فولاد امیرکبیر کاشان و نمایش ویترینی از سود
به گزارش نبض بازار-شرکت در ۹ ماهه ۱۴۰۴، سود خالصی معادل ۸،۹۳۰ میلیارد ریال ثبت کرده که نسبت به دوره مشابه سال قبل ۵۵ درصد رشد نشان میدهد. اما این رشد، ریشه در عملیات اصلی شرکت ندارد. تحلیل اجزا نشان میدهد:
سود عملیاتی تنها ۶ درصد رشد داشته که نشاندهنده رکود در هسته اصلی کسبوکار است.
درآمدهای غیرعملیاتی با رشد انفجاری ۵۱۲ درصدی (از ۸۵۲ به ۵،۲۱۷ میلیارد ریال) عملاً نقش نجاتبخش را ایفا کردهاند.
این درآمدهای غیرعملیاتی عمدتاً شامل سود سپردههای بانکی و فعالیتهای سفتهبازانه است، نه ارزشآفرینی صنعتی.

شرکت به جای تمرکز بر بهبود تولید و فروش، به اقتصاد ربوی و غیرمولد پناه برده است. این استراتژی در بلندمدت پایدار نخواهد بود و شرکت را در برابر کوچکترین شوکهای بانکی آسیبپذیر میسازد
توهم رشد؛ وقتی تورم جای بهرهوری را میگیرد
بررسی صورتهای مالی ۹ ماهه نشان میدهد که درآمدهای عملیاتی شرکت با رشد ۲۷ درصدی به ۷۱ هزار میلیارد ریال رسیده است. اما این تمام ماجرا نیست. در همین بازه، بهای تمام شده درآمدها ۳۱ درصد رشد کرده است.
نقد: این یعنی مدیریت در کنترل هزینههای تولید شکست خورده است. نتیجه این ناتوانی، در سود ناخالص شرکت عیان است؛ جایی که علیرغم ادعای رشد، سود ناخالص تنها ۵ درصد زیاد شده است. در دنیای اقتصاد، وقتی رشد هزینهها از رشد درآمد پیشی میگیرد، یعنی شرکت در حال «ارزانفروشی سرمایه» است. مدیریت «فجر» عملاً روی موج تورم قیمتها سوار شده و هیچ ارزش افزوده مدیریتی در بخش راندمان تولید ایجاد نکرده است.
رسوایی سود غیرعملیاتی؛ فرشته نجاتی که از تولید نیست
عجیبترین بخش کارنامه ۹ ماهه، جهش ۵۱۲ درصدی سایر درآمدهای غیرعملیاتی است. در حالی که سود عملیاتی شرکت تنها ۶ درصد رشد داشته، ناگهان ۵،۲۱۶ میلیارد ریال درآمد از منابع غیرتولیدی (احتمالاً سود سپرده یا فروش دارایی) به دادِ گزارش مدیریت رسیده است.
نقد: مدیریت «فجر» باید پاسخ دهد که اگر این درآمد اتفاقی و غیرتولیدی نبود، با کدام دستاورد میخواستند رشد ۵۵ درصدی سود خالص را جشن بگیرند؟ این سود، «سودِ سمی» است؛ چون تکرارپذیر نیست و از دلِ خط تولید بیرون نیامده است. سهامدار روی «فولاد» سرمایهگذاری کرده است، نه روی یک «صندوق سرمایهگذاری بانکی»!
فاجعه دیماه؛ فروش کمتر، گرانفروشی بیشتر

گزارش دیماه یک عقبگرد کامل است. مقدار فروش محصول گالوانیزه (محصول استراتژیک شرکت) در دیماه به ۱۰،۲۸۵ تن سقوط کرده است، در حالی که میانگین ۹ ماهه بیش از ۱۳ هزار تن بود.
نقد: مدیریت برای پوشاندن افت مقدار فروش، نرخ فروش را در یک ماه ۳۳ درصد بالا برده و از ۵۵۶ میلیون ریال به ۷۴۰ میلیون ریال* رسانده است. این یعنی «فجر» در حال از دست دادن بازار است و فقط با شوک قیمتی سعی دارد تراز مالیاش را مثبت نگه دارد. این استراتژی یعنی تقدیم کردن بازار به رقبا در بلندمدت.
