به گزارش نبض بازار- در این میان، عملکرد هلدینگ «انرژی سپهر» در پیشبرد طرحهای کلیدی خود، به یکی از چالشبرانگیزترین سوژههای تحلیلگران حوزه انرژی تبدیل شده است. واکاوی روند اجرایی پروژههایی نظیر دنا، سیراف و لاوان نشان میدهد که «زمانبندی»، پاشنه آشیل این هلدینگ در دهه اخیر بوده است؛ موضوعی که فراتر از نوسانات اقتصادی، ریشه در الگوهای مدیریتی و ساختار اجرایی پروژهها دارد.

ماراتن ۱۲ ساله دنا؛ از وعده بهرهبرداری تا واقعیت پیشراهاندازی
پروژه پتروشیمی دنا، نمادی از حبس سرمایه سنواتی در صنعت پتروشیمی است. عملیات اجرایی این طرح که در سال ۱۳۹۲ با هدف تقویت زنجیره تولید متانول آغاز شد، طبق جداول برنامهریزی اولیه قرار بود در سال ۱۳۹۵ به بهرهبرداری کامل برسد. با این حال، در بهمنماه ۱۴۰۴، این پروژه پس از گذر از سه دوره مدیریتی و سپری شدن ۱۲ سال، همچنان در مرحله پیشراهاندازی باقی مانده است.
نکته قابل تأمل در گزارشهای عملکرد این پروژه، شکاف عمیق پیشرفت فیزیکی در بازههای زمانی مختلف است. در حالی که مدیریت هلدینگ همواره تحریمها و ناترازی نقدینگی را به عنوان عوامل بازدارنده معرفی میکند، تحلیل دادههای آماری نشان میدهد که در بازه زمانی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹، پروژه دنا با رکودی معنادار مواجه بوده و تنها ۵ درصد پیشرفت فیزیکی را تجربه کرده است. این رکود چهارساله، در دورانی رخ داد که بسیاری از پروژههای همرده در منطقه عسلویه با مدیریت منابع مالی و تعامل بهینه با پیمانکاران، مسیر توسعه را پیمودند. تأخیر ۱۲ ساله علاوه بر هزینههای فرصت از دست رفته، منجر به مستهلک شدن تجهیزات حساس ابزار دقیق و مکانیکی شده است که سالها در شرایط جوی خشن عسلویه دپو شده بودند؛ موضوعی که قطعاً هزینههای نگهداری و بازسازی پیش از راهاندازی را به ترازنامه شرکت تحمیل کرده است.
ادغام دنا در سبلان؛ خروج از ماده ۱۴۱ به قیمت انتقال ریسک
تصمیم راهبردی سال ۱۴۰۳ مبنی بر ادغام پتروشیمی دنا در شرکت سبلان، اگرچه از منظر حسابداری یک پیروزی برای خروج سبلان از شمول ماده ۱۴۱ قانون تجارت (ورشکستگی) محسوب میشد، اما از منظر تحلیل ریسک، ابهامات جدیدی را ایجاد کرده است. انتقال بدهیهای سنگین سنواتی پروژه دنا به ترازنامه واحد تولیدی سبلان، منجر به تنزل نسبتهای اعتباری این مجتمع شده است. در حالی که دنا با پیشرفت فیزیکی بالای ۹۰ درصد در آستانه تولید است، بار مالی ناشی از تأخیرهای گذشته میتواند جریان نقدی حاصل از فروش محصولات را در سالهای نخست بهرهبرداری تحتالشعاع قرار دهد.
سیراف انرژی و لاوان؛ زنجیرهای که تکمیل نمیشود
در بندر دیر، پروژه پتروشیمی سیراف انرژی با پیشرفتی در محدوده ۶۵ تا ۶۸ درصد، همچنان با کندی پیش میرود. تحلیل ماتریس پیشرفت این پروژه نشاندهنده یک عدم توازن ساختاری است؛ جایی که بخش تدارکات (Procurement) به ۷۷ درصد رسیده، اما بخش نصب و اجرا (Installation) تنها ۳۲ درصد پیشرفت دارد. این شکاف ۴۵ درصدی میان تأمین کالا و اجرا، نشاندهنده ضعف در مدیریت پیمانکاران اجرایی است. با این شرایط، وعده بهرهبرداری در انتهای سال ۱۴۰۴ غیرواقعبینانه به نظر میرسد و احتمالاً این طرح نیز تا اواخر سال ۱۴۰۵ وارد مدار تولید نخواهد شد.
در نهایت، پتروشیمی شیمیایی لاوان با پیشرفت ناچیز ۱۵.۸ درصدی، عملاً در فاز مطالعاتی و تجهیز کارگاه باقی مانده است. اگرچه تغییر کاربری این واحد از اوره به محصولات پاییندستی متانول اقدامی اصلاحی و درست بود، اما تأخیر در اجرای همین استراتژی جدید، زنجیره ارزش هلدینگ انرژی سپهر را ناقص باقی گذاشته است. برای ارزیابی بهرهوری پروژهها میتوان از شاخص نسبت پیشرفت به زمان (P/T) استفاده کرد که در پروژههای این هلدینگ، این عدد به شکلی معنادار پایینتر از استانداردهای مهندسی و مدیریت پروژه (EPC) در صنعت پتروشیمی است.