به گزارش نبض بازار-صنعت فولاد ایران همواره تحت تأثیر دو عامل «مدیریت استراتژیک» و «نوسانات کلان اقتصادی» بوده است. امروز در دیماه ۱۴۰۴، در حالی که سکان مدیریت بزرگترین غول صنعتی کشور به سعید زرندی سپرده شده است، بازخوانی کارنامه آذرماه ۱۴۰۳ در دوران طیبنیا، نکات مهمی را پیش روی تحلیلگران قرار میدهد. این گزارش با استناد به دادههای کدال، به بررسی ناترازیها، دستاوردها و چالشهایی میپردازد که از دوره مدیریت قبلی به ارث رسیده و اکنون مدیریت جدید باید در برابر آنها پاسخگو باشد.

بر اساس ارقام کدال در آذر ۱۴۰۳، فولاد مبارکه تحت مدیریت قبلی موفق به تحقق درآمد تجمعی ۱۵۴ هزار میلیارد تومانی در بازار داخلی شد. نکته تاملبرانگیز اینجاست که در آن دوره، نرخ فروش «محصولات گرم» به رقم ۴۵ میلیون تومان در هر تن رسید که نسبت به میانگین ابتدای سال رشد ۲۰ درصدی داشت.

اگرچه این افزایش نرخ، سودآوری ریالی شرکت را تضمین کرد، اما نباید فراموش کرد که این موفقیت تا حد زیادی محصول «انحصار در بازار داخل» و «فشار تورمی بر صنایع پاییندستی» بود. با این حال، طیبنیا توانست در آذر ۱۴۰۳، تناژ فروش را در سطح پایداری حفظ کند؛ موضوعی که اکنون سعید زرندی با چالش جدی آن روبروست. در گزارشهای اخیر، بیم آن میرود که با رکود در بخش ساختمان و خودرو، زرندی نتواند آن حجم از تقاضای موثری که در دوران طیبنیا وجود داشت را تکرار کند.
یکی از نقاط قوت دوران مدیریت قبلی که در جداول ارسالی مشهود است، مدیریت هوشمندانه سبد صادراتی در شرایط تحریم بود. فروش ۱۲۹ هزار تن تختال صادراتی در یک ماه (آذر ۱۴۰۳) نشاندهنده توان لجستیکی بالای تیم اوست. اگرچه نرخ فروش صادراتی محصولات پوششدار در آن مقطع با افت ۱۱ درصدی روبهرو شد و به ۴۲.۵ میلیون تومان رسید، اما حفظ استمرار صادرات با نرخهای رقابتی، جریانی نقدینگی ارزی پایداری را فراهم کرد.
امروز از مدیریت زرندی انتظار میرود نه تنها آن رکوردها را حفظ کند، بلکه بر بحران «ارزانفروشی صادراتی» فایق آید. دادهها نشان میدهند که مدیریت قبلی در آذر ۱۴۰۳، با وجود فشارهای بینالمللی، اجازه نداد سهم بازار صادراتی به زیر ۳۵ هزار میلیارد تومان (تجمعی ۹ ماهه) سقوط کند؛ استانداردی که اکنون خطکش سنجش عملکرد مدیریت جدید است.


