به گزارش نبض بازار ، بخش صنعتی کشورمان همواره با چالش زیادی روبروست که بخش مهمی از آن به مدیریت مربوط می شود و سایر ضعفها را باید در بحثهای تبلیغاتی و پارامترهای رسانه ای جستجو کرد. موضوع واردات اگرچه می تواند به ایجاد بازار رقابت کمک کند اما وقتی شاهد هستیم که در کشور مشابه بسیاری از محصولات وارداتی در حال تولید است و از لحاظ کیفی به نمونه های مشابه خارجی برتری دارد این نتیجه حاصل می شود که در این شرایط وظیفه ی رسانه ها حمایت از بخش داخلی صرف نظر از مباحثی است که جای چکش کاری دارند. متأسفانه الگوی حرکتی بسیاری از واحدهای تولیدی ما در اختیار مخاطبان قرار نمی گیرد و این موضوع به چندین دلیل رخ می دهد؛

گران بودن تبلیغات در رسانه ی ملی

عدم حمایت کافی انجمن ها و اتحادیه ها

اعمال سلیقه ی حداکثری برخی افراد

بررسیها نشان می دهد که در بین این سه عامل مورد دوم و سوم هنوز با شتاب بسیار زیادی برخوردار است بطوریکه در صنعتی مانند قطعه سازی این موضوع تبدیل به یک چالش بسیار بزرگ شده و اگر برای آن راه حلی اتخاذ نشود می تواند چرخه ی محرکه خودروسازی را با تهدید جدی مواجه کند.

برآیند اقتصاد مقاومتی و رونق تولید هیچگاه از این دو معضل عبور نخواهد کرد زیرا همه ی آنهایی که امروز در هرم تصمیم گیری هستند باید با درک درست موضوع دست به آگاهی بزنند و اگر مسئله و معضلی را سد راه چرخه ی تولید کشور می بینند بیان کنند و در انتها اگر برای آنچه که به زعم برخی مشکل نام دارد مستنداتی داشتند در اختیار افکار عمومی بگذارند.

قطعه سازانی که امروز به هر شکل با تولیدات خود یکی از بزرگترین صنایع کشور را با وجود مطالبات زیاد از آنان حمایت می کنند به دلگرمی احتیاج دارند زیرا ماحصل تلاش و کوشش آنها در خدمت مردم قرار می گیرد اما هنوز نمی توان جواب دقیقی به این سؤال داد که نتیجه برخی اختلاف افکنی ها در خدمت چه کسانی است؟

تولید مهمترین مسئله ی کشور در شرایطی است که همه برای نابودی اقتصاد کشور در آن سوی مرزها نقشه می کشند ببنابراین همنوایی با آنها یعنی آب به آسیاب دشمن ریختن که طبیعتاً تأثیر خود را خواهد گذاشت. درک این مهم و نائل آمدن به این نتیجه که همه سوار یک قایق هستیم آیا آنقدر سخت است که به توضیحات بیشتری احتیاج داشته باشد و یا تا همینجای کار کفایت می کند؟ بعد دیگر ماجرا نیز باید مورد کند و کاو قرار گیرد که کارنامه ی همه ی افرادی که امروز در برخی محافل به تصمیم گیریهای آنچنانی اقدام می کنند کجاست و آیا می توان در این کارنامه نقطه ی عطف پیدا کرد؟ حتی اگر پاسخ به این سؤال مثبت باشد آیا پیاده سازی این سیاستها همه ی دستاورد آنان را زیر سؤال نمی برد؟