به گزارش نبض بازار ، هجمه ها علیه صنعت خودروسازی همچنان ادامه دارد. انتقادهایی که بعضاً می تواند حاوی دیدگاههای شخصی و نه فنی باشد. البته این اولین بار نیست که نوع جدیدی از ادبیات انتقادی توسط یک مدیرکل آن هم با لحن توهین آمیز بیان می شود و قبل از پرداختن به این انتقادها باید نگاهی به وضعیت مدیریتی افراد در حوزه های کاری خودشان کرد تا اولا عیار این افراد مشخص شود و دوما به این موضوع پرداخت که وقتی فردی می تواند در مقابل برخی مسائل از پشت تریبون انتقادهای آنچنانی کند چرا ذره ای از این تخصص را در اختیار مجموعه متبوع خویش نمی گذارد.

مشکلات ارزی به وجود آمده در بازار که به باور همه ی کارشناسان می تواند حاصل سیاست اشتباه در بانک مرکزی باشد مرهون کدام سبک مدیریتی است؟ جلوگیری نکردن از بنگاهداری وسیع برخی بانکهای کشور و حیف و میل کردن منابع مالی مردم در حوزه ی وظایف چه شخصی است که همچنان ادامه دارد؟ ارائه نشدن بیلان مالی برخی بانکها که برای بسیاری از مردم ایجاد شائبه کرده آیا ورود جدی ریاست بانک مرکزی را نمی طلبد؟ پرداختهای کلانی که در برخی بانکها جریان دارد آیا در نظام مدیریت بانکی رویه ی مرسومی است؟ برنگشتن مقادیر قابل توجه ارز دولتی به کشور در کدام سیستم مدیریتی اتفاق افتاده و این ارزها با صلاحدید چه کسی در اختیار برخی مجموعه ها قرار داده شد تا شاهد تاراج ثروت کشور باشیم؟ مؤسسات مالی غیرمجازی که در چندسال گذشته سرمایه ی مردم را به باد دادند در کدام سازمان روی داده؟ اگر بنا به انتقاد باشد می توان با قطار کردن بسیاری از چراها و سؤالهای دیگر مدیریت بانک مرکزی و اصولا سازمان بانک مرکزی را سیبل انتقاداتی کرد که برای برخی از آنها جز عذر بدتر از گناه توجیهی وجود ندارد.

بررسی متغیرهای اثرگذار در کاهش تولید خودروسازان آیا نوک پیکان انتقادات را تنها متوجه خودروسازان خواهد کرد؟ ریاست کل بانک مرکزی آیا پاسخ متقنی به مشکل ارزی خودروسازان خواهد داشت؟ آقای همتی که خود تجربه ی فعالیت در دوران تحریم را دارند آیا منکر وجود اثرات تحریم در صنعت خودروسازی خواهند شد؟ خودروسازی کشور جرو اولین صنایعی بود که در دوره ی جدید تحریمها پیش از هر مجموعه و نهادی در تیررس قرار گرفت و به صورت ناجوانمردانه سخت ترین تحریمها علیه آن وضع شد اما با این وجود خطوط تولید خودروسازیها به همت قطعه سازان و خودروسازان تعطیل نشد بلکه رویکرد بسیار مثبتی در آن شروع به شکل گیری کرد.مهندسی بسیاری از قطعات خودروهای پسابرجامی مؤید همین ادعاست که می توانست در کنار انتقادهای تند و بعضا دور از اخلاق حرفه ای بیان شود. بدون شک کنترل برخی از این متغیرها برای مدیران خودرویی عملا امکان پذیر نبود.

فروش فوری و پیش فروش محصولات خودروسازان به منظور تأمین نیاز بازار و جلوگیری از رشد فراینده ی دلال بازی در راستای انجام وظایف خودروسازان بود. در این زمینه اگر همراهی و کمک بسیاری از مجموعه های قطعه سازی نبود عملا صنعت خودروسازی پشتیبانی نداشت زیرا تحمیل برخی افراد علیرغم عدم اشراف به این صنعت توسط برخی افراد صاحب نفوذ نه تنها مشکلات این صنعت را مرتفع نکرد بلکه به برخی مسائل که سبب جریان سازی رسانه ای میشد دامن زد.

تحمیل دو دوره ی سنگین تحریم در دهه ی 90 نشان از حساسیت فوق العاده ی این صنعت خواهد داشت و درست در شرایطی که در سال رونق تولید باید بستری فراهم شود تا انرژی و وفاق خوبی در امر تولید به وجود بیاید هجمه ها و انتقادهایی به وجود آمد که می تواند محل گفتگوی اهالی فن باشد. در چنین اوضاع و احوالی که خودروسازان هم قربانی تحریمهای بین المللی شدند و هم قربانی انتقادهای داخلی هیچکس از برخی مدیران مدعی نپرسید که با وجود همه ی انتقادهایی که دارید آیا تا کنون برنامه ی راهبردی قابل اجرا ارائه داده اید یا خیر؟ بر مسند کارشناسی نشستن و با نگاه به برخی آمار کم و زیاد صحبت کردن کار سختی نیست زیرا کار سخت آنجا صورت می گیرد که باید با سه گروه به طور همزمان تعامل و یا تقابل داشت و از طرفی هم به اصلی ترین وظیفه یعنی تولید پرداخت. تحریم ، منتقدان داخلی و ورود افراد سفارشی سه پاشنه آشیل صنعت خودروسازی در چندسال اخیر بوده و هستند. آیا تا کنون برای برچیدن این بساط همت عالی صورت گرفته که حالا منتظر خروجی آنچنانی هستیم؟ ظرفیتهای تولید بدون ابزار چگونه امکان پذیر خواهد بود وقتی که می بینیم هر تیری که برای رونق دادن به کیفیت و آمار تولید با در بسته ای مواجه می شود و گویی که صنعت مادر کشور در داخل هم به مثابه تحریمهای خارجی مورد ظلم واقع می شود.