کد خبر: ۲۳۰۳۴۲
۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۰
«نبض بازار» گزارش می‌دهد:

برق فروش شستان در بحران بهره‌وری تولید

آمارهای آذر و دی ۱۴۰۴ نماد بگیلان، یک هشدار جدی است. هلدینگ شستان باید پاسخگو باشد که چرا با وجود دارایی‌های عظیم، «بهره‌وری تولید» در نیروگاه گیلان قربانی «هزینه‌های سربار» و «ضعف در بازارهای رقابتی» شده است؟ اگر روند فعلی (افت ۳۰ درصدی در بورس انرژی و جهش ۱۷۰ درصدی نرخ سوخت) ادامه یابد، بگیلان به زودی از یک شرکت سودده به یک بارِ مالی بر دوش سهامداران تبدیل خواهد شد.
برق فروش شستان در بحران بهره‌وری تولید

به گزارش نبض بازار-هلدینگ سرمایه‌گذاری تجاری شستان، در حالی خود را یکی از بزرگترین بازیگران اقتصادی کشور معرفی می‌کند که یکی از استراتژیک‌ترین دارایی‌هایش، یعنی نیروگاه سیکل ترکیبی گیلان (بگیلان)، با بحران بهره‌وری و عقب‌گرد عملیاتی دست‌وپنجه نرم می‌کند. بررسی آمار‌های رسمی منتشر شده در سامانه کدال طی آذر و دی ۱۴۰۴، نشان‌دهنده حقیقتی تلخ است: مدیریت شستان به جای ارتقای زیرساخت‌ها، تنها به نظاره‌گر تورم تبدیل شده و آمار‌های حیاتی تولید و فروش رقابتی، تحت این مدیریت به شدت سقوط کرده است.

معمای سقوط در بورس انرژی؛ فرار از شفافیت یا ضعف بازاریابی؟


یکی از کوبنده‌ترین آمار‌های این دوره، وضعیت فروش در «بورس انرژی» است. بورس انرژی ویترین رقابت و کارآمدی یک نیروگاه است.
- فاجعه آماری: طبق گزارش تجمعی آذرماه، بگیلان در سال گذشته (تا آذر ۱۴۰۳) بیش از ۱ میلیارد و ۳۰۴ میلیون کیلووات ساعت برق در بورس انرژی فروخته بود. اما این رقم تحت مدیریت کنونی شستان، در بازه مشابه سال جاری به ۹۰۳ میلیون کیلووات ساعت سقوط کرده است.
این یعنی افت حدود ۳۰ درصدی در بازاری که نقدشوندگی بالایی دارد. سوال اینجاست: چرا نیروگاه گیلان سهم بازار خود را در بورس انرژی از دست داده است؟ آیا این نشان‌دهنده ناتوانی تیم مدیریتی در رقابت با سایر نیروگاه‌های بخش خصوصی است یا مدیریت شستان ترجیح می‌دهد برق را در بازار‌هایی با شفافیت کمتر عرضه کند؟

برق فروش شستان در بحران بهره‌وری تولید

برق فروش شستان در بحران بهره‌وری تولید

برق فروش شستان در بحران بهره‌وری تولید

برق فروش شستان در بحران بهره‌وری تولید

جهش هزینه‌های سوخت؛ مدیریت در خواب زمستانی


در حالی که شستان باید با سرمایه‌گذاری در بخش‌های فنی، راندمان نیروگاه را برای مقابله با افزایش هزینه‌ها بالا می‌برد، آمار‌های بخش خرید مواد اولیه حکایت از یک فاجعه مالی دارد.
- هزینه سوخت گاز: نرخ گاز مصرفی نیروگاه از ۹۹۴ ریال در سال گذشته به ۲،۷۰۰ ریال جهش یافته است (رشد نزدیک به ۱۷۰ درصدی!).
- هزینه سوخت گازوئیل: در بخش گازوئیل نیز شاهد رشد نرخ از ۱،۶۸۲ ریال به ۲،۷۰۰ ریال هستیم.

جمع کل مبالغ خرید مواد اولیه از ۴۳۴ میلیارد ریال به ۸۹۱ میلیارد ریال رسیده (رشد ۱۰۰ درصدی هزینه‌ها). در این شرایط، مدیریت شستان عملاً هیچ برنامه‌ای برای «بهینه‌سازی مصرف سوخت» ارائه نداده است. وقتی هزینه‌ها دو برابر می‌شود و تولید واقعی کاهش می‌یابد، حاشیه سود شرکت در حال ذوب شدن است.

