تهران را نمیتوان با جابهجایی پایتخت نجات داد/مشکل اصلی تهران؛ ناترازی مدیریتی، نه مکانی
به گزارش نبض بازار،موضوع «انتقال پایتخت» و «تخلیه تهران» در ماههای اخیر بار دیگر در محافل سیاسی و رسانهای مطرح شده است. کریم آقاجانی، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با نبض بازار به بررسی ابعاد این طرح پرداخت و تأکید کرد که این موضوع هم دلایل فنی و زیستمحیطی دارد و هم انگیزههای اقتصادی و سیاسی قابل توجه.
تهران؛ شهری که از ظرفیت خود فراتر رفته است
وی گفت که مهمترین دلیل مطرح شدن دوباره انتقال پایتخت، ناترازیهای تهران است. به گفته وی، این ناترازیها شامل جمعیت بیش از ظرفیت، کمبود منابع آب و انرژی، آلودگی هوا و تراکم نهادهای اداری میشود. وی افزود که تمرکز بیش از حد نهادهای دولتی در تهران و عدم توزیع متوازن جمعیت و خدمات شهری، مشکلات بسیاری ایجاد کرده و بسیاری از مسئولان را به فکر تمرکززدایی و انتقال پایتخت انداخته است.
آقاجانی توضیح داد که تهران در بسیاری از شاخصهای شهری و زیستمحیطی از مرز تحمل عبور کرده است. وی گفت: «بر اساس آمارهای رسمی، جمعیت ساکن در محدوده کلانشهر تهران بیش از ۹ میلیون نفر و در محدوده استان تهران حدود ۱۴ میلیون نفر برآورد میشود که این ارقام از توان خدماترسانی شهری و زیرساختهای فعلی فراتر رفته است.» وی افزود که علاوه بر جمعیت، مشکلاتی مانند ترافیک سنگین، آلودگی هوا و بحران آب، وضعیت را برای مدیریت شهری دشوارتر کرده است.
وی همچنین تأکید کرد که از نظر اقتصادی، اجرای چنین طرحی در شرایط فعلی کشور تقریباً غیرممکن است. آقاجانی گفت: «برآوردها نشان میدهد ساخت و تجهیز یک پایتخت جدید به سرمایهای کلان نیاز دارد و تجربه کشورهایی مانند قزاقستان و مصر نشان داده است که حتی در شرایط اقتصادی باثبات نیز این پروژهها دهها سال زمان میبرد.» وی افزود: «در ایران امروز، با محدودیت منابع مالی، تورم بالا و مشکلات اقتصادی، اجرای طرح انتقال پایتخت بیشتر به یک شعار شبیه است تا برنامه عملیاتی.»
وی به انگیزههای غیررسمی پشت این طرح نیز اشاره کرد و گفت که انتقال پایتخت تنها دلایل علمی و زیستمحیطی ندارد. آقاجانی افزود: «هر منطقهای که به عنوان گزینه پایتخت جدید مطرح میشود، به سرعت شاهد افزایش قیمت زمین و رونق سوداگرانه است. برخی جریانها پیش از اعلام رسمی در این مناطق سرمایهگذاری کردهاند و منافع اقتصادی قابل توجهی به دست میآورند.»
آقاجانی ادامه داد که پروژههای عمرانی عظیم و انتقال وزارتخانهها و نهادهای دولتی نیز سود کلانی برای شرکتها و نهادهای وابسته به همراه دارد. وی گفت: «این طرحها گاه اهداف امنیتی و سیاسی خاصی را نیز دنبال میکنند و تمرکززدایی از تهران میتواند بهانهای برای این اهداف باشد.»
ناترازی تهران همچنان ادامه دارد؛ پایتخت جدید هم گرفتار خواهد شد
وی با اشاره به مشکلات مدیریت شهری تصریح کرد که مسئله اصلی تهران «ناترازی مکانی» نیست بلکه «ناترازی مدیریتی» است. به گفته وی، تا زمانی که مشکلات مربوط به منابع آب، انرژی، جمعیت و حملونقل حل نشود، حتی انتقال پایتخت نیز نمیتواند مشکلات را برطرف کند و شهر جدید پس از چند سال گرفتار بحرانهای مشابه خواهد شد.
آقاجانی تأکید کرد که تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که پایتخت جدید پس از مدتی با همان مشکلات شهری و جمعیتی مواجه میشود مگر آنکه پیش از آن، زیرساختها و منابع مدیریت شوند. وی افزود: «پس مشکل تهران نه در محل جغرافیایی آن است و نه در ساختمانهای دولتی، بلکه در ضعف مدیریت منابع و برنامهریزی شهری است.»
وی در پایان گفت: «جمعبندی من این است که انتقال پایتخت در شرایط کنونی، بیشتر یک ابزار رسانهای و سیاسی است تا راهحل مدیریتی. اولویت باید اصلاح مدیریت شهری و منابع باشد و تمرکز بر کاهش ناترازیها، نه تغییر محل پایتخت.»
آقاجانی همچنین یادآور شد که طرحهای بزرگ از این دست گاه همزمان با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی مطرح میشوند تا افکار عمومی را از مسائل اصلی منحرف کنند. وی گفت: «منافع زمین و پروژههای عمرانی در سایه این بحثها از هر ناترازی دیگری واقعیتر به نظر میرسد و توجه افکار عمومی را به خود جلب میکند.»
وی تأکید کرد که هیچ تصمیم رسمی درباره زمان یا مکان انتقال پایتخت اتخاذ نشده است و در شرایط فعلی، تمرکز بر اصلاح مدیریت منابع و زیرساختهای تهران اهمیت بیشتری دارد. به گفته وی، اگر ناترازیهای آب، انرژی و جمعیت حل نشود، حتی شهر جدید نیز در آینده دچار همان مشکلات خواهد شد و پروژه انتقال پایتخت تنها یک طرح پرهزینه و پر سروصدا باقی خواهد ماند.