رسیده وقت خداحافظی، چه دشوار است و زنده ماندن بیتو ز روی اجبار است
تو میروی و جهانم، نفس ندارد هیچ
جهان بدون تو زندان، بدون دیوار است
چه مهربان، به دلم نور و روشنی دادی
هنوز با تو دلم گرم و از تو سرشار است
اگرچه فاصله افتاده بین من و شما
دلم به عشق خداگونهات گرفتار است
تو را به وسعت لبخندهای بیمنت
سپارمت به خدا؛ بهترین نگهدار است
دکتر فرشاد نجفیپور
