صفحه نخست

عکس

فیلم

بانک

بیمه

اقتصاد کلان

خودرو

بورس

صنعت

انرژی

گردشگری

طلا و ارز

فناوری

معیشت

پلاس

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۳۰۷۹۱
۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۰
«نبض بازار» گزارش می‌دهد:

پارادوکس تقسیم سود در فولاد مبارکه ۱۴۰۴؛ تحلیل شکاف میان بازده نقدی و هزینه‌های توسعه+اینفوگرافیک

نظام مالی فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۴، با یکی از حساس‌ترین چالش‌های بازتوزیع ثروت مواجه شده است.

به گزارش نبض بازار- در حالی که سهامداران خرد به عنوان تأمین‌کنندگان نقدینگی در بازار سرمایه، انتظار بازدهی متناسب با نرخ تورم و بازار‌های موازی را دارند، سیاست‌های کلان مدیریتی به سمت «انقباض نقدینگی خروجی» و تمرکز بر «تأمین مالی داخلی» چرخش پیدا کرده است. بررسی روند تقسیم سود نقدی در چهار سال اخیر، نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم استراتژیک است که اگرچه با منطق توسعه صنعتی قابل تفسیر است، اما جذابیت میان‌مدت سهام را در رینگ رقابتی دارایی‌ها با تردید مواجه می‌کند.


کالبدشکافی روند نزولی تقسیم سود؛ از ۵۹ به ۴۲ درصد


تحلیل داده‌های آماری از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ (مجمع ۱۴۰۴) نشان‌دهنده یک شیب نزولی مداوم در نرخ تقسیم سود است. در سال ۱۴۰۰، شرکت با تحقق سود خالص ۲،۸۶۸ ریالی، حدود ۵۹ درصد از آن (۱،۷۰۰ ریال) را میان سهامداران توزیع کرد. این عدد در سال مالی ۱۴۰۳ به پایین‌ترین سطح خود یعنی ۴۲ درصد (۲۸۰ ریال از ۶۶۴ ریال سود محقق شده) رسیده است. این انقباض ۱۷ واحد درصدی در نرخ تقسیم سود، فراتر از یک تصمیم مقطعی، نشان‌دهنده تغییر اولویت‌های هیئت‌مدیره از «انتفاع آنی ذینفعان» به سمت «تثبیت نقدینگی در جریان عملیات» است.
کاهش سود خالص هر سهم از محدوده ۲،۸۰۰ ریال به ۶۶۴ ریال، فشار مضاعفی بر قدرت مانور شرکت در مجامع وارد کرده است. با این حال، نقد اصلی سهامداران به این نکته بازمی‌گردد که در شرایط افت سودآوری، کاهش همزمان نرخ تقسیم سود، فشار مضاعفی بر بازدهی کل سهام وارد می‌آورد.


هزینه فرصت توسعه؛ پروژه نورد گرم ۲ در کفه ترازو


مدیریت ارشد شرکت در مقام دفاع از این سیاست انقباضی، به ضرورت تکمیل پروژه‌های پیشران استراتژیک اشاره می‌کند. در حال حاضر، پروژه «نورد گرم ۲» با پیشرفت فیزیکی ۴۸ درصدی، یکی از اصلی‌ترین مقاصد سود‌های انباشته شده است. از منظر اقتصاد کلان، جایگزینی سود نقدی با سرمایه‌گذاری در دارایی‌های سرمایه‌ای، منجر به ارتقای ارزش ذاتی شرکت در بلندمدت می‌شود. اما چالش اساسی اینجاست که در یک اقتصاد متورم، سهامدار خرد با «زمان» به عنوان یک متغیر فرساینده روبروست. حبس نقدینگی برای پروژه‌ای که هنوز نیمی از مسیر اجرایی آن باقی مانده، به معنای پذیرش «هزینه فرصت» سنگینی است که در کوتاه‌مدت، پاداشی برای آن در نظر گرفته نشده است.


سقوط جذابیت رقابتی؛ بازدهی نقدی در برابر بازار‌های موازی


یکی از جدی‌ترین شاخص‌های نگران‌کننده در تحلیل فعلی، سقوط «بازده نقدی سهم» به عدد ۹.۷ درصد است. در فضای سرمایه‌گذاری سال ۱۴۰۴، جایی که بازار‌های موازی نظیر طلا، ارز و حتی صندوق‌های درآمد ثابت، نرخ‌های بازدهی به مراتب بالاتری را پیشنهاد می‌دهند، بازدهی زیر ۱۰ درصد برای یک سهم صنعتی بزرگ، زنگ خطری برای خروج نقدینگی محسوب می‌شود.
وقتی بازدهی نقدی سهم با نرخ تورم نقطه به نقطه شکاف عمیقی پیدا می‌کند، سهامداران به طور خودکار به سمت بازار‌هایی با نقدشوندگی بالاتر و بازدهی سریع‌تر کوچ می‌کنند. این موضوع می‌تواند منجر به فشار فروش در تابلوی معاملات و کاهش ارزش بازار شرکت شود که در نهایت، حتی منافع حاصل از توسعه پروژه نورد گرم ۲ را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.


نتیجه‌گیری تحلیلی


سیاست‌های تقسیمی سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که شرکت در یک دوراهی استراتژیک قرار گرفته است. اگرچه انباشت سود برای تکمیل پروژه‌های با پیشرفت ۴۸ درصد، اقدامی هوشمندانه برای تضمین آینده تولید است، اما نادیده گرفتن جذابیت نقدی سهم در بازار پرشتاب فعلی، ریسک کاهش وفاداری سهامداران را به همراه دارد. برای بازگشت اعتماد به بدنه سهامداری خرد، ضروری است که مدیریت شرکت علاوه بر تبیین دقیق آثار سودآوری پروژه‌های در دست اجرا، مکانیزم‌های حمایتی دیگری را برای جبران افت بازدهی نقدی در نظر بگیرد تا توازن میان «توسعه صنعتی» و «جذابیت بازار سرمایه» برقرار گردد.

ارسال نظرات