کد خبر: ۲۳۳۶۵۴
۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵

هشت پروژه، هشت مسیر؛ چرا سرنوشت طرح‌های فولادی یکسان نشد + اینفوگرافی

هجده سال پس از آغاز طرح‌های فولادی استانی، نتیجه یک تصمیم مشترک در هشت نقطه کشور یکسان نیست. برخی پروژه‌ها به ظرفیت تولید رسیده‌اند، برخی با تغییر مالکیت مسیر تازه‌ای پیدا کرده‌اند و بعضی نیز سال‌ها با چالش‌های اجرایی روبه‌رو بوده‌اند؛ روایتی که نشان می‌دهد سرنوشت پروژه‌های بزرگ صنعتی بیش از زمان کلنگ‌زنی، به اتفاقات سال‌های پس از آن وابسته است.
فولاد

به گزارش نبض بازار ، در سال ۱۳۸۶، دولت وقت با هدف توسعه متوازن منطقه‌ای، ایجاد اشتغال و محرومیت‌زدایی، هشت طرح فولادی را در نقاط مختلف کشور کلنگ‌زنی کرد. قرار بود این پروژه‌ها طی چهار تا پنج سال به بهره‌برداری برسند، اما تأخیر در تأمین مالی، تغییر ساختار مالکیت، مشکلات اجرایی و تفاوت در شیوه مدیریت باعث شد هرکدام از این طرح‌ها مسیر متفاوتی را طی کنند. امروز، بررسی سرنوشت این پروژه‌ها نشان می‌دهد یک تصمیم مشترک در نقطه آغاز، الزاماً به نتایج مشابه در نقطه پایان منجر نمی‌شود.

هشت پروژه، هشت مسیر متفاوت

طرح‌های فولادی استانی در چهارمحال و بختیاری، فارس، خوزستان، آذربایجان شرقی، خراسان جنوبی، خراسان رضوی و کرمان تعریف شدند. فولاد سپیددشت، فولاد غدیر نی‌ریز، فولاد شادگان، فولاد میانه، فولاد قائنات، فولاد سبزوار و فولاد بافت، بخش‌های اصلی این برنامه را تشکیل می‌دادند.

هدف از اجرای این پروژه‌ها، ایجاد ظرفیت‌های جدید فولادی در مناطقی بود که نسبت به قطب‌های سنتی صنعت فولاد، از توسعه صنعتی کمتری برخوردار بودند؛ بنابراین این طرح‌ها صرفاً پروژه‌های تولیدی نبودند؛ بلکه قرار بود به موتور توسعه اقتصادی مناطق محل استقرار خود تبدیل شوند.

با این حال، فاصله زمانی میان کلنگ‌زنی و بهره‌برداری نشان داد که اجرای پروژه‌های بزرگ فولادی به عواملی فراتر از تخصیص اولیه منابع نیاز دارد. تأمین مالی پایدار، دسترسی به زیرساخت، مدیریت پروژه و مهم‌تر از همه، ساختار مالکیتی و مدیریتی مناسب، در تعیین سرنوشت این طرح‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای پیدا کرد.

هشت پروژه، هشت مسیر؛ چرا سرنوشت طرح‌های فولادی یکسان نشد + اینفوگرافی

فولاد بافت؛ پروژه‌ای که پس از واگذاری شتاب گرفت

در میان طرح‌های هشتگانه، فولاد بافت نمونه‌ای متفاوت از تأثیر تغییر مالکیت و ورود سرمایه‌گذار جدید بر روند اجرای یک پروژه صنعتی است.

طرح فولاد بافت در سال ۱۳۹۵ و در چارچوب اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی به بخش خصوصی واگذار شد. در زمان واگذاری، پروژه تنها حدود ۳۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشت و بخش مهمی از مسیر ساخت آن همچنان باقی مانده بود.

با ورود هلدینگ گسترش صنایع و معادن ماهان به‌عنوان سهامدار اصلی، روند اجرای پروژه شتاب گرفت و میزان پیشرفت فیزیکی آن به حدود ۹۰ درصد رسید. فاز نخست این مجتمع با ظرفیت تولید سالانه ۸۰۰ هزار تن آهن اسفنجی، تا پایان سال ۱۳۹۷ آماده بهره‌برداری شد.

