«نبض بازار» گزارش می‌دهد:
پاییز پرهزینه شرانل/ ایرانول چقدر مواد اولیه مصرف می‌کند؟

به گزارش نبض بازار-بررسی روند خرید مواد اولیه شرکت نفت ایرانول در سه‌ماهه پاییز ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که این شرکت در یکی از حساس‌ترین مقاطع هزینه‌ای خود قرار گرفته است. داده‌های رسمی منتشرشده از سوی شرکت، تصویری از افزایش مستمر و شتابان هزینه تأمین مواد اولیه ارائه می‌دهد؛ افزایشی که نه‌تنها از نظر عددی قابل‌توجه است، بلکه از منظر ترکیب مواد، نوسان نرخ‌ها و وابستگی به اقلام پرریسک وارداتی، حامل پیام‌های مهمی برای آینده حاشیه سود شرکت است.

در مهر ۱۴۰۴، جمع کل خرید مواد اولیه ایرانول حدود ۱۲۸ هزار میلیارد ریال ثبت شد. این رقم در آبان به حدود ۱۴۶ هزار میلیارد ریال افزایش یافت و در آذر از مرز ۱۶۴ هزار میلیارد ریال عبور کرد. به این ترتیب، تنها در فاصله دو ماه، هزینه خرید مواد اولیه بیش از ۳۶ هزار میلیارد ریال رشد کرده است. چنین افزایشی، حتی با در نظر گرفتن تورم عمومی اقتصاد و شرایط بازار نفت، رشدی سنگین تلقی می‌شود و نشان می‌دهد فشار اصلی نه از ناحیه افزایش تولید، بلکه از مسیر نرخ‌ها و ساختار خرید وارد شده است.

پاییز پرهزینه شرانل/ ایرانول چقدر مواد اولیه مصرف می‌کند؟

نگاه دقیق به مواد اولیه ایرانول

نگاهی دقیق‌تر به ترکیب مواد اولیه نشان می‌دهد که لوبکات همچنان ستون فقرات تولید ایرانول و مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده بهای تمام‌شده است. مقدار خرید لوبکات در پاییز افزایش محدودی داشته و از حدود ۲۴۵ هزار مترمکعب در مهر به حدود ۲۷۵ هزار مترمکعب در آذر رسیده است؛ رشدی که می‌توان آن را متناسب با نیاز تولید دانست. اما آنچه این افزایش مقداری را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، رشد نرخ لوبکات است. نرخ این ماده در همین بازه از حدود ۲۶۵ میلیون ریال به بیش از ۲۸۱ میلیون ریال افزایش یافته و همین موضوع باعث شده مبلغ خرید لوبکات از حدود ۶۵ هزار میلیارد ریال به بیش از ۷۳ هزار میلیارد ریال برسد. این فاصله میان رشد مقداری و رشد ریالی، نشان می‌دهد که فشار اصلی از ناحیه قیمت وارد شده و نه حجم.

اگرچه تأمین داخلی لوبکات مزیتی مهم برای ایرانول محسوب می‌شود و ریسک مستقیم ارزی را کاهش می‌دهد، اما تجربه پاییز ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که اتکای صرف به داخلی بودن منبع، بدون ابزار‌های تثبیت نرخ یا قرارداد‌های بلندمدت مؤثر، لزوماً به معنای کنترل هزینه نیست. در چنین شرایطی، نوسان قیمت داخلی می‌تواند همان اثری را بر بهای تمام‌شده بگذارد که نوسان ارز در مواد وارداتی.

وکیوم باتوم، دیگر ماده مهم سبد خرید ایرانول، در این سه ماه رفتاری ناپایدار از خود نشان داده است. هم مقدار خرید و هم نرخ این ماده با نوسان همراه بوده و در نهایت مبلغ خرید آن به‌ویژه در آذر به سطح بالاتری نسبت به مهر رسیده است. این نوسان، بیش از آنکه صرفاً ناشی از شرایط بازار باشد، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا سیاست خرید شرکت بر پایه قرارداد‌های پایدار و پیش‌بینی‌پذیر است یا تصمیم‌های کوتاه‌مدت و واکنشی نقش پررنگ‌تری دارند. تجربه شرکت‌های مشابه نشان می‌دهد که در نبود چارچوب روشن برای خرید، نوسانات بازار سریع‌تر و شدیدتر به بهای تمام‌شده منتقل می‌شود.

