به گزارش نبض بازار ، آنچه که امروز در جامعه ی در حال گذار ایران کمتر مورد بررسی قرار می گیرد نقش متغیر مهم فرهنگ بر توسعه ی صنایع و زیرساختهای داخلی است. بومی کردن برخی تولیدات و افزایش سطح نقدینگی در کشور جز با درک درست نیازهای مردم که ریشه در مؤلفه ی فرهنگ دارد به دست نمی آید. فرهنگ در سوی دیگر خود متولی مفاهیمی است که نیاز است به آن پرداخته شود به عنوان مثال فرهنگ بهره وری و فرهنگ اقتصادی دو بازوی همدیگر در تعالی سرمایه ی کشور هستند .فرهنگ دارای دو عنصر مادی و غیرمادی است که ویژگی هایی به این شرح دارد: نخست؛ فرهنگ ها و جوامع در سطح بسیار وسیعی ناهمگون هستند، این حالت به ویژه زمانی بیشتر مشهود است که هویت های ملی وسیعی به عنوان جایگزین هایی برای فرهنگ ذکر می شوند. دوم فرهنگ، عاملی است که با زمان، جغرافیا، تاریخ، مذهب، طبقه اجتماعی، نژاد، شهرنشینی، روستانشینی، ملیت و مقولات بسیار دیگری درهم می آمیزد. سوم فرهنگ ها از طریق مسافرت، تجارت، وسایل ارتباط جمعی، گروه های تبلیغی و دیگر منابع تغییر و توسعه می یابند . چهارم فرهنگ غریزی نیست؛ بلکه آموختنی است به عبارت دیگر فرهنگ از عادات و تجربیاتی تشکیل می شود که افراد در طول حیات خویش می آموزند. فلسفه وجود تعلیم و تربیت در جامعه انسانی براساس همین ویژگی است. پنجم؛ فرهنگ افراد یک جامعه را قادر به پیش بینی رفتار یکدیگر می سازد، به طوری که افراد می توانند برحسب رفتار و گفتار خود، واکنش ها ی دیگران را از پیش تشخیص دهند و بدانند که برای دریافت واکنش مطلوب چه رفتار و گفتاری باید داشته باشند. باید گفت با همه ی کارهایی که امروز در حوزه ی اقتصاد انجام شده اما روی بعد فرهنگی اقتصاد کارشناسان و صاحبان صنایع کمتر کار کرده اند. شاهراه رسیدن به وجه قابل قبول بالندگی اقتصادی از دل فرهنگ می گذرد. به عنوان مثال وقتی یک کارخانه ی تولیدی برای کشور خودرو تولید می کند چنانچه خود را در نهایت یک مصرف کننده نبیند هرگز نمی تواند سطح انتظارات مردم را به درستی درک کند و یا براساس نیازهای مردم به بهبود کیفی محصول خود بپردازد. فرهنگ همین نقش را در بخش اقتصادی ایفا می کند یعنی زمینه ساز غالب شدن درک متقابل در حوزه های مختلف خواهد شد.

سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)  نیز دهه پایانی قرن 20 را دهه فرهنگ نامید و مقرر نمود که کشورهای عضو باید در پیشرفت و اعتلای فرهنگ در این دهه کوشا باشند و این وظیفه را بر عهده دولت و کمیسیون های ملی یونسکو در هر کشور نهاد. عناصر توسعه گرا و تحول خواه موجود در فرهنگ هر جامعه به عنوان سرمایه های فرهنگی آن جامعه، پشتوانه ای مؤثر برای توسعه محسوب می شود؛ سرمایه هایی که تنها در روند توسعه یافتگی و موفقیت نسبی در آن، امکان باز تولید خود را پیدا می کنند.

با رجوع درست به تاریخ به خوبی در می بابیم که در باب فرهنگ دارای پیشینه ی بسیار ارزشمندی هستیم که رفتار فعلی ما نیز باید به همان مقدار ارزشی باشد. توجه به جزئیات بافت کلی فرهنگ را تشکیل می دهد و چیزی که امروز با توجه به شرایط بین المللی به آن نیازمندیم فرهنگ اقتصادی است. دست یافتن به این مهم از خانه ی تک تک افراد جامعه می گذرد. بدون شک رفتار هریک از ما شاکله ی رفتار اجتماعی و حکومتی است پس باید به این نتیجه برسیم که هر رفتاری پیام و انعکاس خودش را دارد و هیچوقت پاسخی فراتر دریافت نمی کند لطفا با درک شرایط و نیاز جامعه نسبت به اتخاذ برخی رفتارها کوشا باشیم.