کد خبر: ۲۳۰۴۲۶
۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۰
«نبض بازار» در گزارشی بررسی کرد:

ایران‌خودرو؛ بقای یک زیان‌ده بزرگ در سایه انحصار و روایت‌سازی

مسأله ایران‌خودرو دیگر فقط زیان و سود نیست؛ مسأله، شرکتی است که سال‌هاست نه سقوط می‌کند و نه اصلاح می‌شود. بنگاهی معلق میان دولت و بازار که هر بار با زبان «توقف تولید»، جامعه را در برابر افزایش قیمت‌ها قرار می‌دهد و با تکیه بر انحصار، از پاسخ‌گویی می‌گریزد. روایت ایران‌خودرو امروز، روایت ناکارآمدی‌ای است که هزینه‌اش نه در ترازنامه، بلکه در زندگی روزمره مردم پرداخت می‌شود.
ایران‌خودرو؛ بقای یک زیان‌ده بزرگ در سایه انحصار و روایت‌سازی

به گزارش نبض بازار ، ایران‌خودرو روی کاغذ سال‌هاست وارد محدوده ورشکستگی ترازنامه‌ای شده، اما در عمل همچنان ایستاده است؛ نه به پشتوانه بهره‌وری، نوآوری یا رقابت‌پذیری، بلکه با اتکا به انحصار، حمایت‌های پنهان و انتقال هزینه ناکارآمدی به جامعه. مرور صورت‌های مالی، رفتار مدیریتی و تجربه مصرف‌کنندگان نشان می‌دهد بحران این خودروساز صرفاً عددی نیست، بلکه ساختاری و مزمن است.

کاهش زیان عملیاتی، افزایش ابهام در زیان انباشته

صورت‌های مالی ۹ماهه ایران‌خودرو از یک دوگانگی آشکار خبر می‌دهد. زیان عملیاتی این شرکت از ابتدای سال تا پایان آذرماه به حدود ۴ هزار و ۳۱۱ میلیارد تومان رسیده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته بیش از ۶۲ درصد کاهش داشته است. عددی که در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از بهبود تلقی شود، اما در همان بازه، زیان انباشته شرکت نه‌تنها مهار نشده، بلکه با رشد ۴.۶ درصدی به بیش از ۱۲۶ هزار میلیارد تومان رسیده است. این فاصله میان «روایت بهبود» و «واقعیت ترازنامه» نخستین زنگ خطر برای تحلیل وضعیت ایران‌خودرو است.

بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد کاهش مقطعی زیان انباشته در فصل پاییز، الزاماً حاصل بهبود پایدار عملیات نیست. زیان انباشته بر پایه سود و زیان خالص تغییر می‌کند و نه صرفاً عملکرد عملیاتی؛ بنابراین شناسایی درآمد‌های غیرعملیاتی، فروش دارایی‌ها، کاهش هزینه‌های مالی یا تعدیلات حسابداری می‌تواند به‌طور موقت چهره صورت‌های مالی را ترمیم کند. اینکه زیان انباشته ایران‌خودرو در گزارش ۶ماهه به ۱۳۴ هزار میلیارد تومان رسیده و سپس در پایان آذر کاهش یافته، بیش از آنکه نشانه خروج از بحران باشد، بیانگر استفاده از ابزار‌های حسابداری برای کنترل موقت بحران است.

ورشکستگی ترازنامه‌ای با حیات مصنوعی

حتی با فرض تداوم روند کاهشی پاییز، ایران‌خودرو همچنان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های زیان‌انباشته کشور باقی می‌ماند؛ شرکتی که در منطق بنگاه‌داری خصوصی، باید یا دچار اصلاحات عمیق ساختاری می‌شد یا از بازار کنار می‌رفت. اما این خودروساز خصولتی، با عبور از مرز‌های کلاسیک ورشکستگی، به حیات خود ادامه داده است؛ حیاتی که نه محصول رقابت، بلکه نتیجه رانت، انحصار و حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم است.

ادبیات طلبکارانه به‌جای پاسخ‌گویی

این تصویر مالی، با رفتار گفتاری مدیران ایران‌خودرو تکمیل می‌شود. در حاشیه مناقشات اخیر قیمت‌گذاری، مقایسه افزایش قیمت خودرو با گرانی نان و تخم‌مرغ و حتی تهدید به توقف تولید در صورت عدم تأیید قیمت‌های جدید، واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیخته است. این ادبیات، بیش از آنکه از یک تولیدکننده مسئول شنیده شود، به موضع‌گیری یک انحصارگر طلبکار شباهت دارد؛ شرکتی که به‌جای اصلاح ساختار، افزایش بهره‌وری یا ارتقای کیفیت، از «سلاح توقف تولید» برای فشار بر دولت و جامعه استفاده می‌کند.

بازتاب حضور ایران‌خودرو در نمایشگاه‌های خودرو، به‌ویژه رویداد مشهد، نشان می‌دهد شکاف میان ادعا و واقعیت تنها به صورت‌های مالی محدود نیست. غرفه بزرگ‌ترین خودروساز کشور نه از منظر طراحی، نه ارتباط با مخاطب و نه تنوع محصول، نتوانسته تصویری هم‌خوان با شعار «رهبر بازار منطقه» ارائه دهد. ضعف روابط‌عمومی، بی‌توجهی به رسانه‌ها و نگاه از بالا به پایین به مخاطب، نشانه‌هایی از فرهنگ سازمانی است که همچنان خود را بی‌نیاز از پاسخ‌گویی می‌بیند.

تجربه مردم؛ صورت‌حساب نهایی ناکارآمدی

در بیرون از سالن‌های نمایشگاهی، مصرف‌کنندگان با چهره واقعی‌تری از ایران‌خودرو مواجه‌اند. تأخیر‌های طولانی در تحویل خودرو، خدمات پس از فروش ضعیف، خرابی‌های مکرر و هزینه‌های سنگین نگه‌داری، تجربه مشترک بخش قابل‌توجهی از خریداران است. شبکه‌های اجتماعی مملو از روایت‌هایی است که نشان می‌دهد هر موج افزایش قیمت، نه با بهبود کیفیت، بلکه با تشدید نارضایتی همراه شده است. اینجاست که مفهوم «خصولتی» بودن معنا پیدا می‌کند؛ شرکتی که از رانت‌های دولتی بهره می‌برد، اما نه مانند یک بنگاه خصوصی پاسخ‌گوست و نه زیر نظارت سخت‌گیرانه یک نهاد دولتی قرار دارد.

ایران‌خودرو امروز بیش از آنکه با بحران مقطعی زیان روبه‌رو باشد، گرفتار بن‌بست ساختاری است. کاهش مقطعی برخی ارقام، بدون اصلاح بنیادین مدل کسب‌وکار، نظام قیمت‌گذاری، ساختار مالکیت و فرهنگ مدیریتی، تنها تعویق بحران است. تا زمانی که انحصار جای رقابت را گرفته و هزینه ناکارآمدی به مردم منتقل می‌شود، زیان‌های انباشته حتی اگر موقتاً کوچک‌تر شوند همچنان بزرگ‌ترین حقیقت پنهان این خودروساز باقی خواهند ماند.