به گزارش نبض بازار ، وزارت نفت از دوره ی احمدی نژاد از وزارتخانه هایی بود که حرف و حدیث و حاشیه زیاد داشت تا در دولت روحانی به بیژن زنگنه و با به عقیده ی برخی بلد نفت و شیخ الوزاء رسید. بیژن زنگنه که اویت های اصلی در این وزارتخانه را مبارزه با فساد می داند و برای برخورد جدی با آن کمر همت بسته است. گو اینکه در این دوره شاهد سخت ترین هجمه ها علیه وزارت متبوع او بودیم اما این چیزی از اراده ی وزارت نفت کم نمی کند. کری خوانی های بابک زنجانی یک متهم به فساد فی الارض برای وزیری که خط قرمزش فساد و جشن و پایکوبی عده ای که بیا و ببین دستگاه پوز پیدا کرده ایم همه به سمت و سویی اشاره دارد که مطمئناً یک وزیر جهادی مانع فربه تر شدن عده ای با اتخاذ سیاستهای حرفه ای شده است. حالا در این گیر و دار برخی رسانه ها که علم شفاف سازی دارند در بوق و کرنا کرده اند که وزیر نفت 28 مدیر را از خارج بدنه ی نفت به این وزارتخانه آورده است. واقعاً چه فرقی می کند؟ هرکس از هرجایی برای هر وظیفه ای انتخاب شده باید سعی کند که آن را به نحو احسنت انجام دهد حالا می خواهد وزارت نفت باشد یا هرجای دیگری هیچ فرقی نمی کند. واقعا در بین تمام اخباری که درباره ی مهمترین منبع اقتصادی کشور به گوش می رسد پرداختن به این موضوعات چه مفهومی با خود دارد؟ اصلا بنا را بر این بگذاریم که کل بدنه ی نفت از خارج این وزارتخانه به آن اضافه شده اند آیا این کار خلاف قانون است یا آزمودن آزموده هایی که ثمره ی حضور و کارنامه ی آنها طی چند سال حضور در وزارت نفت کاملا مشخص است؟
ادبیات بدی در بین منتقدان در حال شکل گیری است که در آن برای رسیدن به هدف مورد ننظر خود به هر روشی نتوسل می شوند. از طرفی نمایندگان مجلس با ادبیاتی که نه در شان مردم و در شان جایگاه نماینده ی مجلس است درباره ی تونل زدن از وزارت نفت به بانک مرکزی صحبت می کنند و از طرفی کسی که به بهانه ی دور زدن تحریمها ثروت کشور را صرف مصارف شخصی و شراکت تجاری خود کرده است به ایمیلیهای وزارت نفت از زندان دسترسی پیدا می کند. چه کسی به این راحتی اجازه ی چنین حرکتی را به متهم فساد فی الارض داده و آیا نهادهای نظارتی نباید به این ماجرا ورود کنند. در جریان رسیدگی به پرونده ی هادی رضوی متهم بانک سرمایه قاضی در واکنش به برخی اسنادی که رضوی داشت قرائت می کرد گفت داشتن این اسناد خودش جرم است حالا باید از نهادهای مربوطه پرسید چطور یکنفر از زندان می تواند چنین کاری انجام دهد و آیا امنیت شبکه و افراد متولی آن اینقدر ضعیف هستند که عده ای با شنیدن این خبر در خارج از کشور فضای سایبری و امنیت سازمانهای مهم را به مضحکه بگیرند؟ آنچه که در حال رخ دادن است تضعیف مهمترین پایگاه اقتصادی کشور توسط جریان خاصی است که البته خط و خط کشی آن کاملا مشخص و عیانست اما بهتر خواهد بود پیش از آنکه به روشنی هرچه تمامتر به مردم نشان داده شود که چه گروهی با منافع آنها در حال مقابله هستند از مسیر رفته بازگردند. بازی در زمین دشمنان انقلاب و مردم ایران که با وضع شدیدترین تحریم ها هویت و استقلال کشور را نشانه رفته اند خسرالدنیا و الآخرة خواهند شد.
مواضع این گروه طی چند وقت گذشته به خوبی نشان دهنده ی خط کشی جناحی و منافع شخصی است در حالی که خط مقدم اقتصاد در کشور این روزها به سبب فشارهای بین المللی زیر هجمه های سنگینی است. بدون شک این اوضاع دوام نخواهد داشت اما آنچه که برای این گروه باقی خواهد ماند خشم مردمی است که آنها را در سنکر دشمن می بینند.