درآمد و هزینههای همراه اول+اینفوگرافی
به گزارش نبض بازار-در عملکرد اخیر همراه اول رشد۵۷ درصدی هزینههای مالی قابل توجه است. همراه اول در تله استقراض گرفتار شده؛ به طوری که اکنون ۴۱ درصد از کل سود عملیاتی شرکت، مستقیماً به عنوان «بهره» به حساب بانکها واریز میشود. به زبان ساده، اپراتور اول کشور نیمی از تلاش عملیاتی خود را صرفاً برای زنده ماندن زیر بار بدهیهای بانکی انجام میدهد. این یعنی کاهش سود از جیب سهامداران به نفع نظام بانکی!
شکاف منفی در بهرهوری (تولیدِ گرانتر از فروش)
یک زنگ خطر مدیریتی: در حالی که درآمدهای شرکت ۲۶ درصد رشد داشته، «بهای تمام شده» شبکه ۲۸ درصد افزایش یافته است. این شکاف ۲ درصدی به معنای منفی شدن بهرهوری است. همراه اول برای نگهداری شبکه و تولید خدمت، بیش از آنچه درآمد کسب میکند، هزینه میتراشد. این یعنی هر چه شرکت بزرگتر میشود، ناکارآمدیاش هم با ضریب بالاتری رشد میکند.
اعتیاد ۹۳ درصدی به جیب مردم
در عصر هوش مصنوعی و خدمات ابری، همراه اول همچنان یک «قلک سنتی» است. وابستگی ۹۳ درصدی درآمدها به فروش مستقیم مکالمه و اینترنت (جیب مردم)، نشاندهنده شکست مطلق در استراتژیهای تحول دیجیتال است. این اپراتور نتوانسته است منابع درآمدی جدیدی خارج از هزینههای مستقیم خانوار ایجاد کند؛ وضعیتی که در صورت اشباع بازار یا تغییر رفتار مصرفکننده، کل موجودیت شرکت را با ریسک روبهرو میکند.
عقبنشینی در بازار رقابتی (-۱۴٪ سهم میزبانی)
سقوط ۱۴ درصدی سهم از بازار میزبانی (اتصال متقابل)، نشاندهنده افت قدرت رقابتی همراه اول در برابر سایر اپراتورهاست. وقتی سایر بازیگران تمایل کمتری به استفاده از زیرساختهای شما داشته باشند، یعنی یا کیفیت شبکه افت کرده یا مدلهای تجاری شرکت از انعطاف لازم برخوردار نیستند. این یعنی همراه اول در حال از دست دادن جایگاه «هاب ارتباطی» کشور است.
تورم اداری؛ مخارجی که مهار نمیشوند (+۳۱٪ هزینه ستادی)
در شرایطی که سودآوری تحت فشار است، افزایش ۳۱ درصدی هزینههای اداری و فروش هیچ توجیهی جز بی نظمی ساختار مدیریتی ندارد. در حالی که تکنولوژی باید هزینههای ستادی را کاهش دهد، در دوره اخوان بهابادی، مخارج دفتری و اداری با سرعتی بالاتر از درآمدها رشد کرده است.
همراه اولِ تحت مدیریت اخوان بهابادی، به جای تبدیل شدن به یک «غول تکنولوژی»، در حال تبدیل شدن به یک «سازمان سنتی بدهکار» است. رشد ۳۱ درصدی هزینههای ستادی و بلعیده شدن ۴۱ درصد سود توسط بانکها، تصویر شرکتی را نشان میدهد که در مدیریت نقدینگی و هزینههای خود ناتوان است. اگر تحولی در مدل درآمدی و انضباط مالی این شرکت رخ ندهد، درآمدهای سنتی دیگر پاسخگوی هزینههای مدرن نخواهند بود.