رشد هزینهها در جاده مخصوص/ چالش ارزی و انرژی در ایران خودرو
به گزارش نبض بازار-بررسی بخش انرژی گزارش، تصویری نگرانکننده از فشار هزینههای دولتی و زیرساختی ارائه میدهد. نگاهی به نرخها نشاندهنده یک "پرش کوانتومی" در هزینههای ثابت است:
گاز؛ انفجار ۳ برابری قیمت:* نرخ گاز از ۶،۸۷۰ ریال در سال گذشته به ۱۸،۷۹۰ ریال رسیده است. این یعنی شرکت بدون آنکه لزوماً تولید بیشتری داشته باشد، باید تقریباً ۳ برابر بیشتر هزینه سوخت بپردازد. برق؛ دو برابر شدن بار مالی:* نرخ برق نیز با جهشی ۱۰۰ درصدی از ۶،۴۴۲ ریال به ۱۲،۱۶۵ ریال رسیده است.
نکته انتقادی اینجاست که در ستون "اصلاحات"، ارقام منفی دیده میشود که نشاندهنده ناهماهنگی در برآوردهای قبلی یا تغییر ناگهانی تعرفههاست. این عدم قطعیت در هزینههای حاملهای انرژی، برنامهریزی میانمدت را برای مدیران به یک قمار تبدیل کرده است.
وابستگی به واردات؛ پاشنه آشیل زنجیره تامین
در بخش خرید مواد اولیه، سهم "قطعات تولیدی" (چه داخلی و چه وارداتی) خیرهکننده است. جمع کل خرید مواد اولیه به بیش از ۲.۴ هزار میلیارد ریال رسیده است. اما نکته چالشبرانگیز، سهم قابل توجه قطعات وارداتی در سبد خرید است.
وابستگی به واردات قطعات تولیدی و ورق، شرکت را به شدت در برابر نوسانات نرخ ارز آسیبپذیر کرده است. در حالی که شعار بومیسازی همواره شنیده میشود، ارقام خرید نشان میدهند که شریان حیاتی تولید همچنان به ورای مرزها متصل است. هرگونه تنش ارزی یا تاخیر در تخصیص ارز، میتواند کل خط تولید را با سکته مواجه کند.
تحلیل انتقادی ساختار هزینه
۱. مدیریت ضعیف مصرف در برابر گرانی: با وجود افزایش نرخها، میزان مصرف انرژی (بهویژه در بخش برق) کاهش معناداری نداشته است. این یعنی شرکت هنوز نتوانسته است تکنولوژیهای کممصرف یا فرآیندهای بهینه را جایگزین ساختار قدیمی کند تا اثر گرانی نرخ را خنثی کند.
۲. تضاد در آمار خرید: وجود ارقام "صفر" در برخی ستونهای سال مالی قبل یا اصلاحات مکرر، نشاندهنده نوعی شلختگی در گزارشگری مالی یا تغییرات مداوم در طبقهبندی کالاهاست که شفافیت گزارش را برای تحلیلگر بازار سرمایه مخدوش میکند.
۳. فشار مضاعف بر قیمت تمامشده: وقتی نرخ مواد اولیه (بهویژه قطعات) و نرخ انرژی همزمان رشد میکنند، اما قیمت محصولات نهایی (خودرو) تحت نظام قیمتگذاری دستوری قرار دارد، نتیجهای جز "فشردگی حاشیه سود" و در نهایت زیانده شدن عملیات نخواهد داشت.
ارزبری در پوشش تولید ملی
مصرف ارزهای متنوع (یورو، یوآن و درهم) برای خرید مواد اولیه نشان میدهد که زنجیره تأمین این شرکت به شدت به خارج از مرزها گره خورده است. مصرف بیش از ۱۵۱ هزار میلیارد ریال یوآن چین در ۹ ماهه امسال، گویای آن است که «تولید ملی» در واقع به نوعی «مونتاژ قطعات چینی» تبدیل شده است. این وابستگی شدید به یوآن، شرکت را در برابر نوسانات نرخ ارز در شرق آسیا و هزینههای حواله ارزی به شدت آسیبپذیر کرده است.
ناترازی وحشتناک در ترازوی ارزی
نگاهی به اعداد و ارقام صادرات (منابع ارزی) و واردات مواد اولیه (مصارف ارزی) عمق بحران را فاش میکند:- کل منابع ارزی (صادرات): حدود ۱۲ هزار میلیارد ریال. - کل مصارف ارزی (خرید مواد اولیه): بیش از ۱۶۰ هزار میلیارد ریال.
این یعنی شرکت به ازای هر یک ریالی که از طریق صادرات به دست آورده، بیش از ۱۳ ریال ارز برای خرید مواد اولیه از کشور خارج کرده است. این تراز منفیِ بیش از ۱۴۸ هزار میلیارد ریالی، نشاندهنده آن است که ادعای «خودکفایی» با واقعیتهای مالی فرسنگها فاصله دارد و این واحد تولیدی عملاً به ارز دولتی یا نیمایی برای بقا وابسته است.
صادرات؛ واژهای که در فرهنگ لغت «خودرو» کوچک است!
یکی از بخشهای نقدبرانگیز گزارش، طبق معمول، بخش صادرات است. در آذرماه، کل صادرات قطعات (SKD) ایرانخودرو به رقم خندهدار ۹۶ واحد و درآمد ۶۸ میلیارد ریالی رسیده است. در کل ۹ ماهه سال نیز کل درآمد صادراتی تنها ۲ هزار میلیارد ریال بوده است.
برای شرکتی با این حجم از سرمایه، صادراتی که حتی به ۰.۱ درصد فروش کل هم نمیرسد، بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است تا یک استراتژی تجاری. به نظر میرسد «خودرو» تمام تخممرغهای خود را در سبد بازار انحصاری داخل چیده و عملاً تلاشی برای رقابت در بازارهای جهانی (حتی بازارهای درجه ۳ منطقه) ندارد.
چه باید کرد؟
گزارش آذرماه، هشداری صریح به ذینفعان است؛ شرکت در میان دو لبه قیچی "گرانی مواد اولیه وارداتی" و "انفجار هزینههای انرژی" قرار گرفته است. اگر فرآیندهای تولید به سمت "بهرهوری حداکثری" کوچ نکنند، رشد درآمدهای فروش تنها صرف پوشش هزینههایی خواهد شد که هر روز بزرگتر میشوند. ذوب شدن سود در کوره هزینههای انرژی، واقعیتی است که مدیریت باید با شجاعت و اصلاحات ساختاری با آن روبهرو شود.