کوچ سهامداران بورس به یک بازار خطرناک‌

یک عده قابل توجه با نگاهی اشتباه بدون اینکه نوسان را بشناسند به بازار سرمایه آمدند و با کوچکترین نوسانی رنجیده خاطر شدند و کامشان تلخ شد، به نظر میرسد آنها اکنون درحال تجربه کردن انتخاب دیگری تحت عنوان بازار رمز ارزها هستند. بازاری بسیار بسیار پرتلاطم! که این اتفاق نیز طبیعتا بر بازار تاثیر‌گذار بوده است.
کد خبر : 115183
تاریخ انتشار : جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۰
کوچ سهامداران بورس به یک بازار خطرناک‌

به گزارش نبض بازار ،اکنون ماه‌های متمادی از آغاز روند اصلاحی بازار می‌گذرد و هرروز عبه صف عوامل موثر بر نوسانات اخیر افزوده می‌شود. این عوامل به حدی رشد کرده‌اند که حتی از مولفه‌های اقتصادی ازجمله دلار فاصله گرفته‌اند و به روانشناسی بازار رسیده‌اند. هن اکنون بازار بورس را بیشتر می‌توان از دیدگاه روانشناسی بازار بررسی کرد و باید برای پیش‌بینی و چگونگی اوضاع بازار رفتار و انتظارات سهامداران را تشخیص داد.

 

کارشناسان بازار سرمایه به عوامل موثر بر اوضاع فعلی بورس اشاره می‌کنند و می‌گویند: به نظر میرسد به هر ترتیب مجموعه عواملی که در حوزه‌های مختلف اقتصادی کشور اثر گذاشته است بازار بورس را هم متاثر کرده است. اگر دنبال آن باشیم که یک مسیر جدای از آنچه در کشور به ویژه در بخش کلان اقتصاد وجود دارد، برای بورس در نظر بگیریم و مبتنی بر آن دنبال جواب بگردیم هیچ گاه به جواب منطقی و درستی نمی‌رسیم.مجموعه عواملی که این روزها باعث شده تا یک بازار کم عمق تری را شاهد باشیم و بازار با یک تصمیم که عده‌ای موافق آن بودند، تحت این عنوان که هیجان در بازار زیاد شده و همانطور که هیجان در بالا رفتن و مدیریت نکردن آن آسیب‌های زیادی را به بازار زد به نظر می‌رسد هم اکنون که روند رو به پایین است اگر هیجان‌های فروشی که هیچ منطق، استدلال و تحلیلی پشت آنها نیست قرار باشد کنترل نشود آسیب مجددی به بازار وارد خواهد شد.

 

به گزارش نبض بازار،مبتنی بر این نظریه، بحث تصمیم گیری دامنه نامتقارن تنظیم شد که به نظر میرسد اگر در دوره بالا رفتن بازار هم عکس این اتفاق می‌افتاد شاید امروز شرایط بهتری را در بازار داشتیم. تا افرادی که به هرحال فقط فروشنده هستند و قصد دارند از بازار خارج شوند نگرانی برای اینکه چهار روز دیرتر از بازار خارج شوند و بیست درصد از سرمایه شان کاسته شده باشد را نداشته باشند و به نوعی این هیجان توده واری که در سمت فروش بازار وجود دارد مدیریت شود.نتیجه منطقی چنین کاری این بود که بالاخره یک بخشی از عمق‌پذیری و نقد شوندگی بازار کم شد اما باتوجه به اینکه تعداد قابل توجه افرادی که طی یکسال گذشته وارد بازار شدند، تجربه فعالیت در بازار سرمایه را ندارند و از سایر بازارها به سمت بورس آمده بودند به نظر میرسد که این‌ها مثل افراد باتجربه بازار نقدشوندگی اولویت اول شان نبوده است و نوسان و آسیب‌پذیری کمتر برای آنها اولویت نخست را داشته است.

