Print Friendly, PDF & Email

به گزارش نبض بازار سکانس اول / چن وقتی هست که رفتارها و عملکرد وزیر ارتباطات ذهنم رو مشغول خودش کرده بعضی وقتها ساعتها بهش فکر میکنم چطور ممکنه یک نفری از درون قدرت انقدری رشد کنه که رکورد جوانترین وزیر انقلاب رو به نام خودش ثبت کنه و تونسته باشه که این پیرمردها و انقلابیون خسته رو مجاب کنه که بهش اعتماد کنن ؟ و چه مسیری از لابی و تلاش رو طی کرده که به اینجا رسیده و در عین حال فردی که از درون همین قدرت و سیستم بلند شده، بارها و بارها پشت به مناسبات مختلف اون کرده و برخلاف رودخانه منجمد این آقایون شنا کرده و میکنه و حرفهایی میزنه که غیر قابل تصور هستش
امروز وقتی برای اولین بار از یک مسئولی شنیدم که در یک پروژه شکست خورده و خبر خوبی رو که قرار بود اعلام کنه رو نتونسته عملی کنه دیگه گفتم مگه داریم مگه میشه ….ما دهه شصتی ها لامصب انقدر شنیدیم که در پایان هر عملیاتی در این کشور به صد در صد اهدافمون رسیدیم الان بشنویم که شکست خوردیم خیلی اعجاب آوره

سکانس دوم / زمانیکه آمریکاییها به دروازه شهر بغداد رسیده بودند محمد سعید الصحاف سخنگوی دولت صدام جلوی دوربین ها اومد و با اعتماد به نفس تمام از شکست آمریکاییها و موفقیتهای صدام گفت …….و بیشتر مدیران ما هم به تاسی از این سیره در اوج بحران ارز و سکه هر روز مصاحبه میکردند و از حبابهایی میگفتن که قرار بود به زودی بترکه که نترکید و ترکوندن اقتصادمون رو

سکانس پایان باز / نمیخوام به تمامی برداشتها و سئوالاتم از آقای جهرمی بپردازم ولی باید بیشتر به فکر بریم در رابطه با این مدیری که میتونه بارقه های امید رو در دل هم نسل های خودش روشن کنه

کسی که مثل خودمون لباس میپوشه؛مثل خودمون توییت میکنه؛مثل خودمون تفریح میکنه؛مثل خودمون با همون ماشین واقعیش به مراسم میاد ؛مثل خودمون مذهبی هستش؛و در انتها مثل من و شما میدونه که تنها راه برخورد با انسان ها وارد شدن از درب صداقت هستش…..

 

میثم علوی