ایران چه هزینههای دیگری به جز نفت و گاز را با بسته نگهداشتن حق طبیعی آبراه تنگه هرمز بر جهان وارد میکند؟ +اینفوگرافی
به گزارش نبض بازار- زمانی که شریانهای اصلی ترانزیت با مانع مواجه میشوند، لایههای پنهان اقتصاد بینالملل، از بازارهای بیمه دریایی تا زنجیرههای تولید مواد اولیه شیمیایی، دچار ناترازیهای عمیق میگردند. بررسی جزییات عملیاتی در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که ابعاد این هزینههای تحمیلی، فراتر از ارزش دلاری نفت خام، زیرساختهای حیاتی صنایع سنگین و هوانوردی را هدف قرار داده است.
جهش هزینههای لجستیک و چالش اعتبار در بازار بیمه
نخستین و سریعترین واژگونی آماری در زمان بروز تنش در این گذرگاه، در «بازار بیمه دریایی» مشاهده میشود. دادههای مستند نشان میدهد که در جریان تلاطمهای سال ۲۰۲۶، نرخ حق بیمه خطرات جنگی با جهشی بیسابقه و معادل ۱۰۰۰ درصد روبهرو شد.
تحلیل عددی این جهش نشاندهنده یک فشار مالی سنگین بر شرکتهای کشتیرانی است؛ بهطوریکه هزینه پوشش بیمهای برای یک سفر دریایی استاندارد از سطح ۷۵۰ هزار دلار به ۹ میلیون دلار افزایش یافت. این تغییر ناگهانی در ساختار هزینهها باعث میشود که حتی در صورت در دسترس بودن کالای فیزیکی (نفت یا محصولات دیگر)، حملونقل آنها از منظر توجیه اقتصادی با بنبست مواجه شود. این سازوکار، عملاً یک «تحریم خودخواسته لجستیکی» را به بازار تحمیل میکند که نتیجه آن توقف حرکت شناورها در کل حوضه اقیانوس هند و خلیج فارس است.
اختلال در زنجیره ارزش پتروشیمی و امنیت غذایی
منطقه خلیج فارس نه تنها قلب تپنده انرژی، بلکه تأمینکننده اصلی مواد اولیه برای صنایع سنگین و کشاورزی جهان است. آمارها نشان میدهد که حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از حجم تجارت جهانی مواد شیمیایی، سوخت جت و نفتا از مسیر تنگه هرمز عبور میکند. انسداد این مسیر، زنجیره تولید در قارههای مختلف را با چالشهای ساختاری زیر مواجه میسازد:
• گوگرد: حدود ۴۷ درصد از صادرات جهانی این محصول که ماده حیاتی برای تولید اسید سولفوریک و کودهای شیمیایی است، از این مسیر تأمین میشود.
• اوره: ۳۵ درصد از صادرات جهانی اوره به عنوان یکی از اصلیترین نهادههای کشاورزی، وابسته به ترانزیت هرمز است.
• فسفات (DAP): حدود ۲۴ تا ۲۶ درصد از سهم بازار جهانی این محصول در اختیار تولیدکنندگان این منطقه قرار دارد.
توقف این جریان به معنای وقفه در فعالیت کارخانههای صنایع پلیمری و پلاستیکسازی در شرق آسیا و تهدید جدی برای امنیت غذایی کشورهایی است که به کودهای شیمیایی این منطقه وابسته هستند. بر اساس برآوردهای کارشناسی، بار مالی تحمیلی به بخش پتروشیمی جهانی به تنهایی میتواند روزانه بالغ بر ۲۰۰ میلیون دلار باشد.
هوانوردی و سوختهای میانتقطیر؛ تهدیدی برای قطبهای ترانزیتی
بخش دیگری از این اختلال ساختاری، گریبانگیر صنعت هوانوردی بینالمللی میشود. تأمین سوخت جت برای بسیاری از قطبهای هوانوردی بزرگ جهان در آسیا و اروپا، به جریانات صادراتی فرآوردههای پالایشی از خلیج فارس وابسته است. انسداد تنگه هرمز و توقف ارسال سوخت جت و نفتا، منجر به لغو هزاران پرواز بینالمللی و اختلال در شبکههای حملونقل هوایی میگردد. این موضوع علاوه بر ضررهای مستقیم به خطوط هوایی، زنجیره تأمین قطعات حساس و کالاهای گرانقیمت را که از طریق هوایی جابهجا میشوند، با تأخیرهای عملیاتی روبهرو میکند.
نتیجهگیری و برآیند نهایی
دادههای مستند ثابت میکنند که تنگه هرمز یک «گرهگاه استراتژیک» در شبکه عصبی اقتصاد جهانی است. تراز تجاری بسیاری از کشورها نه فقط از مسیر قیمت نفت، بلکه از طریق دسترسی به نهادههای پتروشیمی و هزینههای بیمهای متأثر میشود.