پاییز پرهزینه شرانل/ ایرانول چقدر مواد اولیه مصرف می‌کند؟

مواد افزودنی داخلی در ایرانول

در کنار مواد اصلی، مواد افزودنی داخلی نیز اگرچه سهم مقداری کوچکی در سبد خرید دارند، اما به دلیل نرخ‌های بالا، اثر ریالی قابل‌توجهی ایجاد کرده‌اند. در پاییز ۱۴۰۴، مقدار خرید این مواد افزایش چشمگیری نداشته، اما نوسان نرخ‌ها باعث شده مبلغ خرید، به‌ویژه در آذر، رشد بیشتری نسبت به مقدار نشان دهد. این وضعیت می‌تواند نشانه محدود بودن بازار تأمین یا قدرت پایین شرکت در چانه‌زنی قیمتی باشد؛ موضوعی که در بلندمدت می‌تواند هزینه‌های پنهان، اما مستمر ایجاد کند.

با این حال، نقطه‌ای که بیشترین فشار را بر ساختار هزینه‌ای ایرانول وارد کرده، مواد افزودنی وارداتی است. مبلغ خرید این اقلام از حدود ۲۷ هزار میلیارد ریال در مهر به بیش از ۳۲ هزار میلیارد ریال در آبان و حدود ۳۴ هزار میلیارد ریال در آذر رسیده است. این رشد شتابان، بار دیگر نشان می‌دهد که اثر قیمتی و ارزی بسیار پررنگ‌تر از تغییرات مقداری بوده است. وابستگی به مواد افزودنی وارداتی، ذات صنعت روانکار است و حذف کامل آن عملاً امکان‌پذیر نیست، اما افزایش سهم این اقلام در بهای تمام‌شده، بدون نشانه‌ای از پوشش ریسک ارزی یا تنوع مبادی تأمین، شرکت را در معرض شوک‌های بیرونی قرار می‌دهد.

مواد بسته‌بندی نیز هرچند سهم کوچکی در مجموع خرید دارند، اما به دلیل ثبت نرخ‌های بسیار بالا در کنار مقادیر ناچیز، به یکی از بخش‌های مبهم گزارش‌های ماهانه تبدیل شده‌اند. این ارقام از نظر حسابداری می‌توانند توجیه‌پذیر باشند، اما از منظر شفافیت اطلاعاتی، انتظار می‌رود شرکت توضیحات تکمیلی ارائه دهد تا از شکل‌گیری برداشت‌های منفی یا سوءتفاهم در میان تحلیلگران و فعالان بازار جلوگیری شود.

چه باید کرد؟

جمع‌بندی روند سه‌ماهه پاییز ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که رشد هزینه مواد اولیه در ایرانول، نه‌تنها سریع‌تر از رشد مقداری خرید بوده، بلکه ترکیب مواد نیز به سمت اقلام پرریسک‌تر حرکت کرده است. این وضعیت، اگرچه هنوز به معنای بحران نیست، اما هشداری جدی برای حاشیه سود شرکت محسوب می‌شود. ادامه این روند می‌تواند باعث شود حتی افزایش فروش نیز نتواند فشار هزینه‌ها را به‌طور کامل جبران کند.

در عین حال، برای قضاوت منصفانه باید به نکات قابل دفاع نیز اشاره کرد. در این سه ماه، تأمین مواد اولیه بدون وقفه انجام شده و تولید شرکت دچار اختلال نشده است. این موضوع نشان می‌دهد که مدیریت تأمین از نظر عملیاتی عملکرد قابل قبولی داشته و توانسته نیاز تولید را پوشش دهد. اما تفاوت مهمی میان موفقیت عملیاتی و بهینه‌بودن اقتصادی وجود دارد؛ موفقیت در تأمین به‌تنهایی کافی نیست، اگر هزینه آن با شتابی نگران‌کننده افزایش یابد.

پاییز ۱۴۰۴ برای شرانل را می‌توان فصل هشدار دانست؛ هشداری که به‌روشنی از دل اعداد و ارقام بیرون می‌آید. اگر این هشدار با بازنگری در سیاست خرید، استفاده از قرارداد‌های پایدارتر، مدیریت فعال ریسک ارزی و شفافیت بیشتر در گزارش‌دهی همراه نشود، اثر آن به‌احتمال زیاد در فصل‌های بعدی و در قالب فشار بر سودآوری نمایان خواهد شد. هنوز فرصت اصلاح وجود دارد، اما داده‌ها نشان می‌دهد که این فرصت نامحدود نیست.

 

هشدار دانست؛ هشداری که به‌روشنی از دل اعداد و ارقام بیرون می‌آید. اگر این هشدار با بازنگری در سیاست خرید، استفاده از قراردادهای پایدارتر، مدیریت فعال ریسک ارزی و شفافیت بیشتر در گزارش‌دهی همراه نشود، اثر آن به‌احتمال زیاد در فصل‌های بعدی و در قالب فشار بر سودآوری نمایان خواهد شد. هنوز فرصت اصلاح وجود دارد، اما داده‌ها نشان می‌دهد که این فرصت نامحدود نیست.