فولاد در اقتصاد ایران چه در دوره پساجنگ چه نقشی بازی میکند؟+اینفوگرافیک
به گزارش نبض بازار- بررسی کارنامه تجارت خارجی ایران در پایان سال گذشته (۱۴۰۴) و همچنین افق تحولات خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد که این صنعت راهبردی، هم در روزهای سخت تنشهای نظامی سال گذشته پایداری ساختار تولید را تضمین کرد و هم در دوره پساجنگ و ثبات کنونی، به عنوان موتور محرک بازسازی اقتصادی و ارزآوری پایدار ایفای نقش میکند.
تحلیل آماری و ساختاری، ابعاد چندگانه نقش راهبردی صنعت فولاد در اقتصاد پساجنگ ایران را تبیین میسازد:
۱. تثبیت تراز تجاری و جهش ارزآوری در غیاب درآمدهای سنتی
در شرایطی که بخش بازرگانی خارجی ایران در سال گذشته موفق به ثبت کارنامه ۱۱۰ میلیارد دلاری شد, زنجیره فولاد و صنایع معدنی همپای بخش پتروشیمی بار اصلی صادرات غیرنفتی ۵۱.۶ میلیارد دلاری کشور را بر دوش کشیدند.
• تأمین ارز پایدار در دوره بازسازی: با آغاز آرامش پساجنگ در بهار ۱۴۰۵، تقاضا برای محصولات فولادی ایران (بهویژه شمش، میلگرد و ورقهای آلیاژی) در بازارهای منطقهای با جهش روبهرو شده است. این روند، جریان ورود ارزهای باکیفیت به سامانه نیما را تضمین کرده و مانع از شکلگیری نوسانات هیجانی در بازار ارز داخلی شده است.
• رشد مثبت گروه صنایع و معادن: آمار حسابهای ملی نشان میدهد که بخش صنایع و معادن بومی کشور با اتکا به کارخانجات بزرگ فولادی، نرخ رشد مثبت بالای ۳ درصد را حفظ کرده است, امری که نشاندهنده پایداری خطوط تولید حتی در سختترین شرایط لجستیکی است.
۲. تأمین زیرساختهای مهندسی عمران و بازسازی مناطق آسیبدیده
هر دوره پساجنگی به طور طبیعی نیازمند یک ابرپروژه نوسازی ساختاری است. صنایع فولاد ایران در این فاز، نقشی کلیدی در امنیت زنجیره تأمین داخلی بازی میکنند:
• خودکفایی در خطوط توسعه: فعال بودن مجتمعهای بزرگ فولادی کشور، نیاز پروژههای عمرانی، پدافند غیرعامل و بازسازی اسکلههای بندری در جنوب (نظیر نوار تجاری بندرعباس) را به طور کامل و بدون نیاز به واردات تأمین میکند.
• پشتیبانی از پروژههای مسکن و ترانزیت: با توجه به ثبت رکورد ترانزیت ۲۰.۵ میلیون تنی کالا در سال گذشته, توسعه خطوط ریلی کریدور شمال-جنوب و شرق خزر یکی از اولویتهای پساجنگ است. تولید ریلهای ملی و مقاطع طویل فولادی در داخل، هزینه برقیسازی و توسعه این خطوط ترانزیتی را به شدت کاهش داده است.
۳. هدایت هوشمند نقدینگی و توسعه اشتغال پایدار
در حوزه اقتصاد کلان، صنایع پیشران فولادی بهترین بستر برای جذب منابع مالی سرگردان جامعه و تبدیل آنها به ارزش افزوده واقعی هستند:
• جذب تسهیلات هدفمند: اختصاص بخشی از منابع تأمین مالی ۲۵۰ هزار میلیارد تومانی بانک مرکزی به بخش صنایع مادر و کارخانجات پیشران, مانع از قفل شدن نقدینگی این واحدها شد و چرخ دندههای تولید را فعال نگه داشت.
• پایداری اشتغال در جغرافیای صنعتی: زنجیره فولاد با ایجاد صدها هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم در نقاط مختلف کشور، صیانت از جبهه رفاهی و ثبات اجتماعی را در دوره پساجنگ تضمین کرده و مانع از بروز عارضههای ناشی از تورم در دهکهای پایین جامعه میشود.
نتیجهگیری راهبردی
واقعیتهای عددی سال ۱۴۰۵ ثابت میکنند که دکترین درونزایی صنعتی در ایران به بار نشسته است. صنعت فولاد در دوره پساجنگ دیگر صرفاً یک بخش تولیدی مجزا نیست، بلکه به عنوان یک سپر اقتصادی عمل میکند که پایداری ساختاری کشور را در برابر فشارهای تحریمی و بیرونی عایقسازی کرده است.
استمرار فعالیت کارخانجات مادر، ارزآوری مستمر و تأمین بومی قطعات بازسازی، دست برتر را به تیم دیپلماسی کشور در جریان مذاکرات پسا-تنش جاری داده است؛ چرا که به طرفهای غربی اثبات کرده است که شریانهای بنیادین تولید و معیشت در ایران، مستقل از نوسانات نظامی به حیات قدرتمند خود ادامه میدهند.