این اتفاق از آن جهت اهمیت دارد که فولاد بافت در زمان واگذاری، پروژه‌ای نیمه‌تمام بود؛ اما در سال‌های بعد، با تغییر ساختار سرمایه‌گذاری و مدیریت، بخش نخست آن وارد مرحله بهره‌برداری شد.

فاز دوم؛ عبور از یک پروژه نیمه‌تمام

توسعه فولاد بافت به فاز نخست محدود نماند. فاز دوم این مجتمع با سرمایه‌گذاری ۲۵۰ میلیون یورویی از محل فاینانس چین تعریف شد و هدف آن احداث ظرفیت ۲.۵ میلیون تن گندله و ۸۰۰ هزار تن آهن اسفنجی بود.

عملیات اجرایی این فاز در آبان ۱۳۹۸ آغاز شد و در نهایت در اردیبهشت ۱۴۰۳ به بهره‌برداری رسید.

به این ترتیب، پروژه‌ای که در زمان واگذاری تنها حدود ۳۰ درصد پیشرفت داشت، طی چند مرحله به مجموعه‌ای با ظرفیت‌های تولیدی قابل‌توجه تبدیل شد. اهمیت این اتفاق صرفاً در افزایش ظرفیت فولاد کشور نیست؛ بلکه در این نکته است که یک طرح صنعتی نیمه‌تمام در منطقه‌ای کمتر برخوردار، پس از تغییر ساختار مالکیت توانست مسیر تکمیل و بهره‌برداری را طی کند.

فولاد بافت و مسئله واگذاری‌های اصل ۴۴

عملکرد فولاد بافت را نمی‌توان جدا از تجربه گسترده‌تر خصوصی‌سازی در ایران بررسی کرد.

سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قرار بود با انتقال فعالیت‌های اقتصادی از دولت به بخش خصوصی، زمینه افزایش بهره‌وری، توسعه سرمایه‌گذاری و کاهش تصدی‌گری دولت را فراهم کند. با این حال، آمار‌های مطرح‌شده درباره واگذاری‌های کشور نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از واگذاری‌ها الزاماً به معنای انتقال مالکیت به بخش خصوصی واقعی نبوده است.

در چنین شرایطی، فولاد بافت را می‌توان از منظر عملکرد پروژه مورد توجه قرار داد؛ یعنی پروژه‌ای که پس از واگذاری، از یک طرح با پیشرفت حدود ۳۰ درصدی به مجموعه‌ای با پیشرفت ۹۰ درصدی و سپس بهره‌برداری از فاز‌های اصلی رسید.

البته این نمونه به‌تنهایی نمی‌تواند معیار قضاوت درباره کل سیاست خصوصی‌سازی باشد، اما در سطح پروژه‌ای نشان می‌دهد تغییر مالکیت، زمانی که با تأمین مالی، مدیریت اجرایی و برنامه توسعه همراه شود، می‌تواند به تکمیل یک پروژه صنعتی نیمه‌تمام کمک کند.

هدف اصلی؛ توسعه صنعتی مناطق کمتر برخوردار

فلسفه شکل‌گیری طرح‌های هشتگانه فقط افزایش ظرفیت فولاد کشور نبود. یکی از اهداف اصلی، توزیع جغرافیایی صنعت و ایجاد اشتغال در مناطقی بود که از قطب‌های صنعتی کشور فاصله داشتند.

فولاد بافت نمونه روشنی از همین نگاه است. شهرستان بافت پیش از راه‌اندازی این مجتمع، فاقد یک واحد صنعتی فولادی در چنین مقیاسی بود. ایجاد این مجتمع، علاوه بر شکل‌گیری ظرفیت تولید آهن اسفنجی، زنجیره‌ای از فعالیت‌های خدماتی، پیمانکاری و حمل‌ونقل را نیز در منطقه فعال کرد.

در فاز نخست، حدود ۲۵۰ نفر اشتغال مستقیم و حدود ۱۰۰ نفر اشتغال پشتیبان ایجاد شد. در جریان اجرای فاز دوم نیز تعداد نیرو‌های پیمانکار در مقاطعی به حدود ۱۵۰۰ نفر رسید؛ بنابراین اثر پروژه را نمی‌توان تنها با ظرفیت اسمی تولید اندازه‌گیری کرد. چنین پروژه‌ای در منطقه‌ای مانند بافت، علاوه بر تولید فولاد، می‌تواند تقاضای جدیدی برای خدمات، نیروی انسانی، حمل‌ونقل و کسب‌وکار‌های محلی ایجاد کند.

