به گزارش نبض بازار-در حالی که بدنه اصلی اقتصاد ایران تحت فشار تورم و نوسانات نرخ ارز قرار دارد، صنعت بیمه به عنوان «دژ استواری» از امنیت مالی معرفی میشود. اما گزارشهای دیماه ۱۴۰۴ که بر روی سامانه کدال نشست، حقیقتی هولناک را فاش کرد: این دژ از درون در حال فروپاشی است. اصطلاح «بحران نقدینگی در پسِ سودهای دفتری» دیگر یک تئوری دانشگاهی نیست؛ بلکه واقعیتی است که در ترازنامه سه غول بیمهای کشور یعنی «آسیا»، «ملت» و «آرمان» ریشه دوانده است. این گزارش نشان میدهد که چگونه حقبیمهها با سرعتِ لاکپشتیِ تورم وارد میشوند و خسارتها با سرعتِ خرگوشیِ دیه و قطعات یدکی، از جیب سهامداران و ذخایر فنی خارج میگردند.

آسیا با سرمایهای معادل ۳۵ هزار میلیارد ریال، روزگاری نماد توانگری در صنعت بیمه بود. اما گزارش ۱۰ ماهه منتهی به دی ۱۴۰۴ نشان میدهد که این غول، امروز در باتلاقی از رشتههای پرریسک دستوپا میزند.
۱. تراژدی درمان در دیماه: عملیات انتحاری مالینگاهی دقیق به عملکرد یکماهه دیماه بیمه آسیا، هر تحلیلگر هوشیاری را شوکه میکند. این شرکت در دیماه حدود ۱۳.۳ هزار میلیارد ریال (همت) حقبیمه درمان صادر کرده، اما در همان بازه زمانی، ۱۲.۷ همت خسارت پرداختی داشته است. نقد فنی: نسبت خسارت ۹۵ درصدی در رشته درمان، بدون احتساب هزینههای عملیاتی جاری، یعنی چالش. اگر هزینههای اداری، اجاره شعب، حقوق پرسنل و کارمزد نمایندگان را که حداقل ۲۰ درصد است به این عدد اضافه کنیم، آسیا بابت هر یک تومانی که از مردم بابت بیمه تکمیلی گرفته، حدود ۱.۲ تومان هزینه کرده است. این مدل کسبوکار به جای «بیمهگری»، بیشتر شبیه به یک «خیریه ملی» است که هزینهاش از جیب سهامداران نگونبخت پرداخت میشود.

رشته «بدنه خودرو» که قرار بود سودآور باشد، با نسبت خسارت ۹۱ درصدی به پاشنه آشیل آسیا تبدیل شده است. تورم لجامگسیخته در بازار قطعات یدکی و دستمزدهای تعمیرگاهها، مدلهای سنتی ارزیابی ریسک در این شرکت را به کلی از کار انداخته است. آسیا همچنان بر اساس فرمولهای سال ۱۴۰۲ حقبیمه میگیرد، اما خسارت را به قیمت بازار بهمن ۱۴۰۴ پرداخت میکند. این یعنی «توزیع فقر مدیریتی» در تمام سطوح شرکت.
فصل دوم: بیمه ملت؛ سقوط آزاد در درهی خسارتاگر وضعیت آسیا نگرانکننده است، وضعیت «بیمه ملت» در دیماه را باید «وضعیت قرمز» نامید. اعداد این شرکت در دیماه فراتر از یک هشدار ساده، بوی یک رکوردشکنی منفی در تاریخ صنعت بیمه را میدهد.
۱. ضریب خسارت ۱۴۵ درصدی؛ خروجی که ورودی را بلعیدبرای درک عمق فاجعه در بیمه ملت، باید به تفاوت فاحش بین فروش و پرداخت خسارت نگریست. ملت در دیماه تنها ۱۵.۳ همت حقبیمه صادر کرده، اما در مقابل ۲۲.۳ همت خسارت نقدی پرداختی داشته است! این یعنی شرکت در عرض ۳۰ روز، ۷ همت بیش از درآمدش، پول نقد از مخازن خود خارج کرده است.

۲. سونامی تکمیلی درمان: نسبت خسارت ۴۴۰ درصدی! عجیبترین بخش گزارش کدال متعلق به رشته درمان بیمه ملت است. این شرکت در دیماه ۳.۸ همت فروش داشته، اما ۱۶.۸ همت خسارت پرداخت کرده است. نسبت خسارت ۴۴۰ درصدی یعنی بیمه ملت ۴.۴ برابر آنچه از بیمهگذاران در دیماه گرفته، به بیمارستانها و مراکز درمانی پرداخته است. این شکاف عمیق نشان میدهد که یا قراردادهای بزرگی با نرخهای غیرکارشناسی بسته شده، یا موجی از خسارتهای معوقه ناگهان بر سر نقدینگی شرکت آوار شده است. در هر دو صورت، مدیریتِ نقدینگی در این شرکت با یک مانع روبهرو شده است.