درآمد پوشالی؛ بازی با اعداد برای فریب افکار عمومی


ممکن است مدیران شستان به رشد درآمد کل افتخار کنند، اما این رشد ناشی از «بهره‌وری» نیست، بلکه محصول «تورم تعرفه‌ای» است.
- فاکتور فریب: درآمد کل از ۲،۵۸۳ میلیارد ریال به ۵،۰۲۷ میلیارد ریال رسیده است. اما با نگاهی دقیق‌تر، می‌بینیم نرخ فروش هر کیلووات ساعت انرژی از ۱،۷۶۲ ریال به ۳،۳۴۷ ریال افزایش یافته (تقریباً دو برابر).
- نکته کلیدی: یعنی اگر تعرفه‌های دولتی و نرخ تورم نبود، بگیلان تحت مدیریت شستان به دلیل افت «مقدار تولید» با تراز منفی رو‌به‌رو می‌شد. مدیریت شستان در واقع از جیب مردم (افزایش تعرفه‌ها) ارتزاق می‌کند، نه از هنر مدیریت تولید.

بحران تولید واقعی؛ توربین‌هایی که نمی‌چرخند


آمار‌های مقدار تولید (کیلووات ساعت) نشان‌دهنده یک «درجا زدن» خطرناک است. در بخش «آمادگی»، نیروگاه با وجود ادعا‌های نوسازی، رشد ناچیزی داشته است. اما در بخش اصلی یعنی «انرژی»، مقدار تولید نسبت به پتانسیل‌های اسمی نیروگاه با استاندارد‌های بهینه فاصله دارد. توقف کامل تولید در گزارش دی‌ماه (عدد صفر مصرف سوخت در دوره یک‌ماهه) که در گزارش قبلی مشاهده شد، تیر خلاصی بر ادعای پایداری تولید در این نیروگاه است. چگونه یک نیروگاه در اوج نیاز شبکه، یک ماه تمام از مدار خارج می‌شود و هلدینگ بالادستی (شستان) سکوت اختیار می‌کند؟

فقدان استراتژی ارزی؛ درجا زدن در سطح داخلی


در تمام گزارش‌های کدال، ردیف «منابع و مصارف ارزی» عدد صفر را نشان می‌دهد.
برای هلدینگی که مدعی تجارت بین‌المللی و تملک پتروشیمی‌های ارزی (مرجان، بوشهر و...) است، ننگ است که زیرمجموعه نیروگاهی‌اش (بگیلان) حتی یک دلار درآمد ارزی از طریق صادرات برق به کشور‌های همسایه یا واردات قطعات پیشرفته برای ارتقای راندمان نداشته باشد. شستان عملاً بگیلان را به یک واحد «ریالی و فرسوده» تبدیل کرده که تنها وظیفه‌اش تامین نقدینگی جاری است.

شستان؛ مالک بزرگ یا مدیریت ناکارآمد؟

ساختار پیچیده هلدینگ شستان و لایه‌های مدیریتی آن، باعث شده است که بگیلان از یک واحد چابک صنعتی به یک اداره بروکراسی تبدیل شود. عدم تخصیص به موقع منابع برای خرید مواد اولیه و قطعات (که آثار آن در جهش قیمت‌های خرید دیده می‌شود) نشان می‌دهد که بدنه مدیریتی در تهران، فرسنگ‌ها با واقعیت‌های عملیاتی نیروگاه در گیلان فاصله دارد.

 

تحلیل شوک هزینه‌ای


بررسی گزارش فعالیت ماهانه منتهی به ۳۰ آذر ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که مدیریت شستان در مهار هزینه‌های ورودی کاملاً ناتوان بوده است. طبق داده‌های جدول «سوخت»، نرخ هر مترمکعب گاز طبیعی مصرفی نیروگاه از ۹۹۴ ریال در سال گذشته به ۲،۷۰۰ ریال جهش یافته است.
این یعنی یک رشد ۱۷۱ درصدی در نرخ سوخت گاز! سوال اینجاست: در حالی که درآمد‌های نیروگاه به صورت دستوری و با رشد بسیار ناچیزی از سوی دولت تعیین می‌شود، هلدینگ شستان چه راهبرد جایگزینی برای جبران این اختلاف ۱۷۱ درصدی در هزینه‌های پایه در نظر گرفته است؟ عدم رایزنی برای اصلاح تعرفه‌ها یا دریافت سوبسید‌های جبرانی، عملاً سود خالص بگیلان را در معرض نابودی قرار داده است.

برچسب ها: نماد شستان