دلار در مسیر صعود/ تجربه تغییر مدیر عاملها نشان داده الزاماً شرایط بهتر نمیشود
به گزارش نبض بازار- افزایش قیمت دلار در هفتههای اخیر بار دیگر نگاهها را به سمت ریشههای ساختاری و مقطعی بازار ارز معطوف کرده است. کارشناسان معتقدند ترکیبی از عوامل سیاسی، انتظارات تورمی، کسری بودجه دولت و کاهش عرضه ارز در بازار رسمی، زمینهساز جهش نرخ دلار شده است. همزمان، نااطمینانی نسبت به آینده مذاکرات خارجی، رشد نقدینگی و افزایش تقاضای سفتهبازی، فشار مضاعفی بر بازار ارز وارد کرده است. در چنین شرایطی، دلار نهتنها بهعنوان ابزار مبادله، بلکه بهعنوان پناهگاه حفظ ارزش داراییها عمل میکند؛ موضوعی که در غیاب سیاستهای پایدار ارزی، به تشدید نوسانات قیمتی دامن زده است.
به جهت بررسی موضوع فوق، گفتگو کردیم با ناصر کاظمی، کارشناس اقتصادی، که در ادامه مشروح آن را میخوانیم:
۱-برای مدیریت بحران ارز و طلا چه راههای قابل دسترسی برای دولت وجود دارد؟
مستحضر هستید در قرارداد برتون وودز۱۹۴۴ مقرر شد دلار ارز معتبر جهانی با پشتوانه ۱۰۰درصدی طلا باشد. نیکسون اولین برجام بینالمللی را در سال ۱۹۷۱ پاره کرد و گفت ثروت ملی که فقط طلا نیست! منابع طبیعی و معدنی و صنعتی نیزمی تواند باشد! بماند که مهد آزادی اقتصادجهان، از شدت آسیبهای جنگ جهانی، دستورجمعآوری کلیه طلاجات خانوادههای آمریکایی را صادر و اگر کسی در منزل خود طلا داشت مرتکب جرم میشد؛ لذا بعد از آن، چاپخانههای دلار آمریکا سه شیفت چاپ میکردند بگونهای که امروز به "اسهال پولی"مصطلح شده است.
هر انس طلا در ۱۹۷۱ حدود ۳۵ دلار بود! امروز بعد از ۵۵ سال هر انس طلا حدود ۴۴۰۰ دلار است که گفته میشود طلا گران شده است! ولی به شدت ازگفتن ارزان شدن دلارپرهیزدارند؟ چرا؟ چون بدهی ۳۶ هزار میلیارد دلارآمریکا یک روزی با انس طلای ۳۵ دلاری، حدود ۳۲ میلیون تن بدهی طلایی آمریکا بود! امروز به ۲۵۴ هزارتن طلا کاهش یافته! یعنی با تغییر کاهشی ارزش دلارنسبت به طلا، آمریکا بدهی خودرا به جهان ۱۲۵ برابر کاهش داده. نکته مهمتر امروز اگر ملتها بابت مطالبات خود از آمریکا مابه ازای طلای قیمت امروز راهم بخواهند که حدود ۲۵۴ هزارتن هست در آمریکا موجود نیست. چون کل طلای جهان حدود ۲۱۶ هزارتن هست. به عبارتی دیگرکل طلای جهان ۸۵درصد بدهی آمریکاست؛ و این ابرناترازی دنیا همچنان یکه تازی و بازار مشوش ما برای این دلار جهش قیمتی ایجاد مینماید. و، اما چرا قیمت دلار در بازار ایران رشد کرد؟
شناسایی نقطه عطف قیمت دلار یک تدبیر چندوجهی را در جنگ اقتصادی میطلبد! امروز افزایش جهشی قیمت دلار، از سه دمنده فوق سنگین تحت فشار است:
اول- تورم عمومی حداقل ۵۰ درصدی که ناشی از بهره بانکی است و طبیعی است دلار هم هرساله از این تورم و جهش قیمتی مبری نیست.
دوم- درجنگ اقتصادی و تحریم، درآمدزایی ارزی از طریق عدم صادرات نقدی و ارزآوری و همچنین هزینه کرد سنگین دشمن، برای تنش در بازار ایران برای تحریک شورش و رویکرد براندازانه با نظام مقدس ج. ا. ا است.
سوم- بازارسازی و بازار گردانی ذخیرهکنندگان دلار مثل: بانکها، صندوقهای تأمین مالی، شرکتهای مادر تخصصی با نیات سوداگرانه و غبارآلود نمودن بازار به نحوی که ردپایی هم از مافیای مظنه زنی دیده نشود!
البته اینجا هم علاوه بر سودجویی مفرط از افزایش قیمت دلار، احتمال اینکه اخلال گران ارزی، عوامل داخلی در خط دشمن خارجی، برای تحریک شورش مردم به صف شده باشند دور از انتظار نیست!
همچنین چرایی نوسانات قیمت طلا به علت نوسانات قیمت انس جهانی، تنش کاذب در رشد قیمت دلار، بازارسازی رانتخواران سیستمهای پولی و سرمایهای در تورمسازی و تورمخواری است، اما مهمترین راهکار مدیریت بر بحران طلا و دلارعبارتست از:
یک- حذف بهره بانکی در این دورهگذار از آخرین فشارهای جبهه استکباری از اوجب واجبات است تا بسرعت تورم عمومی ساقط و تولید و اقتصاد شکوفا و قیمتها تثبیت شود.
