سختتر شدن زندگی کارگران در هفت ماه اخیر/ آمار و ارقام فقیرتر شدن کارگران ایران
به گزارش نبض بازار-افزایش هزینههای زندگی کارگران در سال ۱۴۰۴، چهره جدیدی از بحران معیشت را آشکار کرده است. بر اساس دادههای اقتصادی استخراجشده از منابع رسمی و محاسبات کارشناسی، هزینهی ماهانهی معیشت هر فرد از اسفند ۱۴۰۳ تا شهریور ۱۴۰۴، از حدود ۴ میلیون و ۱۸۰ هزار تومان به ۵ میلیون و ۲۱۰ هزار تومان رسیده است؛ یعنی رشد تقریبی ۲۴ تا ۲۵ درصدی. در همین بازه، نرخ تورم خوراکیها و اجارهمسکن بیش از میانگین عمومی افزایش یافته و شکاف بین هزینهها و دستمزدها را عمیقتر کرده است.
در چنین شرایطی، مفهومی بهنام «فقر مطلق در میان شاغلان» به واقعیت تبدیل شده است. گزارشها نشان میدهد سبد معیشت واقعی خانوارهای کارگری در شهریور ۱۴۰۴ به ارقامی بین ۳۶ تا ۴۷ میلیون تومان در ماه رسیده، در حالی که حداقل دستمزد رسمی، حدود ۱۰ تا ۱۴ میلیون تومان است و تنها بخش کوچکی از هزینههای زندگی را پوشش میدهد.
پیشبینیها حاکی است اگر روند فعلی ادامه یابد و سیاستهای ضدتورمی مؤثر اجرا نشود، افزایش تجمعی هزینههای معیشتی تا پایان سال میتواند به بیش از ۵۰ تا ۵۵ درصد برسد. در این میان، رشد احتمالی نرخ سوخت نیز میتواند موج تازهای از گرانی را رقم بزند.
کارشناسان هشدار میدهند که ادامهی این روند، جامعهی کارگری را در معرض فقر مزمن قرار میدهد؛ فشاری که بیش از همه بر خوراک، مسکن و خدمات پایه سنگینی میکند. به باور آنان، بدون اصلاح فوری سیاستهای مزدی و حمایتی، دستمزد رسمی نهتنها با ماده ۴۱ قانون کار همخوانی ندارد، بلکه حتی ده روز ابتدایی ماه را نیز پوشش نمیدهد.
به جهت بررسی موضوع فوق، گفتوگو کردیم با فرشاد اسماعیلی، کارشناس و پژوهشگر حوزه کار، که در ادامه مشروح آن را میخوانیم:
· چرا «معیشت کارگران» طی ۷ ماه، ۲۴ درصد سختتر شده است؟
مبدأ و چشمانداز تا پایان سال نشان میدهد که بر مبنای محاسبات استخراجی منابع اقتصادی، هزینهٔ ماهانهٔ معیشت (هر نفر) از اسفند ۱۴۰۳ تا شهریور ۱۴۰۴ از حدود ۴. ۱۸ میلیون تومان به ۵. ۲۱ میلیون تومان افزایش یافته است؛ یعنی رشدی حدود ۲۴ تا ۲۵ درصد. هزینهٔ معیشت خانوار کارگری و سبد خوراک نیز عددهای بزرگی را نشان میدهند.
ترکیبِ چند عامل اقتصادی — شامل نوسان ارزی و اثرات انتقالی آن بر قیمت واردات و کالاهای واسطهای، افزایش تورم خوراکیها، سیاست پولی انبساطی، رشد نقدینگی، کاهش ارزش پول ملی و نبود چشمانداز روشن از نوسانات عرضه و تقاضا در بازارهای مختلف — باعث شده «شاخص هزینهٔ معیشت» با سرعتی بسیار از دستمزد واقعی پیشی بگیرد. این شکاف سریع بین تورم و دستمزد، کارگران را با پدیدهای تازه به نام «فقرِ شاغل» روبهرو کرده است؛ وضعیتی که آنان را به مرز فقر مطلق نزدیک میکند، زیرا درآمد کارگر دیگر قادر به تأمین حداقل نیازهای زیستی و قانونی خانواده نیست.
فقر مطلق اکنون به زندگی شاغلان نیز ورود کرده است و این فاجعهای است که نشان میدهد جمعیت زیادی از مزدبگیران کشور دچار فقر، آن هم فقر مطلق شدهاند. فقر شاغل پدیدهای واقعی است که باید جدی گرفته شود. یعنی هزینهها و تورم، سرعتی چندبرابر دستمزد پیدا کرده و این عدمتناسب، شکاف و تضاد طبقاتی را تشدید کرده است.
