بانک ها مردم را صاحب خانه می کنند؟
به گزارش نبض بازار-فراتر از نقش معمول، در برهههای حساس و شرایط جنگی، این نقش بانکها پررنگتر و ارزشمندتر نیز شده است. زمانی که کشور درگیر بحرانهای دفاعی و اقتصادی بود، برخی از بانکها با وجود تمامی محدودیتها و خطرات، نه تنها چرخ اقتصادی را از حرکت بازنداشتند، بلکه با ایثار و فداکاری، به دنبال اجرای پروژههایی بودند که در نهایت به تأمین نیازهای اساسی مردم، از جمله سرپناه، منجر میشد. این نشاندهنده تعهد عمیق این نهادها به مسئولیتهای اجتماعی و کمک به ثبات جامعه در سختترین شرایط است.
در این میان، بانک گردشگری نیز به عنوان یکی از این نهادهای مالی، با درک اهمیت حیاتی مسکن در زندگی آحاد جامعه، همواره تلاش کرده است تا در راستای اهداف ملی و اجتماعی گام بردارد. این بانک، در مقاطع مختلف، با رویکردی نوآورانه و مسئولیتپذیر، به دنبال راهکارهایی برای تسهیل فرآیند خانهدار شدن مردم بوده و در پروژههای ساختمانی، به ویژه در شهرهای بزرگ که با کمبود مسکن مواجه هستند، سهمی ایفا کرده است.
به جهت بررسی موضوع فوق، گفتگو کردیم با هوشنگ فروغمند اعرابی، پژوهشگر حوزه مسکن، که در ادامه مشروح آن را میخوانیم:

۱-سیاست مسکن رفاهی-دولتی در ایران تا چه حد میتواند راهگشای بحران مسکن باشد؟
نخستین خطا در بحث مسکن که سالیان سال در ایران وجود داشت، به خصوص بعد از بحران رشد جمعیت، حل مشکل مسکن توسط دولت به تنهایی بود. این موضوع به شعار دولتها نیز تبدیل شده بود. هنوز فکر میکنیم مسکن رفاهی یعنی دولت زمین بدهد و چندین شهرک بسازد. آنچه در تجربه جهانی داریم این است که مسکن یک پروژه نیست بلکه یک نظام اجتماعی و مالی شهری پایدار است. سالیان سال این نظام امتداد مییابد و با بحرانهای مختلف، منعطف برخورد میکند. تجربه جهانی اینگونه نیست که دولتها سازنده نهایی بوده باشند. نهادهای غیرانتفاعی کمک میکنند که حداقل رفاهی برای مردم در مسکن ایجاد شود. ما هنوز فکر میکنیم که مسئله باید ساده سازی شود. مسئله دیگر این است که در ایران فقط بحران کمبود واحد مسکونی نداریم. تعداد واحدها در شهرهای بسیاری متناسب است. بحرانی که الان جدی است، بحران توان خرید و کیفیت واحدهاست. بحران اجاره و عدم دسترسی به امکانات در نزدیکی مسکن نیز جز دیگر بحران هاست. اگر مسکن اجتماعی فقط برای فقیرترین لایهها دیده شود، آن مسکنها به کلونی فقر تبدیل میشوند. در فرانسه از بافت اجتماعی محلهها حمایت میشود تا تمام طبقات بتوانند به طور متوازن حفظ شوند. برای دهکهای مختلف باید برنامه ریزی جدا داشته باشیم. در آمریکا تا دهکهای ۹ هم برنامه وجود دارد. در ایران هم گفته شده که برای دهکهای مختلف برنامه دارند.
۲-در الگوهای اروپایی دولت متولی ساخت مسکن رفاهی است یا نهادهایی مانند بانکها نیز درگیر بودهاند؟
در الگوهای اروپایی نهادهای بانکی نقش دارند، اما الزاما خودشان متولی نیستند. دولتها تنها بازیگر نیستند، بانکها نیز تنها بازیگر نیستند. دولت و بانک و شهرداری و تعاونیها هریک نقش جدایی دارند. در فرانسه معماری مالی خاصی برای بانکها دیده شده و پس انداز عمومی را برای تامین مالی مسکن اجتماعی درنظر میگیرند. وامهای بلند مدت این اختیار را به شهروند میدهد که مسکن را به راحتی به دست آورد. افرادی در اروپا هستند که چند خانه را در اروپا میخرند و هزینههای وام را به مرور به پایان میرسانند. بانکهای ایران عموما با ناترازی جدی مواجهاند و نمیتوان این الگو را پیاده کرد.
۳-در ایران برخی از بانکها مانند گردشگری و ملت اقدام به ساخت چند هزار خانه ارزان قیمت کردهاند، ایا این نمونه مشخصی برای اغاز مسکن رفاهی است؟
بانکها ممکن است اقدام به ساخت مسکن کنند، اما این اقدام الزاما آغاز مسکن رفاهی نیست. باید دید که این مسکن به چه افرادی تعلق میگیرد و دقیقتر باید بررسی شود. وامهایی که باید به نهضت ملی مسکن داده شود هم احتمالا رشد قیمت دارند، اما هنوز مشخص نیست. بانکها باید مشخص کنند که خانه سازی هایشان متعلق به چه کسانی است. تا وقتی برنامه یکپارچه دیده نشود، شاید بخشی از اقشار خارج از هدف گذاری دیده شوند و در حوزه عدالت اجتماعی سهم آن افراد کاسته شده باشد.

۴-چرا طرحهای مسکن دولت همواره شکست میخورند؟
طرحهای مسکن الزاما شکست نمیخورند. تلاشهایی در سالهای اخیر انجام شده و کم و کاستیهایی نیز وجود داشته است. مسکن را با واحد مسکونی نباید اشتباه گرفت. مسئله جامعه شناسی شهری، کیفیت زندگی و... نیز در حوزه مسکن مهم است. در ایران فقط ساخت مسکن مدنظر قرار گرفته شده است. دولتها دنبال شعارزدگی بودند تا مسائل را در سطح نگه دارند. از ۱۰۰ سال گذشته تا الان حاکمیت به دنبال این بود که پروژهها را به عنوان دستاورد نشان دهد.
۵-درگیر کردن نهادهای مالی مانند بانک و پتروشیمی و... با موضوع مسکن، تا چه حد به پیشرفت این حوزه کمک میکند؟ مشخصا خانههایی که بانک ملی در نقاط مختلف کشور ساخته موفقتر از دولت پیش رفتهاند؟
بدون بانکها بحران مسکن غیرقابل بهبود است. نهادهایی مثل پتروشیمی و شرکتهای بزرگ مقیاس پایداری سیستم را نباید از بین ببرند. مشخصا نباید به افرادی خانه برسد که حقشان نیست، زیرا در این بین حق دیگری از بین خواهد رفت. باید بدانیم که به چه افرادی میخواهیم کمک کنیم. ما وقتی از مسکن رفاهی صحبت میکنیم، مسئله کالبد نیست بلکه راهکاری است که چگونه از طریق آن میتوان به مردم کمک کرد. ورود بانک و پتروشیمی به بازار نباید باعث رفع تکلیف دیگر نهادها از ساخت مسکن شود.