انقلاب آرام در پشت صحنه اعتبار / بانک دی در خط مقدم تغییر مدل تامین مالی
به گزارش روابطعمومی بانک دی به نقل از پایگاه خبری تیتر 20؛ جریانهای مالی زنجیره تولید ایران سالها زیر فشار الگوی سنتی اعتباردهی حرکت کردهاند. این الگو، هر بنگاه را جداگانه مقابل بانک قرار میداد و نتیجه آن، انباشت هزینههای مالی، کندی گردش پول و افزایش ریسک اعتباری بود. تمرکز تازه بر الگوی SCF نشان میدهد بخشی از شبکه بانکی در حال تغییر زاویه نگاه خود به مسئله نقدینگی بنگاههاست.
از این زوایه، تاکید بانک دی بر این سازوکار تنها یک تصمیم اجرایی نیست؛ بلکه نشانهای از حرکت به سوی معماری تازهای در «مدیریت ریسک» و «جریان اعتبار» است. این چرخش راهبردی در الگوی تامین مالی دی میتواند رابطه میان بانک، بیمه و تولید را بازتعریف کند. مدلهای سنتی اعتباردهی اغلب بر ارزیابی منفرد بنگاهها استوار بودهاند.
چنین رویکردی هر حلقه زنجیره تولید را ناچار میکرد جداگانه وثیقه ارائه دهد و هزینه مالی مستقل بپردازد. پیامد این وضعیت افزایش هزینه سرمایه در گردش بود؛ هزینهای که در نهایت به «قیمت نهایی کالا» منتقل میشد و رقابتپذیری تولید را کاهش میداد.
پژوهشهای سیاستی در اقتصاد ایران نشان دادهاند تکرار چرخه دریافت تسهیلات میان حلقههای مختلف یک زنجیره، فشار مضاعفی بر منابع بانکی وارد میکند. هر حلقه از زنجیره دوباره همان فرآیند اعتبارسنجی و دریافت تسهیلات را طی میکند و همین تکرار، جریان اعتبار را از مسیر واقعی تولید دور میسازد و احتمال انحراف منابع را بالا میبرد.
حرکت به سوی SCF از سوی بانک دی، در چنین زمینهای معنا پیدا میکند. SCF اعتبار را به جای بنگاه منفرد، به جریان واقعی کالا و خدمات متصل میکند. چنین تغییر زاویهای موجب میشود بانک به جای تامین نقدینگی پراکنده، جریان مالی یک شبکه اقتصادی را مدیریت کند. این همان نقطهای است که اهمیت راهبردی تمرکز بانک دی بر این ابزار مالی آشکار میشود.
از اعتبار منفرد به اعتبار زنجیرهای
ساختار SCF اعتبار را بر پایه «روابط واقعی» میان خریدار، فروشنده و تامینکننده سامان میدهد. پس از تایید فاکتور، فروشنده میتواند زودتر به منابع مالی دسترسی پیدا کند و خریدار نیز پرداخت خود را در سررسید انجام دهد. چنین ترتیبی فشار نقدینگی را از حلقههای ضعیفتر زنجیره برمیدارد و امکان برنامهریزی مالی دقیقتر را برای مشتریان تامین مالی از سوی بانک دی فراهم میکند.
در نتیجه این تغییر راهبردی، اعتبار خریدار بزرگ به پشتوانه مالی کل زنجیره تبدیل میشود. نتیجه چنین ساختاری کاهش هزینه سرمایه در گردش و تقویت اعتماد میان بازیگران اقتصادی است. نقطه مهم اینجاست که دسترسی بنگاههای کوچک و متوسط به منابع مالی نیز بهبود مییابد. در الگوی سنتی، این بنگاهها به دلیل محدودیت وثایق یا قدرت چانهزنی کمتر اغلب بیرون از دایره اعتباری قرار میگرفتند. اتصال آنها به اعتبار خریداران بزرگ در چارچوب SCF، شبکه تولید را از حالت جزیرهای خارج میکند و مشارکت گستردهتری در اقتصاد رقم میزند.
نشانه تغییر جهت سیاست اعتباری
گسترش تدریجی بانکهای مشارکتکننده در طرحهای زنجیرهای تامین مالی نشانهای از تغییر نگرش در سطح شبکه بانکی است. آغاز این طرح با ۷ بانک و افزایش آن به ۱۲ بانک به معنای رشدی حدود ۷۱ درصدی در تعداد بازیگران بانکی این حوزه است؛ رشدی که نشان میدهد سازوکار زنجیرهای به تدریج به گزینهای قابل اتکا در سیاست اعتباری تبدیل میشود.
همزمان توسعه ابزارهایی مانند برات الکترونیک و فاکتورهای دیجیتال، شفافیت جریان مالی را افزایش میدهد. هر فاکتور ثبتشده در سامانههای تجاری به معنای اتصال مستقیم اعتبار بانکی به یک معامله واقعی است. در این شرایط، امکان پذیرش اسناد صوری و خروج منابع از چرخه تولید، به شدت کاهش میدهد.
بازار ثانویه ابزارهای اعتباری نیز سطح دیگری به این سازوکار مالی چندسطحی اضافه میکند. معامله این ابزارها در بستر بورس یا شبکه بانکی، نقدشوندگی اعتبار زنجیرهای را بالا میبرد و امکان توزیع ریسک میان بازیگران مالی را فراهم میسازد. چنین ساختاری شبکهای از بانک، بازار سرمایه و بیمه ایجاد میکند که هر کدام بخشی از بار مالی و ریسک را بر عهده میگیرند.
استراتژی جدید بانک دی: بانکداری جریان
تمرکز بانک دی بر SCF را میتوان تلاشی برای عبور از الگوی سنتی بانکداری تسهیلاتمحور دانست. بانک در این رویکرد دیگر تنها وامدهنده نیست و به مدیر جریان مالی یک زنجیره اقتصادی تبدیل میشود.
این تغییر نقش، کیفیت مدیریت ریسک و بهرهوری منابع را همزمان ارتقا میدهد. چنین رویکردی برای اقتصاد نیز پیامدهای قابل توجهی دارد. اتصال اعتبار به جریان واقعی تولید، موجب میشود منابع بانکی به جای حرکت به سمت بازارهای غیرمولد، در مسیر تولید و تجارت باقی بمانند. همین موضوع احتمال رسوب منابع یا خروج سرمایه از زنجیره تولید را کاهش میدهد. تمرکز راهبردی بر SCF در نهایت میتواند تصویر تازهای از کارکرد بانک دی در اقتصاد ترسیم کند.
بانک دی دیگر نه تنها تامینکننده اعتبار، بلکه هماهنگکننده روابط مالی میان تولیدکننده، توزیعکننده و مصرفکننده است. چنین جایگاهی اگر از سوی بانک مرکزی و دولت با تامین زیرساخت دیجیتال و بازار سرمایه همراه شود، ظرفیت آن را دارد که الگوی تامین مالی اقتصاد را به سمت شبکهای هوشمندتر و کمهزینهتر سوق دهد.