· چشمانداز تورم معیشت کارگران تا پایان سال چیست؟
اگر روند فعلی ادامه یابد، افزایش تجمعی هزینهها تا پایان سال قطعاً از ۲۴ درصد فراتر خواهد رفت و برآوردهای رسمی تا حدود ۵۵ درصد را نشان میدهد. یعنی اگر سیاستهای ضدتورمی قوی اعمال نشود، شکاف معیشتی چشمگیرتر خواهد شد. حالا اگر افزایش احتمالی نرخ بنزین را هم اضافه کنیم، میتوان دریافت چه فاجعهای در پیش است. این رقم یک برآورد روندی است نه پیشبینی قطعی، اما روند تورم و معیشت وقوع این حد از فقر طبقاتی را تأیید میکند.
· تورم معیشتی بیشتر در کدام اقلام بوده است؟
خوراکیها و اقلام اساسی سفره بیشترین سهم رشد هزینه را داشتهاند. هزینهٔ سبد خوراک یک خانوار سهنفره در بازهٔ اسفند ۱۴۰۳ تا شهریور ۱۴۰۴ از ۱۲. ۵ میلیون تومان به ۱۵. ۶ میلیون تومان افزایش یافته است؛ رقمی که فشار شدید تورم غذایی را نشان میدهد. تورم خوراکیها به پدیدهای نوظهور در سبد معیشت مزدبگیران تبدیل شده و سریعتر از میانگین تورم کل حرکت کرده است، در نتیجه نابرابری مصرفی را تشدید کرده است.
نابرابری مصرفی نیز بهطور مستقیم در خدمت و تقویت همان تضاد و فقر طبقاتی قرار دارد. گزارشها و آمارها نشان میدهد هزینههای مربوط به مسکن و خدمات پایه (برق، سوخت، رفتوآمد) سهم عمدهای در بالا رفتن سبد معیشت داشتهاند. این دو قلم، یعنی اجاره و خدمات جانبی، همراه با خوراک، بیشترین بار تورم معیشتی را به دوش کشیدهاند.
· این وضعیت چه پیامی دارد؟
وقتی فشار تورم بر خوراک و مسکن سنگین است، حتی افزایش دستمزد اسمی — اگر هم رخ دهد — بدون برنامههای جبرانی برای قیمتگذاری کالاهای اساسی یا یارانهٔ هدفمند واقعی، قدرت خرید واقعی را بازنمیگرداند. نتیجه، گسترش فقر مطلق حتی در میان شاغلان است؛ همان پدیدهٔ فقر شاغل.
مطابق محاسبات منتشرشده، سبد معیشت واقعی یک خانوار کارگری در ماه به ارقام دهها میلیون تومان رسیده و گزارشهای مختلف اعداد متفاوتی ارائه دادهاند. برخی منابع رقم سبد معیشت را بین ۳۶ تا ۴۷ میلیون تومان اعلام کردهاند که نزدیک به واقعیت است. در مقابل، حداقل دستمزد رسمی مصوب برای همان سال، رقمی در محدودهٔ ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان است که تنها بخشی از هزینهٔ سبد را پوشش میدهد.
بر اساس مادهٔ ۴۱ قانون کار، دستمزد باید بتواند زندگی یک خانوادهٔ متوسط را تأمین کند. بنابراین، «دستمزد مطلوب» برابر است با مبنای سبد معیشت مصوب شرکای اجتماعی و کارشناسی. طبق ارقام موجود، برای پوشش واقعبینانهٔ سبد معیشت یک خانوار کارگری، حداقل دستمزد مطلوب باید در بازهای بین ۲۳ تا ۴۷ میلیون تومان باشد. به همین دلیل، ادعای اینکه «دستمزد فعلی حتی ۱۰ روز ماه را هم پوشش نمیدهد» از منظر آماری معتبر است و نشان میدهد دستمزد رسمی فاصلهٔ عمیقی با دستمزد واقعی یا همان «دستمزد متناسب با سبد معیشت» دارد.
امروز کارگر برای تأمین حداقل نیازهای خانواده باید دستمزدی بین ۲۳ تا ۴۷ میلیون تومان دریافت کند، اما دستمزد رسمی تنها نزدیک به یکپنجم تا یکدوم این عدد است. نتیجه آن است که کارگر شاغل به «شاغل فقیر» یا حتی «شاغل مقروض» تبدیل شده است.