به گزارش نبض بازار ، باورگرایی در هر جامعه ای تابع متغیرهای اجتماعی بسیار زیادی است که ارکان سازنده ی اجتماع نقشهای مستقیم و غیر مستقیم زیادی در فعل پذیری آن دارند. مسیر بسترسازی باید در قالب بهره وری از منابع و داشته های انکار نشدنی جامعه باشد. جامعه در مسیر شکل گیری تمدن همواره از سرمایه های فکری اعضای خود سود برده است ولو اینکه همه ی این تفکرات به دنبال یک هدف واحد نبودند ولی کالبد جامعه آنها را در برابر یک نیاز و یک هدف مشترک قرار داد، نیازی که زائیده ی تخیل بشر برای جاودانه شدن بود و هدفی که آنها را وا می داشت تا یقین حاصل کنند که برآیند نظریات مختلف می تواند در شناخت واقعی ضعفها و قوتشان بسیار یاری دهنده باشد و از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف کارآمدتر است. مهم ترین عاملی که سبب ایجاد چنین نگرشی خواهد شد دستیابی به سطح قابل توجهی از خودباوری و دیگرباوری است.

خودباوری این روزها در عرصه ی صنعت به سبب شرایطی عزت نفسش پائین آمده و نگرانیهایش بیش از توانمندیهایش دارد به چشم می آید. نیازی به توضیح نیست که در کنار برخی از فشارها و تحریم ها که این روزها روی بازار سایه انداخته ما نیز در پاره ای از مواقع برای جبران عقب ماندگیهای ناشی از این شرایط اشتباهاتی کردیم که هنوز برای جبران آن فرصت باقیست زیرا ما برای برداشتن گامهای مهم خیلی از فاکتورها را در دست داریم. اگر این شرایط را یک زمین فوتبال درنظر بگیریم و نیروی انسانی را بازیکنان آن تصور کنیم در این شرایط اگر کهکشانی ها هم باشیم باید دانش استفاده از مهره هایمان را در بالاترین سطح داشته باشیم زیرا در غیر اینصورت خودمان دست به تعویضشان میزنیم یا شاهد کم فروغ بودن آنان خواهیم بود. اوضاع و احوالی که امروز در عرصه ی صنعت شاهد آن هستیم همین صحنه را تداعی می کند.

در ماده ی 4 ازاساسنامه ی سازمان خصوصی سازی که شرح وظایف و اختیارات آن است به تهیه ی راهکارهای تسهیل دستیابی به توسعه ی مشارکت عمومی جهت افزایش بهره وری منابع مادی و انسانی اشاره شده است. اما به راستی جلب مشارکت عمومی در چه فضایی امکان پذیر است؟ در فضایی که اعتماد وجود داشته باشد. راهکارهای تسهیل دستیابی برای چه چیزی پیش بینی شده است؟ برای بهره وری از منابع انسانی در سطحی قابل توجه. با همه ی عزمی که برای استفاده ازاین عامل انکار نشدنی جزم کرده ایم ولی چرا شرایط به گونه ای پیش رفته است که حالا این سرمایه ی مهم و تمام نشدنی از اغلب مشارکتها در زمینه ی صنعتی بر حذر است؟ اینجا باید این سرمایه ی مهم را در نقش تماشاگری تصوری کنیم که تیم مورد علاقه اش در حد انتظارات او نتیجه نمیگیرد و او حالا دیگر دوست ندارد به ورزشگاه برود و برای تیمش هورا بکشد، داخل خانه می نشیند و از جعبه ی جادویی هنرنمایی بازیکنان مورد علاقه اش را می بیند. همین چند وقت پیش بود که آماری منتشر شد مبنی بر اینکه ما روزانه 16 میلیون لیتر نفت کوره به کشورهای دیگر صادر کرده ایم و از این حیث یکی از بزرگترین ها در جهان بوده ایم. یکی از بهترین ها بودن همیشه خوب است ولی به شرطی که دستاوردش به اندازه ی هزینه ای که می دهیم باشد. حجم زیادی از نفت در پالایشگاههای ما تبدیل به نفت کوره می شود که از نظر فرآورده یکی از کم ارزشترین فرآورده های نفتی است ولی دیگر کشورها نفت کوره را از ما می خرند و از آن نفت گاز یا بنزین با کیفیت تولید می کنند و به قیمت گزافی به ما می فروشند یعنی در واقع محصول ما را به خودمان می فروشند. درست است که خیلی از پالایشگاههای ما نمی توانند بنزین با کیفیت تولید کنند ولی چرا باید به این محصول اینطور چوب حراج زد تا بعداً چوب گرانی را خورد؟

همه در برابر شرایط یکسانی قرار گرفته ایم و می باید از همه ی توان خود استفاده کنیم. امروز  اقتصاد کشور دچار التهاب شده اما آزمودن استعدادهایمان در این برهه می تواند راه حلی بزرگ برای عرصه های صنعتی که ممکن است با توجه به شرایط موجود به وضعیت بدی دچار شوند باشد. ما برای استفاده از همه ی استعدادهایمان در قطب صنعتی با قید فوریت روبرو هستیم و ای کاش که کارگروهی را برای شناخت این پتانسیلها آماده کنیم تا خون تازه ای به رگهای اقتصادی کشور تزریق کرده باشیم.