واکاوی گره کور مذاکرات؛ داراییهای بلوکهشده ایران دقیقاً چه هستند و چرا اهمیت راهبردی دارند؟+اینفوگرافیک
به گزارش نبض بازار- بارها اعلام شده که عدم پذیرش آزادسازی این مبالغ از سوی واشنگتن، روند تفاهمها را با بنبست مواجه میکند. اما این داراییها دقیقاً شامل چه منابعی هستند، چرا حجم بالایی از توجه رسانهای و سیاسی را به خود جلب کردهاند و چرا هر دو کشور روی این موضوع پافشاری میکنند؟
برای درک این مسئله، باید ماهیت اقتصادی این داراییها و تأثیر آنها بر توازن قدرت را به صورت شفاف بررسی کرد.
۱. ماهیت و مبدأ اصلی داراییهای مسدودشده ایران
این داراییها که در اصطلاح رسانهای به «پولهای بلوکهشده» معروف هستند، در واقع درآمدهای حاصل از صادرات رسمی و قانونی کشور در سالهای گذشته هستند. بخش عمده این منابع شامل پول فروش نفت خام، گاز طبیعی، میعانات گازی و فرآوردههای پتروشیمی است که ایران به شرکای تجاری خود فروخته است.
بر اساس برآوردهای مستند نهادهای مالی بینالمللی، مجموع این داراییها در خارج از کشور حدود ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود. این مبالغ در بانکهای کشورهای مختلفی از جمله چین، ژاپن، عراق، ترکیه، لوکزامبورگ و بخشی نیز در قطر (منتقل شده از کره جنوبی) نگهداری میشوند. علت عدم دسترسی ایران به این پولها، تحریمهای یکجانبه بانکی آمریکا و جریمههایی است که وزارت خزانهداری این کشور برای بانکهای خارجی در صورت همکاری با ایران وضع کرده است.
۲. چرا این منابع مالی برای اقتصاد ایران حیاتی هستند؟
برای جمهوری اسلامی ایران، این داراییها حق قانونی و یک محرک مالی بسیار قوی برای صیانت از ثبات اقتصادی کشور محسوب میشوند. ارزش این داراییها معادل چند سال درآمد نفتی کشور است و آزادسازی آنها از سه جهت اهمیت کلان دارد:
• تنظیم بازار ارز و کنترل تورم: ورود این منابع ارزی به چرخه اقتصادی، دست بانک مرکزی را برای مدیریت بازار ارز بازتر میکند که این امر مستقیماً بر ثبات قیمت کالاهای اساسی و معیشت جامعه اثر مثبت میگذارد.
• تأمین مالی پروژههای عمرانی و زیرساختی: پس از تنشهای نظامی و سایبری اخیر، بخشهای صنعتی و زیرساختهای انرژی کشور نیازمند نوسازی و سرمایهگذاری سنگین هستند؛ این داراییها بهترین منبع برای تأمین مالی این پروژهها به شمار میروند.
• تأمین اقلام حیاتی و دارویی: بخشی از این وجوه (مانند کانال مالی مشخص شده در قطر) صرفاً برای خرید کالاهای بشردوستانه، غلات و داروهای استراتژیک برای بیماران خاص در نظر گرفته شده که مستقیماً با سلامت عمومی در ارتباط است.
۳. چرا ایالات متحده تمایلی به آزادسازی این داراییها ندارد؟
از منظر استراتژیک، واشنگتن به این پولها به عنوان یک وجه عادی نگاه نمیکند، بلکه آنها را یکی از موثرترین «اهرمهای فشار» خود در برابر تهران میداند. ابقای این محدودیتها از دو زاویه برای سیاست خارجی آمریکا اهمیت دارد:
• ممانعت از رشد شتابان اقتصادی ایران: طراحان اقتصادی در واشنگتن بر این باورند که ورود یکباره این حجم از نقدینگی، اقتصاد ایران را به سرعت احیا کرده و تابآوری کشور را در برابر سایر ابزارهای تحریمی به طور چشمگیری افزایش میدهد. از نظر آنها، ایرانِ بدون چالش اقتصادی، با قدرت چانهزنی بالاتری در معادلات منطقهای عمل خواهد کرد.
• حفظ آخرین برگ برنده در مذاکرات: پس از بیاثر شدن بسیاری از ابزارهای تقابلی، این داراییها آخرین ابزار چانهزنی آمریکا در اتاق مذاکرات هستند. واشنگتن نگران است که با آزادسازی این مبالغ پیش از دریافت امتیازات بزرگ، عملاً قدرت مانور خود را در روند دیپلماسی پسا-تنش از دست بدهد.
نتیجهگیری
داراییهای مسدودشده ایران، نمادی از تلاقی اقتصاد و دیپلماسی در موازنه قدرت است. علت اینکه این موضوع به سدی محکم در برابر پیشرفت مذاکرات تبدیل شده، یک منطق ساده است: ایران به عنوان یک اصل اصولی، پشبرد هرگونه تفاهم را منوط به احقاق حق قانونی خود و دریافت دستمزد صادراتیاش میداند؛ در حالی که ایالات متحده تمایلی به رها کردن آخرین ابزار فشاری که میتواند روند توسعه اقتصادی ایران را کند سازد، ندارد. از این رو، این ۱۰۰ میلیارد دلار، نه یک عدد در حسابهای بانکی، بلکه محور اصلی تعیین تکالیف در جنگ ارادههای دیپلماتیک است.