ذوبآهن در ۹ ماهه ۱۴۰۴/بازگشتی پرامید در سایه چالشهای ساختاری
به گزارش نبض بازار-گزارش ۹ ماهه ذوبآهن اصفهان، بیش از آنکه روایتی از شکوفایی تولید باشد، تصویری از یک "سود شکننده" در سایه هزینههای سرسامآور است. در حالی که مثبت شدن سود خالص و خروج از زیان در نگاه اول فریبنده به نظر میرسد، اما بررسی ارقام نشان میدهد که قلب تپنده این غول صنعتی در بخش عملیاتی هنوز با بحران عمیق کارایی دست و پنجه نرم میکند. جهش بیسابقه ۳۵۱ درصدی سایر هزینهها و تکیه بر درآمدهای غیرعملیاتی برای پوشاندن حفرههای مدیریتی، زنگ خطری جدی است؛ این گزارش هشدار میدهد که "سودهای اتفاقی" نمیتوانند جایگزین اصلاحات ساختاری شوند و ذوبآهن برای بقا در بازار رقابتی، نیازمند جراحی فوری در نظام هزینهکرد خود است، نه صرفاً تکیه بر درآمدهای غیرمستمر.
زیان عملیاتی عمیق؛ هزینهها بیداد میکنند
بهای تمامشده درآمدها در محدوده ثابت مانده، اما هزینههای فروش، اداری و عمومی با رشد ۲۵ درصدی به رقم حدود ۳۹ هزار میلیارد ریال رسیدهاند. به علاوه، سایر هزینهها که عمدتاً شامل هزینههای غیر قابل پیشبینی و استثنایی است، با جهشی ۳۵۱ درصدی مواجه شده و به بیش از ۵۵ هزار میلیارد ریال افزایش یافته است.
این هزینههای سنگین باعث شده تا سود عملیاتی شرکت با کاهش ۳۳ درصدی به زیان ۵۷.۹ هزار میلیارد ریال برسد، آماری که اگرچه نسبت به سال قبل کاهش زیان داشته، اما هنوز وضعیت مالی شرکت را در چالش جدی قرار میدهد.
سود کاغذی در برابر واقعیت تلخ عملیاتی
نگاهی منتقدانه به ترازنامه ۹ ماهه ذوبآهن نشان میدهد که «سود» اعلام شده، بیش از آنکه حاصل بازدهی خط تولید و نبوغ مدیریتی در فروش باشد، مدیون اتفاقات غیرعملیاتی است. واقعیت این است که ذوبآهن در بخش «عملیاتی» خود همچنان با زیانی سنگین دستوپنجه نرم میکند. وقتی سود خالص یک شرکت از محلهایی خارج از فعالیت اصلی (مانند فروش داراییها یا موارد غیرمستمر) تامین میشود، در واقع ما با یک «تسکیندهنده موقت» روبرو هستیم، نه یک «درمان قطعی». این یعنی اگر این درآمدهای اتفاقی نبودند، ذوبآهن اکنون با یک فاجعه مالی تمامعیار در گزارش خود مواجه میشد.
سونامی هزینهها؛ مدیریت یا بیانضباطی؟
نقطه تمرکز منتقدان در این دوره، جهش سرسامآور ۳۵۱ درصدی در بخش «سایر هزینهها» است. این حجم از هزینهکرد که به بیش از ۵۵ هزار میلیارد ریال رسیده، نشاندهنده حفرههای عمیق در مدیریت منابع است. چگونه ممکن است در حالی که بهای تمامشده تولید تقریباً ثابت مانده، هزینههای جانبی و استثنایی با چنین شتابی افزایش یابد؟ این وضعیت بیانگر آن است که شرکت نه تنها در مهار هزینههای اداری و عمومی (با رشد ۲۵ درصدی) ناکام بوده، بلکه در کنترل ریسکهای مالی غیرقابلپیشبینی نیز عملاً خلع سلاح شده است. این بیانضباطی مالی، مستقیماً سود ناخالص شرکت را بلعیده و آن را به زیان عملیاتی تبدیل کرده است.
تحلیل کارشناسی و نقاط ضعف ساختاری
- افزایش شدید هزینههای فروش و اداری: رشد ۲۵ درصدی این هزینهها در حالی که بهای تمام شده تغییر نکرده، گویای ضعف در مدیریت هزینههای غیرمستقیم است. این موضوع، میتواند از ناکارآمدی در ساختار اداری یا افزایش هزینههای ثابت ناشی شود که باید به سرعت اصلاح شود.
- هزینههای استثنایی سنگین: جهش ۳۵۱ درصدی در هزینههای غیرعادی تاکید بر متغیرهای مالی نامطلوب دارد که اغلب از قبیل جرایم، تسویه بدهی بد، یا هزینههای مرتبط با توقف پروژهها باشند. شرکت لازم است توضیحات شفافتری در این خصوص ارائه دهد.
- وابستگی بالا به درآمدهای غیرعملیاتی: موفقیت چشمگیر در بخش درآمدهای غیرعملیاتی اگرچه موقتی و دلگرمکننده است، اما نمیتواند جایگزین بنیانهای اقتصادی و عملیاتی قوی باشد. رشد پایدار شرکت نیازمند بهبود سودآوری از عملیات اصلی است.
- بیتحرکی در سرمایهگذاری برای توسعه: عدم افزایش سرمایه در شرایط منفی سالهای گذشته به نگرانیهایی درباره کمبود منابع مالی و طرحهای توسعهای دامن میزند.
زنگ خطری که شنیده نمیشود: پایداری در خطر است
ادامه روند فعلی، ذوبآهن را به جای تبدیل شدن به یک قطب تولیدی سودآور، به یک واحد اقتصادی وابسته به «جراحیهای مالی مکرر» تبدیل میکند. تکیه بر درآمدهای غیرعملیاتی برای پوشاندن ضعفهای ساختاری، استراتژی خطرناکی است که تنها زمان سقوط را به تاخیر میاندازد. این واقعیتها زنگ خطری برای ذوبآهن است که در کنار موفقیتهای نسبی، باید برای اصلاح راهبردهای مالی و عملیاتی خود تلاش مضاعف کند. شرکت بدون اصلاح زنجیره تامین، کاهش هزینههای مازاد اداری و شفافسازی در هزینههای استثنایی، نمیتواند در بلندمدت پایدار بماند.