 

اگر این پیش فرض درست باشد می‌توانیم به این نتیجه برسیم که دامنه نامتقارن با وجود اینکه نقدشوندگی را کمتر کرده است اما اولویت اول این گروه که «نوسان و زیان کمتر» بود را برآورده کرد.البته نباید این موضوع را به عنوان تنها عامل وجود بدانیم. چرا که ما این روزها ابهام سیاست بین المل و تعاملات بین الملی را نیز داریم که بر بازار سایه افکنده است. حتی در بازار ارز هم گاهی شوک‌های نیم ساعته و یک ساعته را شاهد هستیم که متاثر از اخبار هستند. به هرحال چشم‌انداز سیاسی و به طبع آن اقتصادی_بین‌المللی ما روشن نیست و هنوز نمی‌توان موضع گیری شفافی را نسبت به آن داشت و یکی از ابهامات جدی بازار است.

 

تجریه یک انتخاب دیگر

 

به گزارش نبض بازار،موضوع دیگر هم این است که یک عده قابل توجه با همان نگاه اشتباه بدون اینکه نوسان را بشناسند به بازار سرمایه آمدند و با کوچکترین نوسانی رنجیده خاطر شدند و کامشان تلخ شد، به نظر میرسد درحال تجربه کردن انتخاب دیگری هستند. تحت عنوان رو آوردن به یک بازار بسیار بسیار پرتلاطم با نام رمز ارز ها! که این اتفاق نیز طبیعتا بر بازار تاثیر‌گذار بوده است.صرف نظر از اینکه اگر کسی ریسک‌پذیری و نوسان در بازار سرمایه برایش مطلوب نباشد می‌توان به راحتی گفت که نوسانات بازار ارزهای دیجیتال او را به مراتب بیشتر آزرده خاطرش می‌کند.

 

از قرار معلوم افراد تازه وارد قصد دارند تا با هزینه‌های زیادی آموزش ببینند و متاسفانه با اصل سرمایه‌های خودشان مشغول به این کار هستند.صرف نظر از این بحث‌ها یکی از عواملی که همیشه برای رونق بازار سرمایه و هر بازار دیگری موثر بوده این است که ورود وجه نقد و اصطلاحا پول تازه چقدر بوده است. ما به دلیل اینکه به هر حال در روزهای اخیر ورود پول جدید را نداشتیم و ازطرفی در یک مقاطعی خروج نقدینگی را شاهد بودیم و این عوامل مختلف دست به‌دست همدیگر داده است تا بازار کم رمقی را شاهد باشیم.

 

تعداد قابل توجهی از فعالان بازار سنجشی برای ارزیابی و تحلیل بورس را ندارند

 

متاسفانه هم اکنون تعداد قابل توجهی از فعالان بازار، منظورم افرادی است که در این یکسال اخیر به خیل سهامدارن پیوستند، خودشان شاخص و محک و سنجشی برای ارزیابی و تحلیل ندارند. به طورمثال اگر یک جایی اعلام می‌شود فقط تا ۲۰ درصد یا ۳۰ درصد اعتبار کارگزاری بوده و الان به ۵۰ درصد رسیده می‌توانند تحلیل کنند و بفهمند که اثر این موضوع چقدر است و چه تاثیر مثبتی بر بازار می‌گذارد و مبتنی بر آن تصمیم به خرید یا فروش بگیرند.

 

چون این اتفاقات نیفتاده و افراد اعتقادی به تحلیل ندارند به ناچار باید به یک جایی اتکا کنند و متاسفانه آنجایی که اتکا کردند جو عمومی بازار است. یعنی اگر جو عمومی بازار منفی است و به تعبیر عامیانه اگر یک تعداد سهم صف فروش است آنها هم به صف فروش می‌پیوندند صرف نظر از اینکه آن سهم ارزنده است یا خیر.و در انتها اگر بدترین اخبار بیاید اما سهمی در صف خرید باشد و در هر قیمتی باشد آنها هم به صف خرید می‌پیوندند. این داستانی است که رفتار توده وار مبتنی بر رفتار عمومی بازار را ما مشاهده می‌کنیم و آسیب زیادی هم به بازار میزند.

 

 

انتهای پیام.


 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.