مقایسه با فولاد نی‌ریز

فولاد غدیر نی‌ریز نیز نمونه دیگری از سرنوشت متفاوت طرح‌های هشتگانه است. این پروژه که در استان فارس احداث شد، با ظرفیت ۸۰۰ هزار تن آهن اسفنجی و یک میلیون تن فولاد به بهره‌برداری رسید و در ادامه توانست جایگاه خود را در صنعت فولاد کشور تثبیت کند.

مقایسه نی‌ریز و بافت از یک منظر جالب است. هر دو پروژه در چارچوب سیاست توسعه منطقه‌ای شکل گرفتند و هر دو سال‌ها پس از کلنگ‌زنی به بهره‌برداری رسیدند؛ اما مسیر مالکیت، مدیریت و توسعه آنها یکسان نبود.

نی‌ریز در ادامه مسیر توانست به یک بازیگر مهم در بازار فولاد تبدیل شود و فولاد بافت نیز پس از ورود هلدینگ ماهان، مسیر تکمیل ظرفیت‌های خود را با سرعت بیشتری دنبال کرد.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهد سرنوشت یک پروژه فولادی تنها به زمان کلنگ‌زنی یا ظرفیت اسمی آن وابسته نیست؛ بلکه مدل تأمین مالی، مدیریت و توسعه پس از آغاز پروژه اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد.

هشت طرح؛ یک تجربه برای سرمایه‌گذاری آینده

امروز صنعت فولاد ایران با چالش‌های جدیدی مانند ناترازی برق و گاز، محدودیت منابع آب، هزینه‌های حمل‌ونقل و فشار‌های صادراتی روبه‌رو است؛ بنابراین تجربه طرح‌های هشتگانه فقط یک موضوع تاریخی نیست؛ بلکه می‌تواند برای پروژه‌های جدید صنعتی نیز درس‌آموز باشد.

در پروژه‌های بزرگ، انتخاب محل احداث، دسترسی به مواد اولیه، زیرساخت انرژی، بازار مصرف و مسیر‌های صادراتی اهمیت زیادی دارد. اما پس از آن، مدل مالکیت و توان سرمایه‌گذار برای تکمیل پروژه نیز به همان اندازه تعیین‌کننده است.

فولاد بافت از این منظر نمونه‌ای قابل توجه است؛ پروژه‌ای که در زمان واگذاری با پیشرفت حدود ۳۰ درصدی مواجه بود و پس از ورود هلدینگ ماهان توانست به مرحله بهره‌برداری از فاز‌های اصلی برسد.

جمع‌بندی؛ یک کلنگ، هشت سرنوشت

هشت طرح فولادی استانی که در سال ۱۳۸۶ با هدف توسعه متوازن و محرومیت‌زدایی کلنگ‌زنی شدند، امروز دیگر یک مجموعه پروژه هم‌شکل نیستند. هرکدام تحت تأثیر مالکیت، سرمایه‌گذاری، مدیریت و شرایط منطقه‌ای، مسیر متفاوتی را طی کرده‌اند.

فولاد میانه مسیر مالکیتی متفاوتی حفظ کرد، فولاد غدیر نی‌ریز به یکی از بازیگران شناخته‌شده صنعت تبدیل شد و فولاد بافت نیز پس از واگذاری و ورود هلدینگ گسترش صنایع و معادن ماهان، از یک پروژه با پیشرفت حدود ۳۰ درصدی به مجموعه‌ای با فاز‌های بهره‌برداری‌شده رسید.

در نهایت، تجربه این هشت پروژه نشان می‌دهد موفقیت یک طرح فولادی فقط به کلنگ‌زنی و تخصیص منابع اولیه وابسته نیست؛ نقطه تعیین‌کننده، کیفیت سرمایه‌گذاری و مدیریت در سال‌های پس از آغاز پروژه است. فولاد بافت از همین زاویه، یکی از نمونه‌های قابل توجه در میان نسل نخست طرح‌های فولادی استانی به شمار می‌رود.

برچسب ها: فولاد