بحرانیترین بخش گزارش کدال که باید مورد مداقه حقوقی قرار گیرد، ستون «اصلاحات» در بخش انرژی است. رقم منفی ۵.۴ هزار میلیارد تومان اصلاحیه در هزینههای گاز و برق آذر ۱۴۰۳، نشاندهنده یک ناترازی شدید در نرخگذاریهای دولتی و برآوردهای حسابداری است. در دوران طیبنیا، شرکت با چالش نرخ ۱۷.۵ میلیون ریالی برای هر مگاوات ساعت برق خریداریشده دست و پنجه نرم میکرد. طیبنیا با تمرکز بر نیروگاه داخلی (با هزینه تولید ۹.۵ میلیون ریال)، سعی کرد حاشیه سود را حفظ کند. زرندی اکنون در حالی پشت میز ریاست نشسته که ناترازی گاز در زمستان ۱۴۰۴ به مراتب شدیدتر از سال گذشته است. اگر مدیریت جدید نتواند پروژههای بهینهسازی که در زمان طیبنیا آغاز شده بود را به ثمر برساند، بهای تمامشده محصولات چنان جهشی خواهد داشت که حتی افزایش نرخ فروش نیز نمیتواند آن را پوشش دهد.
مدیریت قبلی با نگاهی عملیاتی، توانست «تولید» را به عنوان اولویت اول حفظ کند. تولید ۵.۳ میلیون تن تختال در ۹ ماهه ۱۴۰۳ گواه این ادعاست. او آموخته بود که چگونه در میانه دعواهای نرخ خوراک و انرژی، چرخهای فولاد را بچرخاند. اما سعید زرندی که با سابقهای ستادی و دولتی پا به این عرصه گذاشته، اکنون با آزمونی سخت روبروست. انتقاد وارده به رویکرد فعلی این است که شاید نگاه ستادی زرندی، چابکی لازم را برای مقابله با بحرانهای لحظهای تولید (مانند قطعی ناگهانی گاز در دیماه) نداشته باشد. دادههای آذر ۱۴۰۳ نشان داد که طیبنیا حتی در اوج فشار هزینهها، اجازه نداد تولید محصولات سرد (که ارزش افزوده بالایی دارند) متوقف شود.
اصلاحات هزار میلیاردی در گزارشهای آذر ۱۴۰۳، اگرچه در زمان خود با سعهصدر بازار سرمایه روبهرو شد، اما از منظر حقوقی یک «هشدار شفافیت» است. مدیریت جدید (زرندی) باید بداند که هرگونه خطای محاسباتی در نرخ نهادهها یا تاخیر در افشای اطلاعات، میتواند منجر به دعاوی حقوقی از سوی سهامداران خرد شود. طیبنیا در این زمینه با وجود چالشها، توانست اعتماد نسبی بازار را حفظ کند؛ اعتمادی که اکنون لرزان به نظر میرسد.
۶. مواد اولیه؛ نبرد نرخهادر بخش خرید مواد اولیه (تصویر دوم کدال)، شاهد جهش نرخ آهن اسفنجی به ۱۸.۵ میلیون تومان در آذر ۱۴۰۳ بودیم. طیبنیا در آن مقطع با مدیریت خرید توانست مانع از توقف خطوط شود. اکنون در آذر ۱۴۰۴، با توجه به تورم عمومی، زرندی با نرخهایی به مراتب بالاتر روبروست. تفاوت عملکرد در اینجا مشخص میشود: طیبنیا از ذخایر استراتژیک به خوبی استفاده کرد، اما آیا زرندی توانسته زنجیره تأمین را به گونهای مدیریت کند که شوکهای قیمتی بازار آزاد، تولید را فلج نکند؟
بازخوانی پرونده آذر ۱۴۰۳ نشان میدهد که یاسر طیبنیا، فولاد مبارکه را در یکی از سختترین پیچهای تاریخی (از نظر انرژی و نرخ خوراک) با کمترین آسیب به بدنه تولید هدایت کرد. افزایش درآمدهای ریالی و حفظ تناژ صادراتی، کارنامه او را در مقایسه با شرایط فعلی، مقتدرانهتر جلوه میدهد. سعید زرندی اکنون در آذر ۱۴۰۴ با میراثی روبروست که در آن «هزینهها به سقف رسیده» و «حاشیه سود در حال آب رفتن» است. اگر گزارشهای آتی نشاندهنده افت تولید یا افزایش بیرویه بهای تمامشده باشد، مشخص خواهد شد که مدیریت ستادی نتوانسته جایگزین مناسبی برای مدیریت اجرایی و فنی دوران طیبنیا باشد. شفافیت در کدال و پاسخگویی به اصلاحات میلیاردی انرژی، اولین قدم برای زرندی است تا ثابت کند میتواند فراتر از سایه طیبنیا حرکت کند؛ هرچند اعداد آذر ۱۴۰۳ فعلاً به نفع مدیر سابق شهادت میدهند.
این تحلیل بر اساس دادههای رسمی سامانه کدال و با هدف نقد عملکردی تدوین شده است. هرگونه قضاوت نهایی در مورد مدیریت فعلی و سابق، منوط به انتشار صورتهای مالی حسابرسی شده سالانه و تطبیق آنها با شرایط اقتصاد کلان است.