رفت و آمد زن متاهل به خانه فساد او را به دردسر انداخت

حدود ۲ سال قبل فهمیدم که شریک زندگی ام توسط زن همسایه به شیشه و کراک آلوده شده است. من چند بار برای ترک اعتیاد همسرم اقدام کردم ولی با وجود هزینه های سنگین درمانی، هیچ نتیجه ای نگرفتم. مرد جوان اشک هایش را پاک کرد و افزود: همسرم که به وضعیت اسف باری افتاده است دچار توهم شدید و خطرناکی می شود و من به ناچار بچه ام را به خانه پدرم برده ام و خودم نیز می ترسم در خانه بمانم.

کد خبر : 65535
تاریخ انتشار : جمعه 23 خرداد 1399 - 13:41
رفت و آمد زن متاهل به خانه فساد او را به دردسر انداخت

رفت و آمد سحر زن متاهل و اعتیاد او بالاخره دردسرساز شد و زندگی اش را نابود کرد.

به گزارش نبض بازار:من از روز اول به این زن گفتم که در رفت وآمد با دوستان مجردی و همچنین همسایه هایی که آن ها را به خوبی نمی شناسی بیشتر دقت کن و مراقب خودت باش. اما او که هیچ تعهدی نسبت به زندگی مان نداشت و اصلا احساس مسئولیت نمی کرد دنبال مسخره بازی های خودش رفت و خواسته هایم را لگدمال کرد.

مرد جوان در دایره اجتماعی کلانتری گفت: من که نگرانی شدید در مورد آینده داشتم موضوع را به مادر سحر اطلاع دادم و او پیشنهاد داد هر چه زودتر بچه دار شویم تا طوق مسئولیت به گردن همسرم بیفتد و سرش به سنگ زمانه بخورد. اما تولد فرزندمان نیز هیچ تغییری در روحیه این زن به وجود نیاورد و البته حمایت های مادر و خواهر سحر در نگهداری از بچه نیز او را جری و بی مسئولیت تر کرده بود.

زن معتاد-متاهل-طلاق-رفیق بازی-خانه فساد

حدود ۲ سال قبل فهمیدم که شریک زندگی ام توسط زن همسایه به شیشه و کراک آلوده شده است. من چند بار برای ترک اعتیاد همسرم اقدام کردم ولی با وجود هزینه های سنگین درمانی، هیچ نتیجه ای نگرفتم. مرد جوان اشک هایش را پاک کرد و افزود: همسرم که به وضعیت اسف باری افتاده است دچار توهم شدید و خطرناکی می شود و من به ناچار بچه ام را به خانه پدرم برده ام و خودم نیز می ترسم در خانه بمانم.

زن معتاد-متاهل-طلاق-رفیق بازی-خانه فساد

نمی دانستم چه خاکی بر سرم بریزم تا این که تصمیم جدی گرفتم او را طلاق بدهم و برای برداشتن مدارک شناسایی ام به خانه رفتم. ولی لحظه ای که سحر مرا دید با چاقو و تیغ خودزنی کرد. من با دیدن پیکر غرق در خون همسرم بلافاصله او را به بیمارستان رساندم و از مرگ حتمی نجات یافت.

سحر به یاد نمی آورد که خودزنی کرده است و حتی مدعی بود من قصد کشتن او را داشته ام. مرد جوان افزود: در این شرایط به ناچار تا زمان بهبودی کامل سحر تحمل کردم و البته چون هنوز دوستش داشتم و دلم برایش می سوخت دنبال یک درمانگر متخصص ترک اعتیاد می گشتم که امروز برایم خبر آوردند همسرم از منزل پدرش فرار کرده و پلیس او را در یک لانه فساد و در حال استعمال مواد مخدر دستگیر کرده است.

زن معتاد-متاهل-طلاق-رفیق بازی-خانه فساد

دیگر خسته شده ام و حاضر نیستم حتی یک لحظه با این زن معتاد و خطرناک زندگی کنم. فقط می خواهم به عنوان آخرین حرف به سحر بگویم یادت هست همیشه مرا اُمل و بی فرهنگ خطاب می کردی؟ تو که با کلاس و به قول خودت اجتماعی بودی چرا دچار چنین سرنوشت نکبت باری شدی؟برای عضویت در کانال تلگرام نبض بازار کلیک کنید

منبع/رکنا

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

فروهر 1399-03-23 - 19:53

داداشی ولش کن برو دنبال سرنوشتت.خلایق هرچه لایق.اینقدر زنای نجیب وخانم هس.امیدوارم یکیشون گیرت بیاد…