آپارتمان ایران
میثم علوی یادداشتی تحت عنوان "آپارتمان ایران "نوشته که در آن به به تکثر اجتماعی سیاسی اقشار مختلف و لزوم همزیستی مسالمت آمیز پرداخته شده.
چند روز پیش یک همسایه ضد انقلاب بهم پیام داد بابت موضوع فورس ماژور تعویض پمپ استخر انقدر تومان فوری واریز کنید که انجام دادم و بسیار تشکرد و البته بنده به سر این هم سایه اتفاقا شریف منتی با پرداخت نداشتم و برعکس ایشون به سر ما منت دارند که پیگیر کارهای قسمتهای مشترک المنافع (مشاع) هستند.
یک دهه است در یک ساختمانی زندگی میکنم که میتواند الگوی مناسبی برای زیست مسالمت آمیز و متوزان در ایران باشد.
تقریبا در این یک دهه کسی نفروخته؛ یکی اقامت هلند؛ یکی آلمان یکی آمریکا یکی امارات دو تا کانادا دارند؛ چند تا ضد انقلاب؛ چند تا خنثی؛ بنده مذهبی؛ یکی پزشک؛ یکی کارخانه دار؛ یکی پیرزن تنها؛ یکی با دو پسر مجرد؛ یکی پسر مجرد با پدر و مادر سالمند؛ یکی خانم مجرد تنها؛ یکی تقریبا پیرمرد مجرد تنها، یکی دارای نوزاد، یکی نوه به سن بنده و با گرایشات مختلف فرهنگی، سیاسی، اعتقادی در کنار هم علیرغم اختلافات عملیاتی متعدد از قبیل بریدن یا نبریدن درختان خشک داخل باغچه در حال زندگی تراز یک ایرانی هستیم.
علت اینکه ما توانستیم سالها با تنوع و تضادهای فراوان با احترام کنار هم زندگی کنیم این بود که اگر مهمانی کسی دارد تا ۱۲ شب تمام میکند، در عزاداریهای مذهبی کسی مهمانی نمیگیرد و مهمانی در چارچوب خانواده تعریف میشود و از همه این امورات مهمتر در چند موضوع اساسی تمام ساکنین به اتفاق وحدت داریم:
امنیت، اورهال همیشگی، سرایدار دست پاک، سرویس منظم آسانسور، نگهبانی که سر پست شبانه نخوابد، نظافت و دیگر امور ارتقا دهنده سلامت روحی و جسمی یک هم زیستی مشترک
در این سالها همسایهای که محل زندگی را با پادگان نظامی اشتباه گرفته بود و با اسلحه و موتور هزار مانور میداد وهم فردی که محل زندگی را کازینو و مکان جنسی تلقی کرده بود نیز با تصمیم جمعی طرد و بیرون شدند.
ما زمانی میتوانیم در یک جامعه متکثر و متضاد در ایران دارای یک زیست مشترک، متوازن، مترقی، شاد و آرام باشیم که:
۱. قبول عملی کنیم که متکثریم که تا به امروز طرفداران ولایت فقیه با انعکاس حضور میدانی، نماز عید فطر و اربعین خود را تنها مردم میدانند و سلطنت طلبها نیز با انتشار گسترده وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ماه امر را برخود مشتبه کردهاند که نماینده ۹۰ میلیون ایرانی هستند و زیر بار نکبت اجنبی رفته و به پاس پر پر شدن دختران سرزمین ما دست گل به سفارت اسراییل تقدیم میکنند.
۲. خطوط قرمز یکدیگر وارد نشویم که میلیونها نسل زد و حتی دهه ۶۰ در تحولات ۴۰۱ در زن زندگی آزادی به زعم خود حجاب اجباری و گشت ارشاد را خط قرمز خود تلفی کردند و ۸ ماه آرامش جامعه از هر دو طرف را سلب کردند و از طرفی خیل عظیمی از مردم همچنان مسجد، خدا و پیغمبر و عفت را خط قرمز خود میدانند و با کسی که عمامه یک روحانی مستضعف را در خیابان پرتاب میکند و فیلمش را در رسانه تروریستی برای استهزا به اشتراک میگذارد و قرآن آتش میزنند نیز از خط قرمز طرف دیگری عبور کرده است.
۳. زندگی در تضادهای زبانی و عملی مسئولین، فساد افسار گسیخته، بروکراسی فزاینده، زندان تحریم و مواجهه گسترده با نظم (استکباری) جهانی دیگر در توان نیست و بخش قابل توجهی از مردم به خوردن و نمردن رسیدن و پس انداز و رفاهی در چشم انداز خود نمیبینند.
عزم حزب الله برای برخورد قاطع با پیاده نظام دشمن در خیابان در شرایط جنگی مسلم است و اصرار بر پیروی از دستورات اسراییل دژخیم یک فاجعه برادر کشی برای طرفین خواهد داشت و هر چه سریعتر باید ورای اینکه کلاه و نمد حاکمان چه رنگی وبدست چه کسی است بتوانیم با اصلاحات ساختاری و محتوایی از تنشهای فزاینده در بستر خیابان و فضای مجازی به شدت بکاهیم.
مدیریت ساختمان ما برای بنده و خانوادهام نظم و امنیت و رفاه بیاورد هر کسی که خواست به عنوان پیمانکار و کارمند استخدام کند و هر سیاست کلانی که خواست دنبال کند ولی وقتی اداره ایران از اتوپایلوت خارج میشود شاهد آن هستیم که هر کسی با هر سطح سوادی خواهان مداخله در مدیریت جامعه است و یک فردی مثل شازده که حتی یک شرکت دو نفره مدیریت نکرده و حتی سکولار هم نیست و برخلاف رویه پدر و پدریزرگش حتی عمل میکند نامزد بخشی از هم وتنهای فریب خورده ما شده است.