به گزارش نبض بازار ، تصادفات جاده ای همچنان علت اصلی فوت در ایران است. 38 درصد اصلی مرگهای زودرس در کشورمان به صدمات جاده ای مربوط می شود جایی که خودروهای خودروسازان با هزاران مجموعه ای که به آنها متصل است سرنشینانشان را به کام مرگ می کشانند. عدم استحکام لازم بدنه در خودروهای ساخت داخل یکی از اولین علتهایی است که سبب می شود در هنگام تصادفات ایمنی لازم برای سرنشینان فراهم نباشد. تصور عموم مردم این است که موضوع ضعیف بودن بدنه ی خودرو به خودروسازان ارتباط دارد اگرچه در کنار این مسئله ضعفهای دیگر در صنعت خودرو باعث بروز حادثه می شود اما استحکام بدنه ی خودرو و یا عدم استحکام آن خودروسازان را یک مصرف کننده معرفی میکند زیرا تولید ورقهای فولادی که در بدنه خودرو جاگذاری می شود ارتباطی به خوودروسازها ندارد.

عملیات احداث خط جدید نورد گرم در فولاد مبارکه بیش از یک دهه در صف تصمیم باقی ماند. موضوعی که به گفته مدیرعامل این مجمتع تولیدی می تواند خط تولید مستحکم ورقهای خودرویی باشد. حساسیت پرداختن به این موضوع وقتی بیشتر روشن می شود که طی ده سال اخیر آمار کشته شدگان جاده ای را به صورت اجمالی نگاه کنیم خواهیم دید که اجرای هرچه زودتر این طرح می توانست به کمتر شدن این آمار کمک بزرگی کند. تنها در سال 88 قریب به 22 هزار و 974 نفر در تصادفات جاده ای جان خود را از دست دادند که اگر آمار سالهای بعد را به آن اضافه کنیم باید از برخی که به هر دلیلی مانع از انجام این طرح می شوند یا می شدند پرسید آیا از دست دادن تعداد زیادی از هموطنان دلیل محکمی برای اجرای هرچه زودتر خط جدید نورد گرم نیست؟ اعمال سلیقه هایی که 12 سال سبب باقی ماندن طرحی نو با ظرفیت های فوق العاده در بایگانی شد اکنون که حمیدرضا عظیمیان از آن رونمایی کرد نیاز به توضیح افرادی دارد که باید به چند دلیل به مردم پاسخگو باشند. اولا در بحث ایمنی اجرای این طرح می توانست جان زیادی از هموطنانمان را در برابر خطرات جاده ای مصون نگه دارد ، دوما در بخش تولید میزان تولید فولاد مبارکه با اجرای چنین طرحی تا 2 میلیون تن در سال افزایش پیدا می کند ، سوما در خصوص اشتغال خط جدید نورد گرم خواهد توانست برای بیش از 8000 نفر بصورت مستقیم و غیر مستقیم شغل ایجاد کند. در کنار این سه دلیل که هرکدامشان به تنهایی کافی بود تا بتوان چنین طرحی را اجرایی کرد باید از منتقدان و یا اهمال گران آن پرسید که دلایلشان برای توقف بیش از یک دهه ای این طرح چه بوده و هست؟  آن هم در شرایطی که بیش از هر زمان دیگری به حداکثر ظرفیت ها نیازمندیم. در مجتمع بزرگی مانند فولاد که شاهد اجرای طرحهای بزرگی بودیم که هرکدام به نحوی دستگیر اقتصاد کشور شدند چه دلائل و افرادی از اجرای طرحی که همه ی ویژگیهای یک عملیات موفق را داشت ممانعت کرد؟ آیا کسانی که امروز در برابر پرسش های زیادی مانند آنچه که در چندوقت اخیر درباره ی این طرح مطرح شد مصداق یک بام و دو هوا نیستند که از طرفی خود را حامی تولید و ایجاد اشتغال می نامند و از طرف دیگر با مانع تراشی روبروی ادعای خود می ایستند. به هر روی آنچه که رونق تولید و شکوفایی اقتصادی در کشور را در چندسال اخیر با چالش مواجه کرده وجود همین تفکراتی است که یا باید با منفعتهای زیادی که به آنان می رسد آنها را برای همراهی مجاب کرد و با باید با شفاف سازی هرچه بیشتر آنان را در موضع ضعف نکه داشت. انتظار مردم از صاحبان تولید و مجتمع های بزرگ تولیدی این نیست که به هر شکلی مانع از حرکت رو به جلو شوند و برایش توضیح قانع کننده ای نیز وجود نداشته باشد.