به گزارش نبض بازار- گزارش عملکرد بهمنماه ۱۴۰۴ این شرکت که بر روی سامانه کدال منتشر شده، در نگاه نخست حاوی ارقام خیرهکننده و رکوردهای درآمدی جدیدی است که موجی از خوشبینی را در میان سهامداران ایجاد کرده است. با این حال، کالبدشکافی لایههای زیرین این دادهها و تطبیق آن با واقعیتهای عملیاتی، تصویری پیچیدهتر و چالشبرانگیزتر را نمایان میسازد. این تحلیل با هدف تفکیک «رشد ناشی از بهرهوری» از «رشد ناشی از متغیرهای برونی متورم» تهیه شده است.

۱. تحلیل درآمدی: پارادوکس رکوردشکنی در اقتصاد کنونی
فولاد مبارکه در بهمن ۱۴۰۴ موفق به ثبت درآمد عملیاتی خیرهکننده ۴۴۱،۲۹۱،۶۴۱ میلیون ریال (معادل ۴۴.۱ همت) شد. این رقم نه تنها تحقق ۱۱۱ درصدی بودجه تجمیعی ۱۱ ماهه را تضمین کرد، بلکه جهشی ۵۰ درصدی نسبت به میانگین درآمد ماهانه ۱۰ ماهه قبلی را نشان میدهد. در ظاهر، این یک عملکرد ممتاز و تحسینبرانگیز مدیریتی است.
اما نقد کارشناسی و دقیق، نیازمند واکاوی منشأ این نقدینگی است. رشد ۷۲ درصدی درآمد نسبت به بهمن سال گذشته، بیش از آنکه حاصل جهش در مقادیر تولید یا مدیریت هزینهها باشد، بازتاب مستقیم دو متغیر برونی است: اول، افزایش نرخ ارز حواله (که مبنای تسعیر درآمدهای صادراتی است) و دوم، تورم عمومی که منجر به رشد قیمتهای پایه در بورس کالا شده است. در واقع، مدیریت شرکت در این بخش، بیش از آنکه «خالق ارزش» از طریق بهرهوری باشد، «ذینفع رانت تورمی و ارزی» بوده است. عیار واقعی مدیریت در دورههای ثبات نرخ ارز و فروکش کردن انتظارات تورمی مشخص میشود، نه در زمان جهشهای تورمی که به طور خودکار منجر به رشد اسمی درآمدها میگردد.
۲. ناهماهنگی استراتژیک در زنجیره ارزش: حبس نقدینگی در انبار تختال
حیاتیترین بخش گزارش بهمنماه که نیازمند نقد جدی و شفاف است، به مدیریت سبد محصولات و توازن عملیاتی بازمیگردد. در حالی که فولاد مبارکه در بخش محصولات گرم، سرد و پوششدار عملکردی متوازن میان تولید و فروش داشته است، وضعیت در بخش «تختال» (Slab) نگرانکننده است.
بر اساس دادههای دقیق کدال، در بهمنماه ۱۴۰۴، بالغ بر ۱،۸۵۳ هزار تن تختال تولید شده است، اما مجموع فروش داخلی و صادراتی این محصول تنها ۱،۶۱۷ هزار تن بوده است (۵۳۱ هزار تن داخلی و ۱،۰۸۶ هزار تن صادراتی). به عبارت دیگر، تنها در یک ماه، حدود ۲۳۶ هزار تن تختال تولید شده، علیرغم تلاشهای صادراتی، خریدار نداشته و در انبارهای شرکت رسوب کرده است.
این ناهماهنگی، مصداق بارز عدم کارایی در مدیریت زنجیره تأمین و فروش است. تسلط محصولات گرم در سبد فروش داخلی (۲،۶۹۳ هزار تن) نشان میدهد که اولویت بازار با محصولات نهایی است. رسوب ۲۳۶ هزار تن تختال در انبارها، در شرایطی که صنعت فولاد با چالش شدید تأمین سرمایه در گردش برای پروژههای توسعهای و ناترازیهای انرژی دست و پنجه نرم میکند، به معنای «حبس نقدینگی میلیاردی» در قالب کالای نیمهساخته است. مدیریت شرکت باید به جای تمرکز بر آمارهای درآمدی اسمی، پاسخگوی این ناترازی عملیاتی و هزینه فرصت ناشی از انبارداری این حجم عظیم از محصول باشد.
نتیجهگیری
گزارش بهمن ۱۴۰۴ فولاد مبارکه، تصویری از یک ابرشرکت است که علیرغم بهرهمندی از رانتهای ارزی و تورمی برای ثبت رکوردهای درآمدی، در زیرلایههای عملیاتی خود با چالشهای جدی مدیریتی و عدم توازن در زنجیره تولید دست و پنجه نرم میکند. پایداری سودآوری «فولاد» در بلندمدت، نه در گرو تورم، بلکه در گرو اصلاح این ناترازیهای عملیاتی و ارتقای بهرهوری واقعی است.