کد خبر: ۲۳۲۹۷۶
۰۴ تير ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۱
«نبض بازار» گزارش می‌دهد:

تعلیق ۶۰ روزه تحریم نفتی چه کمکی به سیستم های بانکی ایران و روابط بین المللی آنها دارد؟+اینفوگرافیک

تنظیم یادداشت تفاهم اولیه میان تهران و واشنگتن و ورود به دوره بازرسی‌های فنی، یک مهلت زمانی ساختاری و ملموس را برای احیای مناسبات پولی بین‌المللی پدید آورده است.
...

به گزارش نبض بازار- بر اساس توافقات صورت‌گرفته در نشست‌های بورگن‌اشتوک سوئیس، صدور اسقاطیه‌های رسمی خزانه‌داری آمریکا برای تعلیق ۶۰ روزه تحریم‌های صادرات نفت خام ایران، اثرات وضعی و ثبات‌بخش متعددی را بر شبکه بانکی و تراز پرداخت‌های کشور بر جای گذاشته است. این رویکرد جدید دیپلماتیک، با مهار بروکراسی‌های تحریمی، فرآیند چانه‌زنی مالی را از کانال‌های موازی به سمت بستر‌های رسمی و سوئیفت سوق داده است.
بررسی مستندات ترازنامه پولی و نظام محاسبات کلان، ابعاد این گشایش ساختاری را برای بدنه بانکی کشور تبیین می‌کند:

...

۱. لایه نخست؛ احیای حساب‌های کارگزاری و تسهیل فرآیند انتقال منابع نقد


این بخش از تعلیق تعهدات، به دلیل برقراری مجدد اتصالات بانکی، کارآمدترین محرک برای تقویت نرخ کفایت دارایی‌های نقد کشور است و در همان فاز نخست از بازه ۶۰ روزه، کارایی عملیاتی خود را نشان می‌دهد:
•    تست فنی و عملیاتی کانال‌های بانکی رسمی: تعلیق نفت در این ۶۰ روز، امکان برقراری ارتباط مستقیم میان بانک مرکزی ایران و بانک‌های عامل کارگزار در آسیا و اروپا را فراهم ساخته است. این فرآیند، مسیر‌های فنی سوئیفت یا سازوکار‌های بانکی جایگزین را برای انتقال بدون مانع منابع نقد ارزی فعال می‌کند؛ امری که جلودار آن، راستی‌آزمایی واریز فوری ۱۲ میلیارد دلار دارایی نقدی توافق‌شده در گام نخست است.
•    کاهش هزینه‌های مبادلاتی بخش بازرگانی خارجی: پیش از این، شبکه بانکی برای جابجایی وجوه ناچار به تکیه بر کانال‌های تراستی و واسطه‌های فرعی بود که ریسک و هزینه نقل‌وانتقال را ارتقا می‌داد. بازگشت به بستر کارگزاری رسمی، رسوب کالا در گمرکات را مهار کرده و با کاهش قیمت تمام‌شده اقلام واسطه‌ای، ضریب پایداری را در بخش پولی تثبیت می‌کند.