دو- اقتدار گرفتن واقعی بانک مرکزی در نگهبانی و حفظ و هراست از پول ملی و ریال کشور، پیش نیاز اقتدار بانک مرکزی، در جنگ اقتصادی جمع نمودن بساط دلالان و سوداگران و دلار فروشان (که در صرافیها و خیابانهای فردوسی و منوچهری که همواره با نرخسازی بر افزایش قیمت دلار میدمند) است.
بدیهی است تابلوی قیمت تک نرخی دلار روزانه، بایستی ناشی از سیاستهای مدیریت شده بانک مرکزی مقتدر باشد ولاغیر. بانک مرکزی مستقل متعارف، با بانک مرکزی مقتدر متفاوت است: اولی علاوه برتشویق به تحریمهای خارجی! تجویز خودتحریمی دولتی هم مینماید؛ دومی علاوه بر تنظیم مقتدرانه بازار، از ارزش پول ملی و ریال در حد اعلا محافظت مینماید.
۲-بازگشت ارزهای صادراتی میتواند بازار را مدیریت کند؟
قطعاً تأثیر مثبت محدود خواهد داشت. البته عناصر مشوش نمودن بازار دلار چهار کلید واژهاند:
تحریم- تطمیع- تحریک- تحریف
توضیح هرکدام از عناصر اربعه وقت گیر است. فقط این نکته یادآوری میگردد که بازگشت ارزهای صادراتی، بخشی از آثار تحریمی در بازار راتعدیل مینماید. چون صف درخواستهای ارزی با ارزموجود بانک مرکزی اصلاً قابل مقایسه نیست
۳-تغییر مدیرعامل بانک مرکزی چه نقشی در این بین میتواند بازی کند؟
تجربه تغییر مدیر عاملها نشان داده الزاماً شرایط بهتر نمیشود! از طرفی گفتهاند ایران بهشت اشتباهات مدیریتی است! هیچ مدیری هزینه خسارتبار مدیریتی خودش را پرداخت نمیکند. درصورتیکه مدیرعامل جدید حافظ پول ملی و ریال باشد باید نرخ طلا و ارز تک نرخی در انحصاربانک مرکزی قرار گیرد و در جنگ اقتصادی با اخلالگران بازار آزاد و بازار سیاه برخورد مجرمانه کیفری بعمل آید
۴-آیا طلا و ارز با تب و تاب عید به حالت قبل باز میگردند؟
بازهم به تجربه، نمودارها همواره آینده را صعودی نشان میدهند. شیب آن بستگی به اقتدار بانک مرکزی در بازار، حجم درآمد ارزی، کنترل تورم وبویژه تعیین تکلیف وضعیت "نه جنگ و نه صلح" امروز.
۵-نکته اخر
برخی ازاقتصاد خوانهای حتی دلسوز هم نوسانات ارزی و بالارفتن قیمت دلار را عامل اصلی تورم میدانند! بنظر میرسد آنها در ریشهیابی تورم، همواره آدرس غلط میدهند.
چرا که حساسیت بازار به افزایش عمومی قیمتها معمولاً دوگانه است.
الف- تورم انتظاری ناشی از بهره بانکی وعادت مفرط و آماده باش و عطش همیشگی بازار برای کسب قیمت بالا و بالاتر کالاها و خدمات!
ب -دلار میتواند در تحریک بازار مؤثر باشد همانگونه که بالارفتن بهره بانکی و قیمت بنزین و نان و کلیه کالاهای سوبسیدی میتواند موجب تحریک تقاضا و افزایش قیمتها گردد! لذا دلیلی ندارد برای هریک از این کالاها فراکسیون ملی بپا کنیم!
کافی است مخرج مشترک آنها را شناسایی و درمان نماییم. وضعیت اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی متن جامعه ما متأسفانه اصلاً خوب نیست.
تنها راهی که بصورت درمان قطعی در این شرایط حساس وجود دارد و آب سردی بر آتش بغض جامعه خواهد ریخت فقط حذف بهره بانکی و رباست! که بسرعت بانکهای خصوصی و رانتخواران را غافلگیر و ضمن پیشگیری از خسارتهای بیشتر در جنگ باخدا، اینبار مدد و نصرت الهی را با سیل نعمات و برکات درام القرای جهان اسلام جاری و ساری خواهد نمود
ان تنصروالله ینصروکم
در خاتمه شاید پرسیده شود چرا باید بهره بانکی و ربا از سیستم بانکی حذف شود:
اول- نرخ بهره ۳۰ درصدی باعث خلق نقدینگی بالغ بر ۴ هزار همت میشود که خودش تورمسازاعظم است
دوم- بانکهای خصوصی به گفته اخیر دکتر سیف در تلویزیون، ۷۰ تا ۸۰ درصد منابع خود را برای خود و شرکتهایشان تسهیلات میدهند و آنها کل اقتصاد کشور را شخم میزنند
سوم- وام گیرنده وقتی ۳۰درصد بهره میپردازد یقیناً قیمت تمام شده محصول وی ۳۰ درصد گرانتر و تورم تشدید خواهد شد.
نهایتاً اینکه با حذف بهره بانکی، خلق نقدینگی نداریم تسهیلات رانتی نداریم گران شدن تأمین مالی نداریم رانتخواری و تنش در بازار طلا و ارز توسط رانتخواران هم نداریم و خلاصه اینکه باحذف بهره بانکی، تورم ساقط، دلار و طلا در نقطه تعادل قرار میگیرند.