به گزارش نبض بازار-گاهی اعداد دروغ میگویند، یا حداقل تمام حقیقت را نمیگویند. انتشار صورتهای مالی ۹ ماهه و گزارش عملکرد دیماه شرکت سیمان آبیک (با نماد سآبیک)، در ابتدا موجی از شادی را در میان سهامداران خرد ایجاد کرد. سود ۵۱ درصدی و درآمد ۵۰ هزار میلیارد ریالی در ۱۰ ماه، تصویری از یک غول شکستناپذیر را ترسیم میکند. اما وقتی با نگاهی کارشناسی به عمق این اقیانوس کاغذی نفوذ میکنیم، با کوه یخی مواجه میشویم که بخش اعظم آن، یعنی بحران نقدینگی، ناترازی انرژی و ناکارآمدی عملیاتی، زیر آب پنهان شده است. سآبیک امروز نه به دلیل نبوغ مدیریتی، بلکه به دلیل یک «دوپینگ تورمی» سرپا ایستاده است.

بزرگترین فریب استراتژیک در گزارش سآبیک، سرفصل درآمدهای عملیاتی است. شرکت مدعی رشد ۵۷ درصدی درآمد در ۹ ماهه و رسیدن به رقم ۵۰ همت در پایان دیماه است. اما مدیریت باید صادقانه به این پرسش پاسخ دهد: سهمِ بهرهوری تولید در این رشد چقدر است؟ طبق اسنادِ شفافسازی، میانگین نرخ فروش محصولات شرکت در سال جاری ۶۳ درصد رشد داشته است. این عدد یک پیام تلخ دارد: رشد ۵۷ درصدی درآمد، حتی نتوانسته همپایِ رشد ۶۳ درصدی قیمتها حرکت کند! به زبان ساده، حجم تولید و فروش واقعی سآبیک در حال عقبگرد است. شرکت صرفاً با گران کردن محصولاتش در بورس کالا و فشار بر پروژههای عمرانی کشور، توانسته ترازنامه خود را رنگآمیزی کند. این سود، «سودِ مرغوب» نیست؛ بلکه سودی ناشی از تورم است که با اولین رکود در بازار مسکن یا توقف رشد نرخها، تبدیل به یک بحرانِ عملیاتی بیسابقه خواهد شد.

اگر بخواهیم تنها یک عدد را به عنوان نماد سوءمدیریت مالی در سآبیک انتخاب کنیم، آن عدد چیزی نیست جز رشد ۴۰۵ درصدی هزینههای مالی. جهش از ۱۷۲ میلیارد ریال به بیش از ۸۷۳ میلیارد ریال در ۹ ماه، در ادبیات مالی به معنای «اعلان وضعیت قرمز» است.
چطور ممکن است شرکتی که ادعای سودآوری ۲۲ هزار میلیارد ریالی دارد، برای تأمین نقدینگی جاری خود به شکلی جنونآمیز به سمت استقراض بانکی حرکت کند؟ این تضاد نشاندهنده یک «فاجعه نقدینگی» است. سود سآبیک روی کاغذ محقق شده، اما در واقعیت، پولی در صندوق شرکت نیست؛ لذا مدیریت مجبور شده است با نرخهای بهره نجومی، از بانکها زمان بخرد. سآبیک عملاً به پیمانکارِ بانکها تبدیل شده است؛ هر ریال سودی که از غبارِ کوره به دست میآید، پیش از آنکه به دست سهامدار برسد، در تنورِ بهرههای بانکی ذوب میشود.

گزارش ۱۰ ماهه سآبیک، پرده از یک ورشکستگیِ فنی در حوزه انرژی برمیدارد. در دیماه ۱۴۰۴، مصرف گاز شرکت به رقم مضحک ۱.۲ میلیون مترمکعب سقوط کرده است. این یعنی شریان حیات بزرگترین کارخانه سیمان منطقه عملاً قطع شده است. اما مدیریت به جای نوسازی زیرساختها برای بهرهوری، به بدویترینِ راهحل روی آورده است: مازوتسوزی. سوزاندن بیش از ۱۹.۴ میلیون لیتر مازوت در یک ماه، نه تنها یک جنایت محیطزیستی در منطقه البرز و تهران است، بلکه از نظر اقتصادی نیز یک خودکشی است. بر اساس آمار، نرخ مازوت به ۲۵،۴۷۷ ریال رسیده و هزینه برق شرکت نیز نسبت به سال گذشته ۳ برابر (رشد ۳۰۰ درصدی) شده است. سآبیک اکنون با برقی تولید میکند که قیمتش جهش یافته و با سوختی (مازوت) کوره را گرم نگه میدارد که بهای تمام شده محصول را به شدت بالا میبرد. حاشیه سود شرکت در دیماه به دلیل این ناترازی انرژی، به شدت زخمی شده است.
در حالی که مدیران از فشار هزینهها میگویند، سرفصل «سایر هزینهها» با رشد تکاندهنده ۱۹۰۰ درصدی (۲۰ برابر شدن) از ۸۰۰ میلیون تومان به ۱۶ میلیارد تومان رسیده است. این ریختوپاشهای پنهان در کنار رشد ۶۰ درصدی هزینههای اداری (رسیدن به رقم ۱۴۵ میلیارد تومان)، نشاندهنده نبود انضباط مالی در لایههای ارشد است. چطور میتوان از سهامدار خواست هزینهی ۴ برابری بانک را تحمل کند، اما در هزینههای جاری شرکت چنین انفجاری رخ دهد؟
سآبیک در ۱۰ ماهه ۳۳۱ هزار واحد ارزی را صرف خرید تجهیزات کرده است. اما سوال اینجاست: چرا این تجهیزات نتوانستهاند راندمان مصرف انرژی را بهبود ببخشند؟ چرا صادرات ۲۷۲ هزار دلاری شرکت در برابر هزینههای عظیم ارزی آن رنگ میبازد؟ به نظر میرسد ارز صادراتی بیش از آنکه صرف توسعه شود، صرف هزینههایی میشود که خروجی آن در بهرهوری دیده نمیشود.
سآبیک در انتهای دیماه ۱۴۰۴، وضعیتی پارادوکسیکال دارد. سود میسازد، اما نقدینگی ندارد. فروش میزند، اما به لطف گرانی، نه تولید زیاد. این شرکت روی گسل هزینههای مالی و انرژی ایستاده است. اگر مدیریت سآبیک به جای جشن گرفتن برای سودی که تورم ساخته است، فکری به حال بهرههای بانکی و راندمان انرژی نکند، دیری نخواهد پائید که این غول سیمانی زیر بارِ بدهیهای خود کمر خم کند. شرکت سیمان آبیک امروز بیش از هر زمان دیگری به یک «جراحی مدیریت مالی» نیاز دارد تا از تلهی سودهای کاغذی رهایی یابد.