گران باری ملوکانه
میثم علوی یادداشتی تحت عنوان "گران باری ملوکانه"نوشته که در آن به تلاش ابرقدرتها برای دست یافتن به جایگاه ریاست جهانی، پرداخته شده.
جاوید شاه؛ ژاپن دوم؛ حزب رستاخیز؛ دروازه تمدن؛ دوران مفت خوری چشم آبیها تمام شد؛ ارتجاع سیاه؛ ارتجاع سرخ؛ حذف امینی؛ ناسازگاری با رزم آرا؛ کمیته مشترک ضد خرابکاری؛ خدا و شاه؛ ارتباط با امام زمان؛ ماموریت برای وطنم؛ جشنهای دو هزار پانصد ساله؛ ژاندارم منطقه؛ اعلیحضرت؛ بنیاد پهلوی؛ قیمت گذاری دستوری و شخصی اتومبیل؛ کوروش خوابیده ما بیداریم ووووووو
همه واژهها و ضد واژههای ذکر شده در بالا منجر شد شاه حتی دو حزب خود ساخته ملیون و مردم را منحل کند و تک حزب فاشیستی رستاخیز را به وجود آورد و مذهبیها و ملی گراها و چپها و ملی مذهبیها و افراد لیبرال و افراد سوسیالیست را از عرصه سیاست ورزی و مدیریت کشور حذف و در مقام ظل اللهی قرار گیرد و در بعد خارجی به غربی که او را در کودتای ۲۸ مرداد از زباله دان به تخت بازگرداند و تا بن دندان مسلحش کرد خط و نشان بکشد و هر نخست وزیری مثل علی امینی که برایش شاخ میشدند عزل کند و خلاصه کلام فقط به اسداله علم بله قربان گو راضی شد.
شاه و شوروری در اصطلاح جامعه شناسی دچار گرانباری نقش شدند و سنگی را بلند کردند که نه تنها عضلاتشان را قویتر نکرد بلکه استخوانشان را شکست.
در گران باری نقش یک فرد یا یک حکومت همزمان در داخل و خارج و در هر کدام از آنها در چندین شئون در حال پیشروی است که نقشی که برای خود تعریف میکند با ظرفیت وجودی او ناسازگار است.
شوروی در جنگ به اصطلاح سرد پدر خوانده بلوک شرق شد و زمانیکه نان برای خوردن برخی مردم مسکو نداشتند وارد هزینههای سرسام آور جنگ ستارگان و رقابتهای همه جانبه تا حتی ساخت اتومبیل ملی برای جا نماندن از رقیب پس از جنگ جهانیش شد که هیچ بیزینس پلنی برای آن نبود و تنها سوداگری و رقابتهای ابرقدرتی او را ذره ذره به ورشکستگی واضمحلال رساند.
اما چین عاقل بوده و هست و با این حد از ظرفیتهای عظیم تولید ناخالص ملی و جنگ افزار نظامی در سطح تضادهای بین الملل جز به بیانیه خوانی و محکوم کردن اقدامی صورت نداده است و زمانیکه به اهداف و رکوردهای مدنظرش برسد خواهید دید بدتر از آمریکا به یک امپریالیسم جهانی تبدیل خواهد شد.