۳. رشتههای اتومبیل؛ روغنِ ریختهبیمه ملت در رشتههای ثالث و بدنه نیز نتوانسته تعادل ایجاد کند. مجموعِ پرداختیها در این رشتهها نشان میدهد که ذخایر فنی شرکت به شدت در حال فرسایش است. شرکتی که ادعای تکنولوژیمحوری دارد، در سادهترین محاسبات اکچوئری خود در رشته درمان و ثالث شکست خورده است.
بیمه آرمان با سرمایه ۸.۵ همتی، نمونه بارز شرکتهایی است که «کمیت» را فدای «کیفیت پورتفو» کردهاند.
۱. وابستگی مرگبار به ثالث اجباریدر ترازنامه آرمان، ۴۲ درصد از سبد فروش به شخص ثالث وابسته است. مشکلی که وجود دارد این است که بیش از ۶۲ درصد از کل خسارتهای شرکت نیز از همین رشته خارج میشود. آرمان عملاً به یک «صندوق وصول دیه» تبدیل شده است که هیچ ارزش افزودهای در زنجیره مدیریت ریسک ایجاد نمیکند.
۲. معمای خسارتهای رشته مهندسییکی از نقاط سیاه گزارش دیماه آرمان، جهش ناگهانی خسارت در رشته مهندسی است. پرداخت ۱۵۸ میلیارد ریال خسارت تنها در یک ماه (که با کل خسارت ۹ ماه ابتدایی سال برابری میکند)، بوی یک «چالش نظارتی» را میدهد. یا نظارت فنی بر پروژهها وجود نداشته، یا شرکت در دیماه با یک فقره خسارت بزرگ روبهرو شده که کل برنامه مالیاش را بر هم زده است. این عدم ثبات در رشتههای تخصصی، اعتبار فنی آرمان را زیر سوال میبرد.
فصل چهارم: مقایسه تطبیقی؛ مسابقه در مسیر ورشکستگیزمانی که عملکرد این سه شرکت را در کنار هم قرار میدهیم، یک الگوی سیستماتیک ظاهر میشود:۱. بیمه آسیا: با نسبت خسارت کل ۷۱ درصدی در دیماه، در حال سوزاندن ذخایر برای بقاست.۲. بیمه ملت: با نسبت خسارت کل ۱۴۵ درصدی، در حال تجربه کردن یک بحران نقدینگی تاریخی است.۳. بیمه آرمان: با نسبت خسارت کل ۶۳ درصدی و پورتفوی تکمحصولی، در لبهی تیغ توانگری سطح ۴ یا ۵ حرکت میکند.
جدول نانوشتهی نقدینگی: مجموع خسارت پرداختی این سه شرکت در دیماه ۱۴۰۴ به عدد ۶۱.۴ همت رسیده است. این یعنی خروج نقدینگی با سرعت ۲ همت در روز. این در حالی است که بخش بزرگی از درآمدهای این شرکتها به صورت «چک» و اعتباری است، اما خسارتها باید به صورت «نقد» پرداخت شود. این یعنی «تشنج نقدینگی».
چرا با وجود این آمار، این شرکتها همچنان اعلام سود میکنند؟ پاسخ در «حسابداری خلاقانه» نهفته است. تجدید ارزیابیها:* شرکتهایی مثل آسیا و آرمان برای پوشش این زیانهای عملیاتی، چارهای جز بالا بردن ارزش دفتریِ ساختمانها و داراییهای فیزیکی خود ندارند. سودهای موهوم:* شناسایی سود از طریق واگذاری داراییها یا جابجایی سبد سهام در بورس، تکنیکهایی است که در سال ۱۴۰۴ برای پوشاندن ناترازیهای عملیاتی به کار گرفته شده است. اما حقیقت اینجاست که با ساختمان و زمین نمیتوان خسارت درمان بیمارستانها یا دیه مقتولین حوادث رانندگی را پرداخت کرد. نقدینگی، خونِ رگهای صنعت بیمه است و گزارش دیماه نشان میدهد که فشار خونِ این سه شرکت به زیر سطح هوشیاری رسیده است.
