رشد هزینهها در ایران ترانسفو+اینفوگرافی
به گزارش نبض بازار-شرکت ایرانترانسفو در گزارش عملکرد ۹ ماهه منتهی به دیماه ۱۴۰۴، با مجموعهای از ارقام روبروست که هرچند در ظاهر نشان از بزرگ شدن ابعاد مالی شرکت دارند، اما در باطن، از یک «عارضه ساختاری» حکایت میکنند. تحلیل دادههای منتشر شده نشان میدهد که مدیریت تحت نظر مرتضی عبداللهی، در میانه نبرد با هزینههایی قرار گرفته است که با سرعتی بسیار فراتر از تواناییهای عملیاتی شرکت در حال پیشروی هستند.
۱. معمای بهرهوری؛ تولیدِ ایستا و هزینههای جاریِ پرشتاب
نقطه تمرکز هر تحلیلگر منصفی در این گزارش، تفاوت فاحش میان «رشد واقعی تولید» و «رشد هزینههای اداری» است. در حالی که نرخ رشد واقعی تولید تنها ۴ درصد ثبت شده است، هزینههای اداری و عمومی جهشی ۶۳ درصدی را تجربه کردهاند. این عدم توازن، پرسشهای جدی را پیرامون بهرهوری نیروی انسانی و ساختار ستادی شرکت ایجاد میکند. چگونه میتوان توجیه کرد که برای تنها ۴ درصد افزایش در خروجی فیزیکی کارخانه، هزینههای اداری بیش از ۱۵ برابرِ آن رشد داشته باشند؟ این شکاف نشان میدهد که بدنه ستادی شرکت با هزینهای بسیار گزاف اداره میشود که با بازدهی عملیاتی آن همخوانی ندارد.
۲. حاشیه سود پایین
گزارش فوق به صراحت از رشد ۱۱۹ درصدی بهای تمامشده در مقابل رشد ۹۳ درصدی درآمد پرده برمیدارد. این وضعیت که در ادبیات مالی به «اثر قیچی» معروف است، نشاندهنده آن است که مدیریت در انتقال فشارهای تورمی به انتهای زنجیره (فروش) یا کنترل هزینههای تأمین مواد اولیه ناتوان بوده است. وقتی هزینههای تولید ۲۶ درصد سریعتر از درآمدها حرکت میکنند، حاشیه سود شرکت به جای توسعه، در حال انقباض است. این یعنی رشد درآمدهای شرکت نه ناشی از بهبود فرآیندها، بلکه صرفاً واکنشی منفعلانه به تورم عمومی کشور بوده است.
۳. فشارهای بیرونی و ضرورت مدیریت ریسک
جهش *۱۹۸ درصدی مالیات و اختلاف ۲۸ درصدی نرخ ارز در دیماه، نشاندهنده محیط کلانِ متلاطمی است که ایرانترانسفو در آن فعالیت میکند. اگرچه بخشی از این عوامل (مانند سیاستهای مالیاتی و نوسانات ارزی) خارج از اراده مستقیم مدیریت است، اما وظیفه مدیریت ریسک، پیشبینی و ایجاد سپرهای حفاظتی در برابر این نوسانات است. عدم ثبات در نرخ ارز عملاً پیشبینیپذیری سودآوری را برای سهامداران دشوار کرده و شرکت را در وضعیتی تدافعی قرار داده است.
برآیند ارقام موجود در این اینفوگرافیک فوق نشان میدهد که ایرانترانسفو با وجود حفظ جایگاه بازار، درگیر یک «رشد تورمی» است تا یک «رشد کیفی». رشد ناچیز ۴ درصدی در بخش تولید واقعی، در کنار انفجار هزینههای اداری و مالیاتی، تصویری از شرکتی را میسازد که بیش از حدِ توانِ عملیاتیاش، بارِ هزینههای سربار را به دوش میکشد. برای بازگشت به روزهای اوج، ضروری است مدیریت شرکت به جای تکیه بر افزایش قیمتهای فروش برای جبران هزینهها، نگاهی نقادانه به ساختار مخارج داخلی (به ویژه هزینههای اداری) داشته باشد و راهبردی جدی برای افزایش «عمق تولید واقعی» اتخاذ کند. در غیر این صورت، تداوم این روند میتواند توان رقابتی و جذابیت سرمایهگذاری این نماد باسابقه را در درازمدت با چالش جدی مواجه کند.