینفوگرافیک
به گزارش نبض بازار- در حالی که رکوردهای حجمی تولید در گزارشهای روابط عمومی برجسته میشوند، اما واکاوی لایههای میانی صورت سود و زیان، تصویری متفاوت از بهرهوری واقعی این مجموعه را ترسیم میکند.

۱. شکاف میان درآمد و سود خالص؛ معمای هزینههای تمام شده
بر اساس صورتهای مالی میاندورهای سال ۱۴۰۴، اگرچه درآمد عملیاتی شرکت به دلیل نوسانات نرخ ارز و قیمتهای جهانی شمش، رشد اسمی را تجربه کرده، اما «سود خالص» با نرخ همراهی بسیار کمتری حرکت کرده است. این شکاف نشاندهنده رشد فزاینده بهای تمام شده کالای فروش رفته است. مدیریت شرکت در بخش تأمین مواد اولیه (گندله و آهن اسفنجی) با چالشهای جدی روبهرو بوده و ناتوانی در مدیریت زنجیره تأمین داخلی، منجر به کاهش حاشیه سود ناخالص شرکت از محدوده ۲۸ درصد به حدود ۲۱ درصد شده است. این افت ۷ واحد درصدی در مقیاس تولید فولاد کاوه، به معنای خروج هزاران میلیارد تومان از چرخه سودآوری است که میتوانست صرف طرحهای توسعهای شود.
۲. ناترازی انرژی و انفعال در زیرساختهای صیانتی
یکی از اصلیترین نقدهای وارد بر تیم مدیریتی فولاد کاوه، عدم پیشبینی دقیق اثرات ناترازی انرژی بر تداوم تولید است. در تابستان ۱۴۰۴، محدودیتهای شدید برقی منجر به توقفات طولانیمدت در کوره شماره ۲ شده است. اگرچه مدیریت مدعی سرمایهگذاری در نیروگاههای صیانتی است، اما واقعیت فیزیکی پروژه نشان میدهد که پیشرفت این طرحها متناسب با بحران انرژی پیش نرفته است. هزینه فرصت ناشی از این توقفات تولید، در کنار هزینههای ثابت (سربار) که در زمان توقف کوره همچنان بر دوش شرکت است، منجر به افزایش بهای تمام شده هر تن شمش تولیدی در نیمه نخست سال گشته است.
۳. مدیریت هزینههای مالی و انجماد نقدینگی
بررسی بخش هزینههای مالی در ترازنامه ۱۴۰۴ نشاندهنده وابستگی شدید شرکت به استقراض کوتاه مدت برای تأمین سرمایه در گردش است. هزینه مالی شرکت در مقایسه با دوره مشابه سال قبل رشدی ۴۵ درصدی داشته که بخش عمدهای از سود عملیاتی را پیش از رسیدن به ردیف سود خالص بلعیده است. این وضعیت نشاندهنده ضعف در مدیریت وجوه نقد و عدم استفاده بهینه از ابزارهای نوین بازار سرمایه برای تأمین مالی ارزانقیمت است.
نتیجهگیری؛ ضرورت جراحی در استراتژیهای هزینهای
فولاد کاوه جنوب کیش اکنون در نقطهای قرار دارد که رکوردهای تولید به تنهایی نمیتوانند ضامن بقای جایگاه این شرکت در میان برترینهای صنعت فولاد باشند. مدیریت شرکت موظف است با شفافیت کامل در خصوص علل کاهش حاشیه سود عملیاتی و برنامههای واقعی (و نه شعاری) برای عبور از گلوگاه ناترازی انرژی پاسخگو باشد. بدون یک بازنگری بنیادین در مدل تأمین مواد اولیه و مدیریت هزینههای مالی، سود سهامداران خرد در سال ۱۴۰۴ بیش از پیش در تله هزینههای غیربهرهور گرفتار خواهد شد.