گزارشهای آماری ۲۰۲۶ پیامی صریح به اتاقهای فکر واشینگتن ارسال کرده است: ایران، عراق یا افغانستان نیست. سرعت رشد نارضایتی عمومی ثابت میکند که هزینه سیاسی جنگ با تهران برای هر دولتی در کاخ سفید، «غیرقابل تحمل» خواهد بود. ترامپ اکنون بر سر دوراهی سختی قرار گرفته است؛ عقبنشینی و پذیرش شکست سیاسی، یا ادامه مسیری که طبق آمارها، فرجامی جز سقوط محبوبیت و انزوای اجتماعی نخواهد داشت.
نکته شوکهکننده در این بخش، سرعت رشد نارضایتی است:
- نارضایتی در شروع: ۴۳٪ (که نشان میدهد حتی پیش از آغاز گسترده، بخش بزرگی از جامعه آمریکا مخالف بودهاند).
- نارضایتی تا ۱۲ آوریل ۲۰۲۶: تنها در عرض چند هفته یا ماه، این عدد به ۶۰٪ رسیده است.
- تحلیل: این بالاترین میزان رشد نارضایتی عمومی در کوتاهترین زمان ممکن در تاریخ جنگهای آمریکا محسوب میشود که مستقیماً بر محبوبیت دونالد ترامپ تأثیر منفی گذاشته است.

اینفوگرافیک با فلشبک به جنگهای گذشته، عمق بحران فعلی ترامپ را نشان میدهد:
- جنگ ویتنام: ۲۰ سال طول کشید تا نارضایتی به ۶۰٪ برسد، در حالی که در جنگ با ایران، این عدد در همان ماههای اول به دست آمده است.
- جنگ عراق و افغانستان: هر دو با نارضایتی بسیار پایینی (۹٪ و ۲۳٪) شروع شدند و سالها طول کشید تا به حدود ۵۰٪ برسند. این نشان میدهد جامعه آمریکا دیگر حوصله و توان هزینههای یک جنگ جدید، بهویژه با کشوری مثل ایران را ندارد.
- جنگ کره: تنها استثنای لیست است که در آن نارضایتی در پایان (۳۶٪) کمتر از شروع (۴۹٪) بود.
- سقوط محبوبیت: با رسیدن نارضایتی به ۶۰٪، ترامپ با سختترین چالش سیاسی خود روبروست. برخلاف جنگهای گذشته که معمولاً در ابتدا باعث اتحاد مردم میشد (Rally 'round the flag effect)، جنگ ۲۰۲۶ از همان ابتدا باعث شکاف و اعتراض شده است.
- هزینههای ملموس: احتمالاً تلفات جانی یا هزینههای اقتصادی ناگهانی (مثل افزایش قیمت بنزین که در آمارهای قبلی دیدیم) باعث این جهش برقآسای نارضایتی شده است.
کارشناسان معتقدند جهش ناگهانی نارضایتی به ۶۰ درصد، ریشه در واقعیتهای ملموس زندگی شهروندان آمریکایی دارد. از یک سو، افزایش سرسامآور قیمت سوخت (که ناشی از ناامنی در تنگه هرمز و کاهش عرضه نفت است) و از سوی دیگر، اخبار مربوط به آسیبدیدگی ناوشکنهای پیشرفته آمریکایی در عملیاتهایی نظیر «شهید مایوان»، رویای یک جنگ کمهزینه و سریع را در ذهن افکار عمومی تخریب کرده است.