ایرانول در چالش رشد هزینه+اینفوگرافی
به گزارش نبض بازار-صنعت روانکار در ایران همواره با چالشهای متعددی از جمله نوسانات نرخ ارز و قیمت مواد اولیه مواجه بوده است. بررسی آمارهای عملکردی شرکت «ایرانول» در بازه زمانی دی و آذر ۱۴۰۴، نشاندهنده یک وضعیت بحرانی در تراز مالی و عملیاتی این شرکت نسبت به مدت مشابه سال گذشته است. این گزارش با استناد به دادههای منتشر شده، به تحلیل پنج شاخص کلیدی میپردازد که سلامت اقتصادی این بنگاه تولیدی را هدف قرار دادهاند.

۱. رشد هزینههای تامین مواد افزودنی
برجستهترین نقطه ضعف در کارنامه اخیر ایرانول، رشد خیرهکننده ۱۴۲ درصدی هزینهکرد برای مواد افزودنی وارداتی است. مواد افزودنی (Additives) قلب تپنده تولید روغنهای موتور باکیفیت هستند. افزایش بیش از دو برابری این هزینهها نشاندهنده ترکیبی از افزایش قیمتهای جهانی، دشواری در زنجیره تامین و از همه مهمتر، نوسانات شدید نرخ ارز است. این موضوع به شدت حاشیه سود ناخالص شرکت را تحت فشار قرار داده و قیمت تمامشده محصولات را به شکلی غیرمتعارف بالا برده است.
۲. فشار صعودی قیمت مواد اولیه (وکیوم باتوم و لوبکات)
دو ماده اولیه اصلی دیگر یعنی «وکیوم باتوم» و «لوبکات» نیز شاهد رشد قیمت قابل توجهی بودهاند. نرخ خرید وکیوم باتوم با ۸۳ درصد افزایش و نرخ خرید لوبکات با ۲۵ درصد افزایش روبهرو شده است. از آنجایی که قیمت این مشتقات نفتی در بورس کالا و بر اساس فرمولهای مرتبط با نرخ ارز و قیمتهای جهانی تعیین میشود، ایرانول عملاً قدرت چانهزنی کمی در کنترل این هزینههای گزاف داشته و با یک تورم نهادهای شدید دست و پنجه نرم میکند.
۳. سقوط آزاد در بازارهای صادراتی
در حالی که هزینههای تولید به شدت افزایش یافته، توان ارزآوری شرکت نیز با چالش جدی روبهرو شده است. کاهش ۳۶ درصدی مقدار فروش صادراتی (به صورت تجمعی)، زنگ خطری جدی برای نقدینگی ارزی ایرانول است. صادرات همواره به عنوان سوپاپ اطمینانی برای جبران هزینههای وارداتی عمل میکرد، اما افت بیش از یکسومی در این بخش، نشاندهنده از دست رفتن بازارهای هدف یا عدم توانایی در رقابت قیمتی با رقبای منطقهای است.
۴. تغییر نگرانکننده در سبد تولید (آیزوریسایکل)
یکی از نکات فنی و بسیار مهم در این آمار، کاهش ۵۱ درصدی سهم «آیزوریسایکل» در سبد تولید است. آیزوریسایکل یکی از محصولات استراتژیک و سودآور در زنجیره تولید روانکارهاست. محو شدن نیمی از سهم این محصول در سبد تولید، به معنای انحراف از برنامههای تولیدی بهینه و احتمالا تمرکز اجباری بر محصولات با ارزش افزوده پایینتر است که در بلندمدت منجر به تضعیف جایگاه برند در بازار میشود.