«نبض بازار» گزارش می‌دهد:
عملکرد نفت ایرانول در بهمن ۱۴۰۴؛ تحلیل ناهمگونی درآمد‌های ارزی و چالش انباشت محصولات نهایی+اینفوگرافیک

به گزارش نبض بازار- با این حال، تحلیل موشکافانه زیرلایه‌های این گزارش حاکی از آن است که جهش درآمد‌های عملیاتی بیش از آنکه محصول ارتقای استراتژیک در زنجیره ارزش باشد، بازتابی از نوسانات نرخ تسعیر ارز و تمرکز بر فروش محصولات با ارزش افزوده پایین‌تر است. این گزارش با هدف تبیین شکاف میان «رکورد‌های دفتری» و «کارایی مدیریتی» تدوین شده است.

عملکرد نفت ایرانول در بهمن ۱۴۰۴؛ تحلیل ناهمگونی درآمد‌های ارزی و چالش انباشت محصولات نهایی+اینفوگرافیک


۱. تحلیل کیفیت درآمدها؛ تکیه بر نرخ ارز و چالش «خام‌فروشی نوین»


نفت ایرانول در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ موفق به ثبت درآمد عملیاتی معادل ۴۷،۳۹۴،۶۹۴ میلیون ریال (حدود ۴.۷ همت) شده است که نسبت به میانگین ۱۰ ماهه نخست سال، رشد معنادار ۴۸ درصدی را نشان می‌دهد. اگرچه این رقم بالاترین سطح فروش ماهانه شرکت در سال مالی جاری محسوب می‌شود، اما منشأ این رشد نیازمند واکاوی است. بخش بزرگی از این جهش، ناشی از تسعیر ارز درآمد‌های صادراتی با نرخ مرکز مبادله است.
نکته قابل تامل در بخش صادرات، ترکیب محصولات فروخته شده است. از مجموع ۱۳.۶ همت درآمد صادراتی بهمن‌ماه، بالغ بر ۹ همت (حدود ۶۶ درصد) تنها از محل فروش «روغن‌های فرآیندی (اکسترکت)» محقق شده است. اکسترکت یک محصول جانبی در فرآیند پالایش است و تمرکز افراطی بر صادرات آن به جای محصولات نهایی و بسته‌بندی شده (مانند روغن موتور‌های دیزلی و بنزینی)، نشان‌دهنده نوعی «خام‌فروشی نوین» برای تأمین نقدینگی فوری است. تکیه بر محصولات نیمه‌خام برای ثبت رکورد‌های درآمدی، اگرچه در کوتاه‌مدت تراز مالی را بهبود می‌بخشد، اما در بلندمدت نشان‌دهنده ضعف در استراتژی برندینگ بین‌المللی و ناتوانی در نفوذ به بازار‌های نهایی روانکار‌های تخصصی است.

/
۲. ناهمخوانی عملیاتی در زنجیره توزیع؛ رسوب محصولات استراتژیک در انبار


دومین محور نقد مدیریتی بر عملکرد شرانل، به شکاف میان تولید و فروش در بخش محصولات دارای ارزش افزوده بالا بازمی‌گردد. داده‌های بهمن‌ماه نشان می‌دهد که در بخش محصولات استراتژیک (روغن موتور)، شرکت با چالش انباشت موجودی رو‌به‌رو بوده است. برای نمونه، در ردیف «روغن موتور بنزینی»، از مجموع ۶،۲۷۲ مترمکعب تولید ماهانه، تنها ۵،۹۳۵ مترمکعب به فروش رسیده است. این به معنای رسوب حدود ۶ درصدی تولید ماه در انبارهاست که منجر به حبس نقدینگی در ترازنامه می‌شود.
این انباشت موجودی در حالی رخ می‌دهد که هزینه‌های مواد افزودنی وارداتی و بسته‌بندی در همین بازه زمانی، نوسانی بین ۲۵ تا ۱۴۲ درصد را تجربه کرده‌اند. نقد کارشناسانه این است که چرا شرکت در فصلی که هزینه‌های تأمین مواد اولیه (Additives) با رشد شتابان همراه است، موفق به تخلیه کامل انبار محصولات نهایی خود نشده است؟ در مقابل، شرکت در بخش «روغن پایه» (نیمه‌خام)، موفق شده است با فروش ۱۰۷ درصدی نسبت به تولید، حتی از موجودی انبار سنواتی خود نیز برای صادرات استفاده کند. این تضاد عملیاتی ثابت می‌کند که مدیریت زنجیره توزیع در بازار داخلی برای محصولات نهایی، تحت شعاع سهولتِ فروش فله‌ای محصولات نیمه‌خام در بازار‌های صادراتی قرار گرفته است.


۳. تحلیل هزینه و پایداری سودآوری


نرخ رشد هزینه‌های تولید در بخش ملزومات بسته‌بندی و مواد افزودنی، هشداری جدی برای حاشیه سود ناخالص شرکت در ماه‌های پایانی سال است.
با توجه به رشد تا سطح ۱۴۲ درصدی در برخی هزینه‌های نهاده، ثبات سودآوری شرانل منوط به تغییر ریل از فروش محصولات جانبی (مانند اکسترکت) به سمت محصولات نهایی با حاشیه سود بالاتر است. حبس نقدینگی در قالب محصولات بنزینی و دیزلی در انبارها، در کنار وابستگی شدید به نرخ تسعیر ارز، پایداری ترازنامه را در برابر تغییرات احتمالی سیاست‌های ارزی بانک مرکزی آسیب‌پذیر می‌کند. مدیریت نفت ایرانول برای حفظ «منزلت برند» خود، باید از استراتژی تأمین نقدینگی از طریق مواد نیمه‌خام عبور کرده و بر کارایی زنجیره توزیع محصولات نهایی تمرکز نماید.