تله‌ی خودساخته‌ای به نام «رکوردشکنی»/وقتی موفقیتِ ما به بزرگ‌ترین ریسک عملیاتیِ ما تبدیل می‌شود

«امین ابراهیمی» مطلبی با عنوان تله‌ی خودساخته‌ای به نام «رکوردشکنی» وقتی موفقیتِ ما به بزرگ‌ترین ریسک عملیاتیِ ما تبدیل می‌شود به بررسی مخاطرات «رکوردشکنی رسانه‌ای» در صنعت فولاد پرداخته است.

در شرایطی که صنعت زیر بار فشارهای چندجانبه – از تحریم‌های ظالمانه خارجی گرفته تا محدودیت‌های بی‌سابقه‌ی انرژی و خودتحریمی‌های داخلی – نفس‌نفس می‌زند، مدیران و پرسنل خطوط تولید با چنگ و دندان در حال جنگیدن برای حفظ حیات سازمان‌ها هستند. این تلاشِ خاموش برای بقا در دلِ محدودیت‌ها، عمیقاً ستودنی است.

اما متأسفانه، در همین شرایط بحرانی، ما در سطح کلانِ مدیریت صنعتی گرفتار یک «خطای استراتژیک و رسانه‌ای» شده‌ایم:
مسابقه‌ی عجیبی برای اعلام رکوردها، سودهای مقطعی و بوق و کرنا کردنِ بهبود شرایط به راه افتاده است!

واقعیت تلخ این است که گاهی برخی از ما، صرفاً برای ارائه گزارش عملکرد به مجمع یا ساختن یک پرسونال برندینگِ کوتاه‌مدت، پالس‌های به شدت معکوس و اشتباهی به بدنه دولت و سیاست‌گذار مخابره می‌کنیم.

تاوانِ این نمایشِ موفقیت چیست؟

وقتی ما بی‌وقفه تیتر می‌زنیم که «رکوردهای تاریخی تولید و سودآوری شکسته شد!»، سیاست‌گذاری که درگیر کسری بودجه شدید است، دقیقاً همین سیگنال را دریافت می‌کند: "این صنعت به شدت ثروتمند و تاب‌آور است؛ پس ظرفیت آن را دارد که هزینه‌های دولت را جبران کند!"

خروجی این پالس اشتباه، می‌شود جهش ۶۶ درصدی نرخ گاز، وضع عوارض جدید صادراتی، و برداشت‌های مختلف از حساب و سود شرکت‌ها. در اقتصاد امروز ما، اعلام موفقیت‌های مقطعی، خودش به یک ریسکِ سیستماتیک برای کل صنعت تبدیل شده است.شاید بپرسید: پس انگیزه پرسنل و تقدیر از دستاوردها چه می‌شود؟ آیا باید موفقیت‌ها را سانسور کنیم؟

پاسخ استراتژیک به این دغدغه کاملاً روشن است: ما دستاوردها را سانسور نمی‌کنیم، بلکه «مخاطبِ آن‌ها را تفکیک می‌کنیم».
تقدیر از زحمات شبانه‌روزی پرسنل، پرداخت پاداش‌ها و جشنِ رکوردشکنی‌ها باید با افتخار در داخل سازمان، مجامع تخصصی و برای سهامداران انجام شود. اما دلیلی ندارد این موفقیت‌های درون‌سازمانی را روی بیلبوردهای شهری و رسانه‌های عمومی فریاد بزنیم تا سیاست‌گذار، آن را به عنوان سیگنالِ «ثروتِ مازاد» و «ظرفیتِ مالیات‌دهیِ بیشتر» تفسیر کند!

 دعوت به یک پویش صنفی: 
به عنوان نماینده انجمن فولاد، از تمامی همکاران، مدیران عامل و مدیران روابط عمومی تقاضا دارم به پویش «سکوت استراتژیک و واقع‌بینی صنعتی» بپیوندند:

۱. توقف رویافروشی رسانه‌ای عمومی: تولید در این شرایط، خودش بزرگ‌ترین رکورد است؛ نیازی به تیترهای درشت نداریم.
۲. شفافیتِ دردها به جای پنهان‌کاری: به جای مانور روی رکوردهای مقطعی، «بهای تمام‌شده‌ی واقعی» و خساراتِ ناشی از قطعی گاز و برق را شفاف به گوش تصمیم‌گیران برسانیم.
۳. حفاظت از منابع شرکت: پالسِ کاذبِ ثروت به سیاست‌گذار ندهیم و اجازه ندهیم دستاوردهای فنیِ پرسنل ما، به چراغ سبزی برای دست بردن در جیب صنایع مولد تبدیل شود.

دولت باید بداند که صنعت امروز در فاز «بقا» است، نه «رونق». بیایید با آدرس غلط دادن، خودمان تیشه به ریشه صنعت نزنیم.
نگاه شما همکاران و فعالان اقتصادی به این رویکرد چیست؟ آیا موافقید که روابط عمومیِ بیش از حد مثبت در این شرایط، یک آسیب جدی است؟