۲. لایه دوم؛ تنوع‌بخشی به سبد ارزی سامانه نیما و تقویت بخش واقعی اقتصاد


این متغیر‌ها اگرچه فرآیند اثرگذاری میان‌مدتی را طی می‌کنند، اما به دلیل پیوند ساختاری با کارخانجات بزرگ، اهداف مشخصی را پدید می‌آورند:
•    پشتیبانی ارزی از صنایع پیشران و کارخانجات مادر: با ورود ارز‌های باکیفیت حاصل از فروش رسمی نفت به شبکه صرافی‌های رسمی و سامانه نیما، فشار تقاضا بر روی منابع صادرات غیرنفتی کشور (که سال گذشته به ۵۱.۶ میلیارد دلار رسید) به طور کامل برداشته می‌شود. این جریان جدید پولی، روند باز کردن بروات اسنادی (ال‌سی‌ها) را برای واردات ماشین‌آلات صنعتی کارخانجات فولاد و پتروشیمی شتاب بخشیده و نرخ رشد مثبت بالای ۳ درصدی گروه صنایع و معادن را تقویت می‌کند.
•    مهار اشتها برای تبدیل دارایی‌ها در بازار آزاد: برقراری توازن پولی و اطمینان شبکه بانکی از استمرار جریان ورود منابع ارزی در دو ماه آینده، انتظارات تورمی را در داخل انجماد بخشیده است. این آرامش ساختاری، تقاضای احتیاطی برای خرید ارز را مهار کرده و قیمت دلار را در مسیر توازن قرار می‌دهد؛ فرآیندی که در هماهنگی با طرح تخصیص تسهیلات ۲۵۰ هزار میلیارد تومانی بانک مرکزی، نقدینگی را به سمت بستر‌های تولیدی هدایت می‌کند.


۳. علل ساختاری تمکین نظام مالی غرب به پذیرش قواعد بانکی ایران


دو فاکتور عینی، واشنگتن را ناچار به صدور این اسقاطیه‌های نفتی و بانکی در اواخر بهار ۱۴۰۵ کرده است:
یک: ناترازی مادی و کسری بودجه ارتش آمریکا
تحمیل مخارج ۲۹ میلیارد دلاری مستقیم عملیاتی به پنتاگون و ثبت کسری بودجه جاری ۶ میلیارد دلاری در بدنه ارتش آمریکا، در کنار خسارت غیرقابل بازگشت ۱۹.۸ میلیارد دلاری تجهیزات مصرف‌شده، کاخ سفید را با فرسایش شدید تسلیحاتی مواجه ساخت. ترامپ تحت فشار قطعنامه ضدجنگ دوحزبی کنگره، ناچار شد برای پیشگیری از اصطکاک‌های بیشتر فیزیکی در شاهراه انرژی تنگه هرمز، مسیر‌های مالی ایران را باز کند.
دو: بحران انرژی فرامنطقه‌ای و تورم حوزه یورو
تخلیه ذخایر استراتژیک نفت در قاره سبز و جهش تورم حوزه یورو به ۶.۴ درصد، شرکای غربی آمریکا را به زانو درآورد. نیاز مبرم بازار جهانی به حفظ ثبات جریان انرژی خاورمیانه و تمکین به بند اول پیش‌نویس توافق مبنی بر حاکمیت قانونی ایران بر هرمز، سبب شد تا واشنگتن در آستانه انتخابات نوامبر ۲۰۲۶، قواعد بانکی ایران را بپذیرد تا مانع از تکانه‌های شدیدتر قیمتی در بازار سوخت شود.


نتیجه‌گیری تحلیلی


کالبدشکافی تحولات خرداد ۱۴۰۵ ثابت می‌کند که مهلت ۶۰ روزه تعلیق تحریم‌های نفتی، یک فرصت آزمون برای شبکه بانکی ایران جهت بازسازی کانال‌های ارتباطی خود با جهان بر پایه واقعیت‌های زمین است. ایران با تکیه بر کارنامه تجاری ۱۱۰ میلیارد دلاری خود ثابت کرد که ساختار تولید داخلی توانایی ایستادگی در برابر فشار‌های بیرونی را دارا است و این جبهه مقابل است که برای فرار از بحران‌های مالی و لجستیکی خود ناچار به تمکین شده است.
این دست برتر ارزی و پدافندی، قوی‌ترین اهرم پایداری را به تیم بازرگانی کشور تزریق کرده است؛ چرا که فعال شدن حساب‌های کارگزاری در دوحه و سایر پایتخت‌های مالی، به عنوان یک سپر حمایتی جهت نوسازی خطوط ترانزیتی و تامین کالا‌های واسطه‌ای عمل می‌کند و افق پیش رو را به سمت ثبات ساختاری پایدار هدایت خواهد کرد.

برچسب ها: نفت تحریم