فصل ششم: بحرانِ «بیمهگریِ نرخمحور» به جای «ریسکمحور» ریشه این فاجعه در کجاست؟ چرا غولی مانند بیمه آسیا یا شرکتی نوآور مانند بیمه ملت به این روز افتادهاند؟ تحلیل ساختاری نشان میدهد که مدیریت در این شرکتها به جای تمرکز بر گزینش ریسک، بر تامین نقدینگی به هر قیمت متمرکز شده است. وقتی بیمه ملت در رشته درمان با چنین ضریب خسارت سنگینی روبروست، یعنی برای تامین نقدینگیِ فوری جهت پرداخت خسارات معوقه، اقدام به جذب قراردادهای بزرگِ درمانی با نرخهای غیرکارشناسی کرده است. وقتی تورم هزینههای پزشکی با نرخ ۶۰ تا ۷۰ درصد رشد میکند، این بازی در دیماه ۱۴۰۴ به پایان خط خود میرسد.
بیمه مرکزی به عنوان نهاد ناظر، وظیفه رصد «توانگری مالی» را بر عهده دارد. اما گزارشهای دورهای توانگری مالی معمولاً با تاخیر منتشر میشوند و بر پایهی دادههای سال قبلی هستند.
چگونه اجازه داده شده است که بیمه ملت در یک ماه، ۱۴۵ درصدِ حقبیمه صادرهاش را خسارت بدهد؟ آیا نظارت بر ذخیرهگیری فنی این شرکتها به درستی انجام شده است؟ گزارش دیماه ثابت میکند که سطح توانگری مالی بصورت «کاغذی» بالا نگه داشته شده، در حالی که توانگریِ «واقعی و نقد» در حال فرسایش است. اگر نهاد ناظر امروز وارد عمل نشود، صندوق تأمین خسارتهای بدنی در سال ۱۴۰۵ با موجی از ورشکستگیهای پنهان روبهرو خواهد شد.
فصل هشتم: تأثیر بر بازار سرمایه و حقوق سهامدارانسهامداران این سه شرکت (بویژه در نمادهای آسیا و ملت) باید بدانند که سودهای تقسیمی در مجامع، لزوماً ناشی از عملیاتِ سالمِ بیمهگری نیست.
بلعیدن سود توسط هزینههای عمومی: وقتی نسبت خسارت به ۹۵ یا ۱۴۵ درصد میرسد، یعنی سودی برای تقسیم وجود نخواهد داشت، مگر اینکه از محل «سایر درآمدها» (مانند سود سپردههای بانکی یا فروش ملک) جبران شود. این یعنی شرکتهای بیمه به جای اینکه سودِ ناشی از «ریسکسنجی صحیح» را به سهامدار بدهند، تنها در حال بازتوزیعِ درآمدهای ناشی از سرمایهگذاری هستند و بخش اصلی بیزنس (بیمهگری) عملاً زیانده است.
با توجه به روند فعلی در گزارشهای ۱۰ ماهه، میتوان پیشبینی کرد:۱. فشار برای اصلاح تعرفهها: این شرکتها در دو ماه پایانی سال با لابیگری سنگین به دنبال افزایش نرخ در رشتههای درمان و ثالث خواهند بود تا بتوانند ترازنامه خود را ترمیم کنند.۲. کاهش کیفیت خدمات: برای جلوگیری از خروج بیشتر نقدینگی، فرآیند ارزیابی و پرداخت خسارت در شرکتهایی مانند آرمان و آسیا احتمالا طولانیتر و سختگیرانهتر (بوروکراتیک) خواهد شد که نتیجه آن نارضایتی عمومی است.۳. ادغامهای اجباری: شرکتهای کوچکی مانند آرمان که در رشتههای تخصصی مثل مهندسی نیز دچار نوسان شدید شدهاند، ممکن است در سال ۱۴۰۵ ظرفیتِ بقای مستقل را از دست بدهند.
صنعت بیمه ایران در زمستان ۱۴۰۴، بیش از هر زمان دیگری به «جراحی ساختاری» نیاز دارد. تکیه بر مدلهای سنتی فروش، نادیده گرفتن تورم در محاسبات اکچوئری و ریختوپاشهای ستادی، این صنعت را به سمتی برده است که حالا «پرداخت خسارت» به جای اینکه وظیفه اصلی باشد، به «بحران اصلی» تبدیل شده است. امروز، بیمهگذاران و سهامداران باید بپرسند: «آیا شرکتی که در یک ماه، نیمی از سرمایه ثبتی خود را خسارت میدهد، هنوز هم میتواند تکیهگاه امنی برای روزهای حادثه باشد؟» پاسخ این سوال در اعداد سرد و بیروح گزارش دیماه نهفته است؛ اعدادی که حکایت از یک «سقوط آرام» دارند.