به گزارش نبض بازار  ، در دو گزارش قبلی شرکت کروز متوجه شدیم که یک قاعده ی کلی درباره ی عملکرد کروز در تصاحب سهام خودروسازیها وجود دارد و آن ثبت شرکتهای اقماری است که از طریق این شرکتها نمایندگانی برای تعیین اعضای هیئت مدیره ی خودروسازیها معرفی می شود. البته قبلا تنها به تصاحب سهام ایران خودرو توسط کروز اشاره شد اما با ورق زدن جنجالی ترین واگذاریهای سهام دو سه سال قبل به گروه خودروسازی بهمن می رسیم.  در پی مزایده 62 درصد سهام سه مالک اصلی گروه بهمن (سرمایه گذاری اندیشه فردا، فن پردازان بهمن و سرمایه گذاری توسعه انرژی هور  مالک بیش از 27، 25 و 8.4 درصد سهام گروه بهمن ) در 25 خرداد 95 شرکت ویسمن موتور که از شرکتهای تابعه ی کروز است اقدام به خرید سهام اعلام شده می کند و با معامله ی 1.6 هزار میلیارد تومانی سهامدار عمده ی گروه خودروسازی بهمن می شود. یعنی دقیقا سناریوی معروف کروزیها برای خرید سهام خودروسازیها این بار هم تکرار شد و گروه خودروسازی بهمن خود را در دستان قطعه سازی می دید که گویا اشتهایش برای خریدهای اینچنینی هیچ وقت کاهش پیدا نمی کند. البته نقصهای قانونی زیادی وجود دارد که خطر انحصار جدیدی را در صنعت خودرو اعلام می کند.

دیدیم که منصور پورزرین در سال 94 نماینده شرکت پیشگامان بازرگانی گل یار در انتخاب هیئت مدیره ی ایران خودرو بود. گل یار از شرکتهای تدبیر سرمایه ی آراد بود که خودش از شرکتهای اقماری کروز است. ضمن اینکه منصور پورزرین سالها در شرکت کروز مشغول به فعالیت بوده و از این جهت حامل سیاستهای شرکت کروز خواهد بود. در سال 95 و در خرید سهام گروه بهمن اتفاق مشابهی افتاد که رمزگشایی از آن ما را به این نتیجه می رساند که الگوی کروز در صنعت خودرو یک مشق تکراری دارد که با ضعف قانون اجرایی می شود. ویسمن از شرکتهای تابعه ی کروز است. در مجمع عمومی گروه بهمن در تیرماه 97 انتخاب دوتن به عنوان اعضای هیئت مدیره باز هم ما را به اسم شرکت کروز می رساند. حمیدرضا منجی در این مجمع نماینده ی شرکت سرمایه گذاری توسعه انرژی هور بود که به عنوان رئیس هیئت مدیره انتخاب می شود. حمید رضا منجی در انجمن خیریه ی کروزیار فعالیت می کرد و در چند مقطع زمانی هم عضو هیئت مدیره ی ایران خودرو از طریق شرکت پیشگامان گل یار بود. منصور پورزرین نیز در این مجمع عضو هیئت مدیره و مدیرعامل گروه بهمن انتخاب و در نهایت دو مهره ی اصلی هیئت مدیره یعنی رئیس و مدیرعامل به شرکت کروز ختم می شوند.

حالا که آشفته بازار خودرو نتیجه ی انحصار در این صنعت است چرا دستگاههای نظارتی از انجام دوباره ی این ماجرا خودداری نمی کنند و چرا نباید ضعف قانون در این مورد برطرف شود. آنچه که از نقشه ی انحصار کروز بر می آید این است که آنها با استفاده از خلأهای قانونی اقدام به سیطره ی صنعت مادر کشور می کنند اما نمی توان اذعان کرد که برخی افراد تصمیم گیر در این زمینه از چنین نقشه ای بی اطلاع هستند و یا به عبارتی از یک سوراخ دوبار گزیده شوند. اینکه کروز با اجرای پروژه ی انحصار با شیوه ای یکسان این روزها در خودروسازی آستین همتش را برای تصاحب تمام قد این صنعت بالا زده ، آیا در زمین گروه خاصی بازی می کند یا خیر پاسخی است که باید به آن برسیم. در اینجا نقش دو گروه سرویس دهنده و سرویس گیرنده بسیار پررنگ است. یعنی کروزیها بدون شک از دایره ی رصد بیرون نیستند و می توان با کمی تحقیق به استراتژی آنها پی برد اما آیا گروه خاصی به آنها سرویس می دهند که رفتارهای همیشگی شان تاکنون بدون برخورد مانده موضوعی است که در گزارشات بعدی به آن خواهیم پرداخت.