به گزارش نبض بازار- در شرایطی که بورس تهران پس از ثبت رکورد تاریخی شاخص سهمیلیونوششصدهزار واحدی، روزهای پرنوسانی را پشت سر میگذارد، همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با ما از دلایل افت و خیز اخیر بازار، چالشهای صنایع فولادی و پتروشیمی، و بحران زیاندهی در شرکتهایی، چون ذوبآهن و زاگرس سخن گفت. او معتقد است کاهش حاشیه سود، ناترازی انرژی و قیمتگذاری دستوری، مهمترین تهدیدهای پیشروی صنایع مادر کشور است و هشدار میدهد در صورت تداوم این وضعیت، بخشهایی از صنعت فولاد و پتروشیمی ممکن است به مرز بحران برسند.
به جهت بررسی موضوع فوق، گفتوگو کردیم با همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه، که در ادامه مشروح آن را میخوانیم:
وقتی شما به یک سطوحی از حمایت و مقاومت میرسید، رفتار بازار متفاوت میرسد. هفته گذشه به شاخص ۳.۶ میلیون رسیدیم که رکورد بود. به طور طبیعی در این شرایط حجم معاملات بسیار بالا میرود. ما شاهد عرضه معامله گران کوتاه مدت و برخورد شدید عرضه و تقاضا هستیم. باید ببینیم نقدینگی برای بازار وجود دارد یا خیر؛ گزارش عملکرد مهر و شرایط مربوط به آن نیز منتشر شد که باید تحلیلهای کارشناسان بازار را تغییر دهد. یک تفاوت این دور با دور قبلی این است که این دوره طببیعی و بدون حاشیه است. در حال حاضر برای اینکه بازار دچار شوک نشود، حرکات بازار به طور دقیقی از سوی سازمان بورس در حال رصد است. عرضههای اولیه پس از ثبت رکورد بازار از سر گرفته شد و بازار در حال رصد است. این عرضهها کمک میکند بازار در برخی از نمادها بیش از اندازه رشد نکند. بازار نقاطی دارد که هنوز مورد توجه قرار نگرفتهاند. به خصوص در حوزه شرکتهای سرمایه گذاری و هلدینگی، رشد کامل نکردهاند. بازار در هفته آینده و هفته بعد از آن تغییر گروه میدهد. اخبار خوراک پتروشیمیها و لایحه بودجه سال آینده هم روی بازار بورس اثر میگذارد. اگر مجموعه شرایط به نفع بازار رقم بخورد، احتمال رشد بیشتر هم وجود دارد وگرنه شاهد تغییر سرمایه خواهیم بود. اگر اخبار بد منتشر شود هم شاهد اصلاح شاخص خواهیم بود.
قطع به یقین وقتی بازار شروع به رشد میکند، قطعا علاقه به مشارکت در بورس بالا میرود. مخاطبین زمانی وارد بازار میشوند که بورس در جریان سود باشد.
در مورد فولادیها باید چند مورد را در نظر داشته باشید. حاشیه سودها به مقدار بسیار زیادی در صنعت فولادی ما کاهش پیدا کرده است. اگر بررسی کنید، حاشیه سود فولاد مبارکه دو سال قبل ۴۳ درصد بود، در گزارش شش ماهه اخیر به ۲۰ درصد کاهش پیدا کرد. در دیگر نمادها نیز شاهد این هستیم که میزان سود کاهش پیدا کرده است. دلایل مختلفی باعث این کاهش شده از جمله ناترازی و افزایش نرخ انرژی که باعث فشار به شرکتهای فولادی شده است. یکی از شرکتهایی که بسیار تحت فشار قرار گرفته و در معرض زیان قرار گرفته، پتروشیمیها هستند. فرمولی که زمان زنگنه مطرح شد، یک چالش برای صنعت پتروشیمی ایجاد کرد. خیلی از صندوقهای بازنشستگی و بیمههای ما وابسته به پتروشیمی بودند و دچار مشکل شدند. دولت جدید و وزیر اقتصاد جدید درک مشخصی از مشکلات اقتصادی دارد. آنچه ما از ایشان در چند ماه اخیر میبینیم، نشان میدهد که ایشان تسلط خوبی بر اقتصاد کشور دارد.
اصلاحاتی که نیاز داریم، مربوط به تغییر پارادایم در حوزه صنایع فولاد و معادن و پتروشیمی هاست. این تغییر فرمول خوراک پتروشیمیها یک گام برای رسیدن به سود مهم است. ما نیازمند بازنگری جدی در مسئله تولید پتروشیمیها هستیم. روند کلی فعلی ممکن است صنایع را با بحران مواجه کند. مشخصا ذوب آهن مانند خودروسازها به سمت بحران جدی پیش میرود.
مهمترین مشکلی که در ذوب آهن وجود دارد، مسئله بهای تمام شده و هزینههای تحمیلی این شرکت است. زمانیکه یک بنگاه دچار مشکل میشود، چند عامل در آن موثر است. اول تغییر مداوم مدیران است. متاسفانه تغییرات مدیران بسیار زیاد است و عمر مفید هر مدیر بین یک الی دوسال است. این موضوع یک بحران برای شرکت هاست. قیمتهای دستوری و قیمت ارز صادراتی و قیمت انرژی نیز بخش دیگری از این بحران است. وقتی خودروساز مجبور میشود زیان بدهد، به مرور شرکت به سمت بحران و تعدیل میرود.
وقیت شرکتها سود داشتند، دولت تقسیم سود سنگینی انجام میداد و این موضوع باعث کاهش منابع برای توسعه میشود. ذوب آهن به ازای ۳۰ همت فروش در شش ماه اول ۵۷ همت سودناخالص داشته و سود خالص شرکت بعد از هزینههای عمومی به ۴.۳ همت زیان رسیده است. سال گذشته نیز ۱۰ همت زیان داشته است. الان زیان انباشه ذوب آهن به ۲۲ هزار و ۸۲۵ میلیارد تومان رسیده است. این آمار باید توسط برنامه ریزان اقتصاد کشور مورد بررسی قرار بگیرد. این بنگاههای بزرگ میتوانند مشکلات بزرگی برای کشور ایجاد کنند. ما نباید اجازه دهیم که صنایع بزرگ ما دچار آسیب شوند.
اگر یک نمونه دیگر را بخواهیم بررسی کنیم، مثلا شرکت پتروشیمی زاگرس جز مهمترین هاست. در سال ۱۴۰۱ هزینهها و حاشیه سود شرکت فوق العاده افت کرده است. وقتی به سراغ شرکت میرویم، باید اعداد را با نرخ تورم بررسی کنیم. در مجموع به طور مداوم شاهد کاهش سود آن هستیم. در زمستان ۱۴۰۲ این شرکت زیان ده شد. الان هم سود بسیار پایینی را نشان میدهد. در شهریور ماه به ۱ همت سود رسیدیم، در حالیکه در شهریور ۱۴۰۲ این شرکت ۱.۸ همت سود داشت و چیزی در حدود ۸۰۰ میلیارد تومان از سود را از دست داده است. با وجود اینکه فروش آن نسبت به تورم و دلار بالا میرود، اما باز هم سود آن کمتر شده است. این آمار نشان میدهد که فشار بین از اندازهای بر هزینههای صنایع اضافه شده است. باید نرخ ارز و خوراک و انرژی اصلاح شود.