پتروشیمی قدیمی که انتظارات را برآورده نکرد
به گزارش نبض بازار-بررسی صورتهای مالی ۹ ماهه منتهی به آذر ۱۴۰۴، یک فاجعه مدیریتی را در بخش مالی افشا میکند. در حالی که درآمد عملیاتی شرکت با رشد ۶۵ درصدی به بیش از ۳۲۳ هزار میلیارد ریال رسیده است، اما سود خالص تنها ۳۰ درصد رشد داشته است. چرا؟ پاسخ در ردیف «هزینههای مالی» نهفته است.
هزینههای مالی پتروشیمی شیراز با یک جهش خیرهکننده و غیرقابل باور ۱۸۳۲ درصدی، از ۴۹۶ میلیارد ریال به بیش از ۹،۵۹۴ میلیارد ریال رسیده است. این یعنی هزینههای استقراض و بهرههای بانکی بیش از ۱۸ برابر شده است! برای شرکتی با قدمت شیراز، این حجم از استقراض گرانقیمت نشاندهنده یک بحران حاد در مدیریت نقدینگی است. مدیریت مالی شرکت باید پاسخ دهد که چگونه در عرض یک سال، شرکت را به باتلاق بدهیهای بانکی کشانده است؟ این حجم از بهرههای پرداختی عملاً ثروت سهامداران را به جیب بانکها سرازیر کرده و نشان میدهد که مدیریت نقدینگی در این مجموعه عملاً وجود خارجی ندارد.
بهانه ناترازی یا ضعف برنامهریزی؟
گزارش عملکرد ماهانه منتهی به ۳۰ دیماه ۱۴۰۴، تیر خلاصی بر ادعای بهرهوری در این مجتمع است. تولید اوره شرکت که در ماههای گذشته به طور میانگین ۱۲۰ هزار تن در ماه بود، در دیماه به رقم ناچیز *۳۰،۸۸۶ تن سقوط کرده است. یعنی افت بیش از ۷۰ درصدی تولید در یک ماه!
مدیریت پتروشیمی شیراز احتمالاً ناترازی گاز و قطع سوخت را بهانه خواهد کرد، اما سوال اینجاست: پتروشیمی شیراز به عنوان قدیمیترین واحد کشور، پس از ۶ دهه فعالیت، هنوز نتوانسته است پروتکلهای مدیریت بحران در فصول سرد را اجرایی کند؟ چرا واحدهای رقیب در مناطق دیگر با برنامهریزی برای اورهال (تعمیرات اساسی) در این فصول، ضرر خود را به حداقل میرسانند، اما شیراز در دیماه دچار یک «ایست قلبی» تولیدی میشود؟ افت تولید آمونیاک به ۲۱ هزار تن نیز تأییدی بر این ادعاست که خطوط تولید اولین پتروشیمی ایران، بیش از آنکه بر مدار تکنولوژی بچرخد، بر مدار شانس و شرایط جوی میچرخد.
فاجعه در مصارف ارزی؛ صرافی به جای بازسازی
یکی از تکاندهندهترین ردیفهای گزارش عملکرد ۱۰ ماهه پتروشیمی شیراز، نحوه هزینهکرد منابع ارزی است. طبق آمار، این مجتمع بیش از ۲۹۰ میلیون دلار منابع ارزی در اختیار داشته است. اما وقتی به بخش مصارف نگاه میکنیم، با یک تراژدی مدیریتی روبهرو میشویم: تنها ۴.۴ میلیون دلار (معادل ۱.۵ درصد) صرف خرید ماشینآلات و تجهیزات شده است!
این عدد برای مجتمعی با ۶۰ سال قدمت، به معنای «حکم مرگ تدریجی» است. مدیریت شرکت در حالی که باید از این منابع ارزی برای واردات تکنولوژیهای نوینِ کاهش مصرف گاز (لایسنسهای جدید) و بازسازی کمپرسورهای فرسوده استفاده میکرد، بیش از ۲۶۷ میلیون دلار را در سامانههای ارزی فروخته است تا صرفاً هزینههای ریالی و چالشهای نقدینگی ناشی از سوءمدیریت مالی را پوشش دهد. شرکتی که نوسازی نمیکند، در واقع در حال «خوردن از اصلِ سرمایه» است. پتروشیمی شیراز با این روند، در حال تبدیل شدن به مجموعهای از آهنپارههای گرانقیمت است که هر روز بهرهوریشان کمتر از دیروز میشود.
مطالبات ۶ همتی؛ پتروشیمی شیراز در نقش بانکِ بدون کارمزد دولت
در یادداشتهای توضیحی گزارش دیماه، مدیریت شرکت به تفاوت نرخ اوره تکلیفی با نرخهای علیالحساب اشاره کرده که به رقم نجومی ۶۰،۴۱۶ میلیارد ریال رسیده است.
نقد اساسی به مدیریت اینجاست: چرا لابی و قدرت چانهزنی قدیمیترین پتروشیمی کشور به قدری ضعیف است که باید بیش از ۶ هزار میلیارد تومان از دارایی سهامدارانش را در سرفصل «مطالبات از دولت» دفن کند؟ اگرچه از تهاتر با سهام هلدینگ خلیجفارس صحبت شده، اما «سهام» برای پتروشیمی که خطوط تولیدش در دیماه به دلیل فرسودگی و ناترازی انرژی از کار میافتد، «نان و آب» نمیشود. مدیریت نتوانسته است نقدینگی حاصل از فروش محصول راهبردی اوره را به چرخه عملیات بازگرداند و عملاً شرکت را به یک نهاد خیریه برای بخش کشاورزی تبدیل کرده است.
سقوط صادرات کیسهای؛ واگذاری بازار به رقبا
بررسی دقیقتر بخش صادرات نشان میدهد که صادرات «اوره کیسه» در دیماه به *صفر رسیده است. در حالی که سال گذشته صادرات این محصول رونق داشت. صادرات فله اگرچه سودآور است، اما صادرات کیسهای نشاندهنده توانایی شرکت در نفوذ به بازارهای نهایی و مصرفکننده خرد بینالمللی با ارزش افزوده بالاتر است. حذف این ردیف در ماه دهم سال، نشاندهنده انقباض در بازاریابی بینالمللی و احتمالا مشکلات جدی در خطوط بستهبندی است. پتروشیمی شیراز در حال واگذاری بازارهای منطقهای به رقبای چابکتر قطری و عمانی است که با سرعت در حال نوسازی ناوگان صادراتی خود هستند.
انرژی؛ بلعنده بزرگ سود در واحدهای فرسوده
هزینه انرژی شرکت به بیش از ۱۳۰ هزار میلیارد ریال رسیده است. به دلیل تکنولوژی قدیمی واحدهای آمونیاک و اوره در شیراز، «شدت مصرف انرژی» به ازای هر واحد تولید، بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی است. مدیریت در گزارشهای خود افزایش نرخ گاز را عامل کاهش سود میداند، اما به این سوال پاسخ نمیدهد که در این سالها کدام پروژه جدی برای «بهینهسازی مصرف سوخت» اجرا شده است؟ وقتی ضریب تبدیل گاز به محصول در شیراز با واحدهای جدید عسلویه مقایسه میشود، عمق عقبماندگی تکنولوژیک مشخص میگردد. هر ریال گرانی گاز، به دلیل راندمان پایین تجهیزات شیراز، ضربهای دوچندان به سودآوری این شرکت میزند.