شکست در بازار جهانی؛ صادراتی که دود شد
آمار صادرات شرکت وحشتناک است. در دیماه تنها *۵۴۲ تن گالوانیزه صادر شده است. جمع کل درآمد ارزی ۱۰ ماهه امسال نسبت به سال گذشته ۳۱ درصد افت داشته است (سقوط از ۳.۳ همت به ۲.۳ همت).
در سالی که تمام شرکتهای فولادی برای کسب ارز با هم رقابت میکردند، مدیریت «فجر» بازار جهانی را بوسیده و کنار گذاشته است. حذف صادرات «نورد سرد» و انقباض شدید در گالوانیزه، نشاندهنده انفعال واحد بازرگانی و بینالملل است. شرکتی که نتواند صادر کند، در تامین قطعات یدکی و نوسازی نیز فلج خواهد شد.
نوسازی با پولِ خُرد؛ توهین به زیرساختها
دادههای ارزی نشان میدهد که شرکت از ابتدای سال تنها ۲،۸۹۶ دلار صرف خرید ماشینآلات و تجهیزات کرده است!
نقد: برای مجتمعی با این ابعاد، تخصیص ۳ هزار دلار (کمتر از ۲۰۰ میلیون تومان) برای نوسازی تجهیزات، بیشتر شبیه یک شوخی است تا برنامه توسعه. در حالی که شرکت ۲.۳ هزار میلیارد ریال درآمد ارزی داشته، خرج نکردن برای زیرساختها یعنی «خوردنِ بذر». مدیریت در حال مستهلک کردن کارخانه است بدون اینکه به فکر فردای تولید باشد. این یعنی حرکت به سمت فرسودگی کامل.
سقوط آزاد EPS عملیاتی؛ فریبکاری با اعداد غیرتولیدی
اگر نگاهی به سطر «سود پایه هر سهم» در گزارش ۹ ماهه بیندازیم، با یک فاجعه مدیریتی روبهرو میشویم که پشت عدد کلانِ سود خالص پنهان شده است.
سود پایه هر سهم از ۳۸۴ ریال به ۴۴۷ ریال رسیده (۱۶٪ رشد)، اما واقعیت تلخ در تفکیک این عدد است. سود عملیاتی هر سهم با ریزش ۲۵ درصدی از ۴۳۲ ریال به ۳۲۳ ریال سقوط کرده است! این یعنی قلب تپنده کارخانه (تولید و فروش) ۲۵ درصد ضعیفتر از سال قبل عمل کرده است. مدیریت شرکت تنها با تکیه بر «درآمدهای غیرعملیاتی» (که از ۴۸ ریال زیان به ۱۲۴ ریال سود تبدیل شده) توانسته است ظاهرِ سودآوری را حفظ کند. سهامداران باید بپرسند: آیا ما روی یک واحد صنعتی سرمایهگذاری کردهایم یا روی یک صندوق درآمد ثابت که اتفاقی سودی به دست آورده است؟ این سقوط ۲۵ درصدی در بازده عملیاتی، یعنی لبهی پرتگاه برای شرکتی که ادعای پیشرو بودن دارد.
حبس نقدینگی در تلهی هزینههای مالی
هزینههای مالی شرکت با رشد ۲۶ درصدی به بیش از ۲،۱۲۳ میلیارد ریال رسیده است.
در حالی که شرکت مدعی داشتن منابع ارزی و درآمدهای غیرعملیاتی کلان است، چرا باید چنین هزینه سنگینی را بابت بهره بانکی پرداخت کند؟ این نشاندهنده یک «شلختگی نقدینگی» است. مدیریت نتوانسته است چرخه نقدینگی (Cash Cycle) را به گونهای مدیریت کند که نیازی به وامهای گرانقیمت با نرخ بهرههای امروزی نباشد. عملاً بخشی از عایدی صادراتی و تولیدی شرکت، مستقیم به جیب بانکها ریخته میشود تا سوءمدیریت در سرمایه در گردش پوشانده شود.