«نبض بازار» بررسی می‌کند:
صنایع هم مانند شهرها دچار جیره‌بندی آب می‌شوند؟

به گزارش نبض بازار- با تداوم خشکسالی و کاهش منابع آبی در فلات مرکزی ایران، نگرانی‌ها درباره تأمین آب صنایع بزرگ کشور به‌ویژه فولاد، سیمان و پتروشیمی افزایش یافته است. کارشناسان معتقدند که راهکار اصلی، استفاده از پساب تصفیه‌شده و انتقال تدریجی صنایع به مناطق ساحلی است.

شدت‌گیری یک بحران

بحران آب تا حدی شدت گرفته که رئیس جمهور خواستار خروج از تهران در صورت قطع آب و وزیر نیرو مدعی قطع آب در شب‌ها شده است. تداوم این وضعیت دامان صنایع را نیز خواهد گرفت و در کنار بحران گاز و برق، بحران آب نیز شدت می‌گیرد. بحرانی که می‌تواند به سرعت صنایع را به سمت تعطیلی کامل بکشاند، زیرا اولویت آب شهری، مسلماً دولت را به سمت قطع آب صنایع پیش می‌برد. پروژه‌های انتقال آب به صنایع از خلیج فارس نیز تاکنون نتوانسته چالش‌های آبی صنایع آب‌بر را به کلی حل کند و کماکان تنش آبی و سایه اتهام محیط زیستی بر سر صنایع احساس می‌شود.

کارشناسان چه می‌گویند؟

محسن موسوی‌خوانساری، استاد حوزه آب، در گفت‌و‌گو با نبض بازار درباره محدودیت آبی صنایع فولاد گفت:

«طبق قانون برنامه هفتم توسعه، صنایع موظف‌اند از پساب تصفیه‌خانه‌های فاضلاب استفاده کنند و دیگر مجاز به بهره‌برداری از آب چاه‌ها نیستند. با این حال، هنوز برخی صنایع به شیوه سنتی از منابع زیرزمینی بهره می‌گیرند. در حالی که پساب تصفیه‌خانه‌ها منبعی مطمئن و دائماً در دسترس است؛ چراکه حدود ۷۰ درصد آبی که شهروندان مصرف می‌کنند، به پساب تصفیه‌شده تبدیل می‌شود و قابلیت استفاده مجدد دارد.»

وی افزود:

«در حال حاضر بیشتر صنایع بزرگ کشور از چاه‌های محلی استفاده می‌کنند، اما در اصفهان نمونه‌های موفقی از استفاده از پساب دیده می‌شود. برای مثال، صنایع فولاد مرکزی از جمله ذوب‌آهن و فولاد مبارکه از پساب شهر‌های لنجان و فلاورجان بهره می‌برند و تنها بخش اندکی از آب رودخانه زاینده‌رود را مصرف می‌کنند. اصفهان در این زمینه تا حدی پیشرو بوده است.»

به گفته این استاد دانشگاه، صنایع کوچک نگرانی چندانی از بابت تأمین آب ندارند، اما صنایع بزرگ نظیر پتروشیمی، سیمان و فولاد باید الزاماً از پساب تصفیه‌شده و سیستم‌های بازچرخانی آب استفاده کنند. او تأکید کرد:

«بحران آب فعلاً مربوط به آب شرب تصفیه‌شده شهرهاست، نه آب خام مورد استفاده صنایع. جیره‌بندی فعلی برای مصارف خانگی است، در حالی که بیشتر صنایع همچنان از منابع غیرتصفیه‌شده بهره می‌برند.»

موسوی‌خوانساری در ادامه به ضرورت انتقال صنایع و تمرکززدایی از فلات مرکزی اشاره کرد و گفت:

«علاوه بر صرفه‌جویی و کنترل ضایعات کشاورزی، باید بارگذاری جمعیت در فلات مرکزی کاهش یابد. شهر‌های بزرگی مانند تهران و اصفهان باید بخشی از جمعیت خود را به مناطق ساحلی منتقل کنند. در کشور‌های دیگر نیز شهر‌های بزرگ در کنار منابع آبی ساخته شده‌اند. خطایی راهبردی بود که جمعیت انبوهی را به مناطق خشک مانند اصفهان، تهران، مشهد و قزوین هدایت کرد؛ مناطقی که اکنون ۷۰ درصد جمعیت کشور را در خود جای داده‌اند، در حالی که فقط ۱۰ درصد منابع آب قابل شرب در آنها وجود دارد.»

وی درباره طرح‌های انتقال آب نیز اظهار داشت:

«برخی از طرح‌های انتقال آب مانند انتقال آب از دریا به زابل، توجیه‌پذیر و ضروری بود، زیرا حفظ جمعیت در منطقه بدون آب ممکن نیست. اما طرح‌هایی نظیر انتقال آب از خلیج فارس به اصفهان اقتصادی و منطقی نیستند. صنایع بزرگ مانند فولاد باید به‌مرور به کنار دریا منتقل شوند.»

این کارشناس در پایان درباره پیش‌بینی بارش‌ها گفت:

«اکنون در ماه دوم سال آبی هستیم و هنوز برای پیش‌بینی وضعیت بارندگی زود است. ممکن است شرایط به‌طور ناگهانی تغییر کند.»